جستجو در مقالات منتشر شده


264 نتیجه برای نوع مطالعه: پژوهشي

نگین معین، ریحانه عمواقایی،
جلد 12، شماره 2 - ( 7-1404 )
چکیده

هدف: این  پژوهش با هدف بررسی اثر تیمارهایی مانند خراش­دهی بذر و ترکیبات نیتروژنی بر شکست خواب و شاخص­های جوانه­زنی بذر و رشد دانه­رست گون گزی اجرا شد.
روش پژوهش: در تحقیق حاضر در اولین آزمایش تاثیر خیساندن بذرها در آب جوش 95 درجه سلیسیوس به مدت 5، 10،  و20 دقیقه و همچنین خراش­دهی با تیغ بر جوانه­زنی دانه در یک طرح کاملا تصادفی بررسی شد. در دومین آزمایش، اثر خراش­دهی با انواع ترکیبات شیمیایی (آب، اسید کلریدریک، اسید سولفوریک، اسید استیک، و پراکسید هیدروژن با غلظت 50 درصد) در مدت زمان­های مختلف (2، 5 و10 دقیقه) بر شکست خواب بذر مورد ارزیابی قرار گرفت. در سومین آزمایش، اثر برهمکنش خراش­دهی دانه با تیغ یا اسید سولفوریک و انواع ترکیبات نیتروژنی بر شکست خواب بذر و رشد دانه­رست گون گزی بررسی شد.
یافته­‌ها: نتایج آزمایش اول و دوم نشان داد بذر­های دست نخورده شاهد فقط حدود 20 درصد جوانه­زنی داشتند اما 10 دقیقه تیمار با آب جوش و خراش با تیغ جوانه­زنی را به 57/60  و 70 درصد رساند و بهترین مقادیر میانگین روزانه جوانه­زنی، عدد پیک و ارزش جوانه­زنی با تیمارهای 5 دقیقه در اسید سولفوریک و پس از آن 5 دقیقه در اسید کلریدریک حاصل شد. نتایج آزمایش سوم نشان داد تیمار با تیوره، نیترات پتاسیم و سدیم نیتروپروساید روی جوانه­زنی بذرهای دست نخورده گون گزی اثر معنی­داری نداشت، اما درصد و سرعت جوانه­زنی بذرهای خراش­دهی شده با تیغ یا اسید سولفوریک و همچنین طول ریشه­چه و ساقه­چه دانه­رست را به­ طور معنی­داری افزایش داد. بیشترین اثر بر درصد جوانه­زنی با کاربرد سدیم نیتروپروساید (به عنوان یک ترکیب تولید کننده نیتریک اکساید) بر روی بذر­های خراش­دهی شده با تیغ (90 درصد) و با اسید سولفوریک (79 درصد) به دست آمد. همچنین، نیترات پتاسیم موجب بیشترین افزایش طول ریشه­چه در دانه­رست حاصل از دانه­های خراش­دهی شده با تیغ یا اسید سولفوریک ‏شد و بالاترین طول ساقه­چه با کاربرد سدیم نیتروپروساید به دست آمد.
نتیجه­‌گیری: نتایج به دست آمده نشان می­دهد که بذرهای گون گزی دارای دو نوع خواب فیزیکی و فیزیولوژیکی هستند و خراش­دهی با تیغ و سپس تیمار با سدیم نیتروپروساید برای رفع این خواب دوگانه مناسب است.
جنبه­‌های نوآوری:
  • تیمار با اسید سولفوریک یا تیغ، خواب فیزیکی گون گزی را بهتر از آب جوش می‌شکند.
  • برای اولین بار، خواب ترکیبی گون گزی با خراش‌دهی + ترکیبات نیتروژنی رفع شد.
  • خراش‌دهی با تیغ و سدیم نیتروپروساید موثرترین تیمار بود.

