جستجو در مقالات منتشر شده



ابوحسن فرهنگ سردرودی، ملیحه صادقی زاده، علی خطیبی، قاسمعلی عبدالهی کوشکی، علیرضا جمالی خرنجانی،
جلد 12، شماره 2 - ( 12-1404 )
چکیده

هدف: این مطالعه با هدف تفکیک پاسخ‌های تحریکی اولیه از اثرات بازدارنده در بذر ریحان تحت تنش قلیایی (کربنات سدیم) انجام شد.
روش پژوهش: آزمایش در قالب طرح کاملاً تصادفی با چهار سطح کربنات سدیم (صفر، ۵، ۱۵ و ۳۰ میلی‌مولار) و سه تکرار اجرا شد. پویایی جوانه‌زنی با درصد جوانه‌زنی، سرعت جوانه‌زنی و میانگین زمان جوانه‌زنی ارزیابی گردید. رشد پس از جوانه‌زنی با شاخص بنیه بذر، تخصیص زیست‌توده (وزن تر و خشک) و شاخص زیست‌توده کل (TBI) سنجیده شد. شاخص‌های تحمل به شوری (STI) محاسبه و تحلیل‌های چندمتغیره (نقشه حرارتی همبستگی و تحلیل مؤلفه‌های اصلی (PCA)) انجام گرفت.
یافته‌ها: یک پاسخ درانگیختن (هورمزیس) واضح مشاهده شد. در غلظت ۵ میلی‌مولار، TBI به حداکثر مقدار خود رسید (28/2 = STI.TBI) که نشان‌دهنده تحریک معنی‌دار رشد است. غلظت‌های بالاتر از ۱۵ میلی‌مولار باعث کاهش شدید همه شاخص‌ها شد. در ۳۰ میلی‌مولار، توان جوانه‌زنی و رشد اولیه به شدت کاهش یافت که با کاهش سرعت جوانه‌زنی و اختلال در تخصیص زیست‌توده همراه بود. تحلیل PCA معادل 75/97 درصد از واریانس کل را تبیین کرد و تیمارها را به خوبی تفکیک نمود. نقشه حرارتی همبستگی قوی (962/0= r) بین سرعت جوانه‌زنی و استقرار گیاهچه نشان داد.
نتیجه‌گیری: یک آستانه تحریکی در غلظت ۵ میلی‌مولار کربنات سدیم وجود دارد. گذار از هورمزیس به سمیت بین ۵ تا ۱۵ میلی‌مولار رخ می‌دهد که نشان‌دهنده دامنه تطبیق‌پذیری محدود ریحان دماوند است. شاخص TBI و خوشه‌بندی مبتنی بر PCA به عنوان شاخص‌های قابل‌اطمینان برای ارزیابی تحمل به شوری معرفی می‌شوند. این یافته‌ها بر اهمیت مدیریت دقیق خاک و آب در محیط‌های قلیایی تأکید دارد.
جنبه‌های نوآوری:
  • تنش کربنات سدیم (۵ میلی‌مولار) رشد گیاهچه ریحان دماوند را تحریک کرد که بیانگر پاسخ درانگیختن است.
  • تحلیل مؤلفه‌های اصلی (PCA) با تبیین 8/97٪ از واریانس، سطوح تنش را به خوبی تفکیک کرد.
  • شاخص زیست‌توده کل (TBI) به عنوان معیار قابل‌اعتمادترین شاخص تحمل به تنش قلیایی معرفی شد.
  • تنش شدید (۳۰ میلی‌مولار) با اختلال در تخصیص زیست‌توده و کینتیک جوانه‌زنی، موجب استقرار ضعیف گیاهچه گردید.