شهرزاد قابلی، حمیدرضا ابراهیمی، حمیدرضا میری، برمک جعفری حقیقی، عبدالرضا جعفری،
جلد 12، شماره 2 - ( 7-1404 )
چکیده

هدف: این پژوهش به‌منظور بررسی اثر دما، شوری و پرایمینگ بذر بر جوانه‌زنی و تعیین دماهای کاردینال (دمای پایه، مطلوب و بیشینه) جوانه‌زنی بذر کاملینا انجام گردید.
مواد و روش‌ها: تیمارهای آزمایشی شامل سطوح مختلف پرایمینگ بذر (بدون پرایم، پرایمینگ با آب، پرایمینگ با اسید جیبرلیک و براسینواستروئید 50 میلی‌گرم در لیتر)، شوری (صفر، 100 و 200 میلی‌مولار) و دماهای مختلف (5، 10، 15، 20، 25، 30، 35 و 40 درجه سلسیوس) بود. برای برآورد دماهای کاردینال، سه مدل رگرسیون غیرخطی دندان‌مانند، دو‌تکه‌ای و بتا برازش داده شد و دقت آن‌ها با معیارهای RMSE، CV، R² و SE ارزیابی گردید.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که جوانه‌زنی بذر کاملینا به‌طور معنی‌داری تحت تأثیر برهم‌کنش همزمان دما، شوری و تیمارهای پرایمینگ قرار دارد و هیچ‌یک از این عوامل به‌صورت مستقل قابل تفسیر نیستند. بیشترین درصد و سرعت جوانه‌زنی در دمای 20 درجه سلسیوس و در شرایط بدون تنش شوری، به‌ویژه با کاربرد اسید جیبرلیک و براسینواستروئید 50 میلی‌گرم در لیتر، حاصل شد؛ در حالی‌که ترکیب دماهای بالا (به‌ویژه 35 درجه) و شوری 200 میلی‌مولار موجب کاهش شدید یا توقف جوانه‌زنی گردید. پرایمینگ هورمونی علاوه بر افزایش درصد جوانه‌زنی، با کاهش زمان رسیدن به 50 درصد جوانه‌زنی، سبب افزایش سرعت جوانه‌زنی شد و دمای پایه را کاهش و دامنه تحمل حرارتی را بهبود بخشید. در مقایسه سه مدل استفاده شده با توجه به پارامترهای RMSE، CV، R2، SE مدل دوتکه‌ای و دندان مانند مناسب‌ترین مدل جهت تخمین دماهای کاردینال بذر کاملینا بود. نتایج نشان داد که مناسب‌ترین تیمار استفاده از پرایمینگ با براسینواستروئید بود.
نتیجه‌گیری: استفاده از پرایمینگ، به‌ویژه براسینواستروئید و اسید جیبرلیک، می‌تواند به‌عنوان راهکاری مؤثر برای بهبود استقرار بذر کاملینا در شرایط تنش شوری و نوسانات دمایی توصیه شود. استفاده از مدل‌های رگرسیون غیرخطی از جمله دندان‌مانند، دو‌تکه‌ای و بتا می‌تواند به‌طور مؤثر برای کمی‌سازی پاسخ جوانه‌زنی بذر کاملینا به دما، شوری و پرایمینگ بذر به کار رود؛ بنابراین با استفاده از خروجی این مدل‌ها در دماهای مختلف، می‌توان سرعت جوانه‌زنی را تحت تیمارهای مختلف پرایمینگ و سطوح شوری پیش‌بینی نمود.
جنبه‌های نوآوری:
  • اثر دما، شوری و پرایمینگ بر جوانه‌زنی بذر کاملینا بررسی شد.
  • اثر پرایمینگ بذر بر دماهای کاردینال بذر کاملینا تحت شرایط تنش شوری مطالعه گردید.
  • مقایسه و انتخاب مدل غیرخطی برتر (دندان‌مانند و دو‌تکه‌ای) برای تخمین دماهای کاردینال کاملینا تحت تنش شوری و پرایمینگ انجام شد.

اکرم اورکی، احسان شهبازی، کرامت اله سعیدی، فریبا رفیعی،
جلد 12، شماره 2 - ( 7-1404 )
چکیده

هدف: این تحقیق، ارزیابی اثر سطوح مختلف تنش خشکی ناشی از پلی اتیلن گلیکول بر مولفه­های جوانه­زنی، رشد گیاهچه و بنیه بذر 24 ژنوتیپ سیاه­دانه به منظور شناسایی ژنوتیپ­های متحمل و حساس به تنش خشکی است.
روش تحقیق: این پژوهش در قالب آزمایش فاکتوریل با طرح پایه کاملاً تصادفی با سه تکرار در آزمایشگاه فیزیولوژی گیاهان زراعی دانشگاه شهرکرد اجرا شد. فاکتورهای آزمایش  شامل 24 ژنوتیپ سیاه­دانه (داخلی و خارجی) و پنج سطح تنش خشکی ناشی از پلی­اتیلن گلیکول، سطح صفر (آب مقطر)، 2/0-، 3/0-، 4/0- و 6/0-  مگاپاسکال بودند. صفات درصد، سرعت و متوسط زمان جوانه­زنی، طول ریشه­چه، ساقه­چه و گیاهچه، وزن تر و خشک گیاهچه و هم­چنین بنیه بذر اندازه­گیری شدند.
یافته­ها: نتایج تجزیه واریانس نشان داد که اثر ژنوتیپ، خشکی و اثر متقابل آن­ها، برای تمام صفات مرتبط با جوانه­زنی و رشد اولیه گیاهچه معنی­دار گردید. بیش­ترین همبستگی مثبت و معنی­دار بین بنیه بذر و طول گیاهچه، طول گیاهچه و طول ریشه­چه و هم­چنین بین بنیه بذر و طول ریشه­چه به­دست آمد. تجزیه به مؤلفه­های اصلی روی ۹ صفت جوانه­زنی نشان داد که سه مؤلفه اول با مقادیر ویژه بیش­تر از یک، در مجموع 91/87 درصد از واریانس کل را توجیه کردند. بر اساس بای‌پلات مؤلفه­های اول و دوم و تجزیه خوشه‌ای به روشWard ، ژنوتیپ­ها به سه گروه متحمل (۳، ۸، ۱۱، ۲۴)، نیمه­‌متحمل (۱، ۲، ۹، ۱۲، ۱۴، ۱۷) و حساس (۱۴ ژنوتیپ دیگر) تقسیم شدند. نتایج آزمون‌های چند­متغیره (اثر پیلای، لاندای ویلک، اثر لاولی-هتلینگ و بزرگترین ریشه روی) اختلاف بسیار معنی­داری بین گروه­‌ها در سطح احتمال یک درصد نشان داد که تأیید­کننده اعتبار گروه­‌بندی انجام­شده بود.
نتیجه­گیری: یافته‌های این پژوهش حاکی از تفاوت معنی‌دار بین ژنوتیپ‌های مورد بررسی سیاهدانه از نظر صفات مرتبط با جوانه‌زنی و رشد گیاهچه‌ای تحت تنش خشکی است که بیانگر تنوع ژنتیکی قابل توجه در میان این ژرم‌پلاسم می‌باشد. ژنوتیپ‌های 3، 8، 11 و 24 عملکرد برتری از نظر صفات مرتبط با جوانه‌زنی نشان دادند، بنابراین می‌توان از این ژنوتیپ‌ها در برنامه‌های اصلاحی آینده بهره گرفت. علاوه بر این، گروه‌بندی ژنوتیپ‌ها بر اساس پاسخ به تنش خشکی، امکان انتخاب والدین با فاصله ژنتیکی بیشتر برای تلاقی را فراهم می‌آورد که می‌تواند به تحلیل ژنتیکی مکانیسم‌های تحمل به خشکی و بهبود صفات مرتبط کمک نماید.
 