عاطفه رشیدی فرد، میثم رضائی،
جلد 12، شماره 2 - ( 12-1404 )
چکیده

هدف: شوری یکی از مهم‌ترین تنش‌های غیرزیستی کاهش‌دهنده عملکرد و کیفیت محصولات کشاورزی در جهان است. هدف این مرور، ارزیابی سیستماتیک تأثیر پرایمینگ و پوشش‌دهی بذر با اسید هیومیک بر بهبود جوانه‌زنی، استقرار گیاهچه و رشد گیاه در شرایط تنش شوری می‌باشد.
روش پژوهش: جستجوی جامع در پایگاه‌های داده معتبر علمی (Web of Science, Scopus, Google Scholar) با استفاده از کلیدواژه‌های مرتبط انجام شد. مطالعاتی که به بررسی سازوکارهای فیزیولوژیکی، بیوشیمیایی و مولکولی افزایش تحمل به شوری ناشی از پرایمینگ و پوشش‌دهی بذر با اسید هیومیک پرداخته بودند، مورد مرور قرار گرفتند.
یافته‌ها: پرایمینگ و پوشش‌دهی بذر با اسید هیومیک به طور معنی‌داری درصد و سرعت جوانه‌زنی، رشد ریشه و ساقه، محتوای کلروفیل و کارایی فتوسنتز را در شرایط شوری افزایش داده است. اسید هیومیک تجمع سدیم را کاهش، نسبت پتاسیم به سدیم را بهبود و فعالیت آنزیم‌های پاد‌اکسیدانی (SOD، CAT، POX) را افزایش داد. همچنین تولید ATP و جذب عناصر غذایی ضروری (پتاسیم، کلسیم، منیزیم) را تسهیل کرد.
نتیجه‌گیری: پرایمینگ و پوشش‌دهی بذر با اسید هیومیک روشی مؤثر، کم‌هزینه و سازگار با محیط زیست برای افزایش تحمل به شوری در گیاهان زراعی است. این روش با تسریع استقرار گیاهچه، تحریک رشد ریشه و کاهش تنش اکسیداتیو از طریق افزایش فعالیت آنزیم‌های پاد‌اکسیدانی عمل می‌کند. تحقیقات آینده باید بر اثرات هم‌افزایی با سایر محرک‌های زیستی در محصولات مختلف و سطوح گوناگون شوری متمرکز شود.
جنبه‌های نوآوری:
  • پرایمینگ و پوشش‌دهی بذر با اسید هیومیک، تحمل گیاه را در برابر تنش شوری افزایش می‌دهد.
  • اسید هیومیک به‌طور پایدار سلامت خاک و کارایی عناصر غذایی را بهبود می‌بخشد.
  • پرایمینگ و پوشش‌دهی بذر با اسید هیومیک روشی مقرون‌به‌صرفه برای افزایش رشد و عملکرد محصول در خاک‌های متأثر از نمک است.

داور ملازم،
جلد 12، شماره 2 - ( 12-1404 )
چکیده

هدف: این مطالعه تأثیر پیش‌تیمار مغناطیسی را در بهبود تحمل به خشکی برنج رقم هاشمی در مرحله جوانه‌زنی و رشد اولیه گیاهچه بررسی کرد.
روش پژوهش: آزمایشی فاکتوریل بر پایه طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار در سال ۱۴۰۳ در دانشگاه آزاد اسلامی واحد آستارا اجرا شد. بذرهای برنج در معرض میدان‌های مغناطیسی (۰، ۵۰، ۱۰۰ و ۱۵۰ میلی‌تسلا) به مدت ۲۰ یا ۴۰ دقیقه قرار گرفتند و سپس تحت چهار سطح تنش خشکی القاشده با پلی‌اتیلن گلیکول (۰،2-، 5-، و ۱۰- بار) قرار گرفتند. شاخص‌های جوانه‌زنی و صفات فیزیولوژیکی شامل پرولین، مالون‌دی‌آلدئید و کلروفیل پس از ۲۵ روز اندازه‌گیری شدند.
یافته‌ها: مقایسه میانگین برهمکنش‌ها نشان داد که در نبود میدان الکترومغناطیسی، افزایش تنش خشکی از ۰ تا ۱۰- بار به‌طور معنی‌داری درصد جوانه‌زنی را از ۹۷ به ۶۶/۵۳ درصد، سرعت جوانه‌زنی را از 43/0 به 19/0 بذر در روز و طول ریشه‌چه از 8/65 به 66/28، طول ساقه‌چه از 33/45 به 33/17میلی‌متر کاهش داد. با این حال، کاربرد میدان مغناطیسی ۱۰۰ میلی‌تسلا این کاهش‌ها را به‌ترتیب برای درصد جوانه‌زنی و طول گیاهچه به حدود ۲۴ و ۴۹ درصد محدود کرد که بیانگر بهبود بیش از ۲۰ درصدی در حفظ توان جوانه‌زنی است. با افزایش تنش خشکی، محتوای پرولین از 01/1 به 34/8 میکرومول بر گرم وزن‌تر و مالون‌دی‌آلدئید از 40/4 به 00/8 میلی‌مول بر گرم وزن‌تر افزایش یافت، در حالی‌که کلروفیل a از 64/0 به 17/0 و کلروفیل b از 75/0 به 32/0 میلی‌گرم بر گرم وزن‌تر کاهش یافت. در شاهد، کلروفیل a حدود ۷۲ درصد کاهش نشان داد، در حالی‌که در شدت ۱۰۰ میلی‌تسلا این کاهش به 8/56 درصد محدود شد که حاکی از بهبود تقریباً ۱۵ درصدی است. تحلیل رگرسیون نشان داد که اثر شدت میدان مغناطیسی بر صفات مورد بررسی به سطح تنش خشکی وابسته بوده و از الگوی یکنواختی پیروی نمی‌کند؛ به‌طوری‌که در تنش شدید (۱۰- بار)، هیچ رابطه خطی معنی‌داری مشاهده نشد.
نتیجه‌گیری: کاربرد پیش‌تیمار مغناطیسی در محدوده بهینه می‌تواند به‌عنوان روشی ساده، زیست‌سازگار و کاربردی برای افزایش تحمل به خشکی در بذر برنج و بهبود استقرار اولیه گیاهچه در شرایط نامساعد محیطی به‌کار رود. در پژوهش حاضر، تیمار ۱۰۰ میلی‌تسلا به مدت ۴۰ دقیقه باعث بهبود شاخص‌های بنیه گیاهچه از نظر طول و وزن شد. این یافته‌ها افق‌های تازه‌ای را برای کاربرد فناوری‌های فیزیکی در مدیریت تنش‌های کشاورزی گشوده و زمینه را برای تحقیقات بیشتر در شرایط مزرعه‌ای فراهم می‌سازد.
جنبه‌های نوآوری
  • پاسخ جوانه‌زنی به میدان‌های مغناطیسی غیرخطی بوده و به شدت میدان و سطح تنش خشکی وابسته است.
  • پیش‌تیمار مغناطیسی با شدت ۱۰۰ میلی‌تسلا به مدت ۴۰ دقیقه، اثرات تنش خشکی را تا ۲۰ درصد در صفات جوانه‌زنی کاهش می‌دهد.
  • پیش‌تیمار مغناطیسی راهبردی ساده و زیست‌سازگار برای بهبود استقرار گیاهچه برنج در شرایط خشکی ارائه می‌دهد.