زینب رستمی، مرتضی ابراهیمی، مهرآنا کوهی،
جلد 13، شماره 1 - ( 1-1405 )
چکیده

هدف: تکثیر بذری شیرین‌بیان به دلیل پوسته سخت بذر و جوانه‌زنی کند، کم و غیریکنواخت با محدودیت مواجه است. این مطالعه اثر تیمارهای شیمیایی، نور و دما را بر جوانه‌زنی، بنیه گیاهچه و رشد اولیه گیاهچه شیرین‌بیان ارزیابی کرد..
روش پژوهش: پنج آزمایش مستقل انجام شد: اسید سولفوریک (۵۰ و ۹۸ درصد به مدت ۳۰ و ۶۰ دقیقه)، اسید جیبرلیک (۵۰، ۱۰۰ و ۲۰۰ میلی‌گرم در لیتر به مدت ۲۴، ۴۸ و ۷۲ ساعت)، پتاسیم نیترات (۰/۲، ۰/۴ و ۰/۶ درصد)، کیفیت نور (قرمز، آبی، سفید، ترکیب ۷۰% قرمز + ۳۰% آبی، مادون قرمز دور و تاریکی) و رژیم‌های دمایی (دمای ثابت ۴، ۱۱ و ۲۵ درجه سلسیوس، همراه با پیش‌تیمار آب جوش). هر آزمایش در قالب طرح کاملاً تصادفی با چهار تکرار و ۲۰ بذر انجام شد. صفات جوانه‌زنی، رشد و بنیه گیاهچه اندازه‌گیری شد.
یافته‌ها: اثر تیمارها برای بیشتر صفات معنی‌دار بود. اسید سولفوریک (۹۸%، ۳۰ دقیقه) جوانه‌زنی ۱۰۰% و بالاترین سرعت جوانه‌زنی (۱۳/۴۵ بذر در روز) را ایجاد کرد، در حالی که مدت ۶۰ دقیقه بیشترین طول گیاهچه و شاخص بنیه را تولید نمود. اسید جیبرلیک ۱۰۰ میلی‌گرم در لیتر به مدت ۷۲ ساعت بالاترین شاخص بنیه و ۲۰۰ میلی‌گرم در لیتر به مدت ۷۲ ساعت بالاترین سرعت جوانه‌زنی را نشان داد. پتاسیم نیترات ۰/۶% بالاترین درصد و سرعت جوانه‌زنی را ایجاد کرد، در حالی که ۰/۴% رشد و بنیه گیاهچه را بهبود بخشید. نور آبی درصد و سرعت جوانه‌زنی را افزایش داد، در حالی که تاریکی طول گیاهچه و شاخص بنیه را افزایش داد. تیمار آب جوش و سپس نگهداری در دمای ۲۵ درجه سلسیوس بالاترین درصد و سرعت جوانه‌زنی را ایجاد کرد، در حالی که نگهداری پیوسته در دمای ۱۱ درجه سلسیوس بیشترین طول گیاهچه و بالاترین شاخص بنیه را از نظر عددی تولید نمود.
نتیجه‌گیری: پاسخ بذرهای شیرین‌بیان هم به نوع تیمار و هم به صفت مورد ارزیابی وابسته بود، بنابراین تیمارهایی که جوانه‌زنی را به بیشینه رساندند، لزوماً بنیه‌مندترین گیاهچه‌ها را تولید نکردند. از این‌رو، در انتخاب تیمار باید هم جوانه‌زنی و هم کیفیت گیاهچه در نظر گرفته شود. این یافته‌ها مبنای عملی برای بهبود تکثیر شیرین‌بیان و طراحی مطالعات تکمیلی گلخانه‌ای و مزرعه‌ای را فراهم می‌کند.
جنبه‌های نوآوری
•              پنج آزمایش، تیمارهای شیمیایی، نوری و حرارتی را در گیاه شیرین‌بیان بررسی کرد.
•              اسید سولفوریک (۹۸ درصد) مؤثرترین تیمار خراشدهی (اسکاریفیکاسیون) بود.
•              تیمارهایی که بیشینه جوانه‌زنی را ایجاد کردند، لزوماً بیشینه رشد و بنیه گیاهچه را تولید نکردند.


صفحه 14 از 14    
...
14
بعدی
آخرین
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله پژوهشهای بذر ایران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Iranian Journal of Seed Research

Designed & Developed by : Yektaweb

Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons Attribution 4.0 International License.