مریم هاشم وند، محمد صدقی،
جلد 12، شماره 2 - ( 12-1404 )
چکیده

هدف: این پژوهش با هدف بررسی تأثیر پرایمینگ بذر با سیلیسیم بر بهبود جوانه‌زنی و پاسخ‌های بیوشیمیایی ذرت (هیبرید سینگل کراس 704) در گستره‌های مختلف اسیدیته محیط کشت انجام شد.
روش پژوهش: آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار اجرا شد. تیمارها شامل چهار سطح پرایمینگ [شاهد (آب مقطر) و محلول سیلیسیم با غلظت‌های ۵۰، ۱۰۰ و ۱۵۰ میلی‌گرم در لیتر] و سه سطح اسیدیته محیط کشت (۵، 5/6 و ۸) بودند. صفات اندازه‌گیری‌شده شامل شاخص‌های جوانه‌زنی (درصد و سرعت)، رشد گیاهچه (وزن تر، بنیه وزنی و طول)، نشت یونی (نشت نسبی الکترولیت) و شاخص‌های بیوشیمیایی (فعالیت آنزیم‌های آمیلاز و پروتئاز، محتوای قندهای محلول، پروتئین کل و جذب سیلیسیم) بودند.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که انحراف از اسیدیته بهینه (5/6) به سمت شرایط اسیدی (۵) یا قلیایی (۸) به‌طور معنی‌داری شاخص‌های جوانه‌زنی و رشد را کاهش و نشت یونی را افزایش داد. پرایمینگ بذر با سیلیسیم، به‌ویژه در غلظت ۱۵۰ میلی‌گرم در لیتر، اثرات نامطلوب تغییرات اسیدیته را به‌طور محسوسی کاهش داد. در شرایط اسیدی (5 pH =)، این تیمار درصد جوانه‌زنی را تا 19/63 درصد نسبت به شاهد فاقد سیلیسیم در همان اسیدیته افزایش، نشت نسبی الکترولیت را کاهش و فعالیت آنزیم‌های آمیلاز و پروتئاز، محتوای قندهای محلول، پروتئین کل و جذب سیلیسیم را به‌طور معنی‌داری بهبود بخشید. اثر متقابل سیلیسیم و اسیدیته تنها برای سرعت جوانه‌زنی معنی‌دار بود که نشان‌دهنده نقش اختصاصی سیلیسیم در تسریع جوانه‌زنی در شرایط اسیدیته نامطلوب است.
نتیجه‌گیری: پرایمینگ بذر ذرت با سیلیسیم (۱۵۰ میلی‌گرم در لیتر) می‌تواند به عنوان راهکاری مؤثر برای افزایش قابلیت جوانه‌زنی و تقویت وضعیت فیزیولوژیک و بیوشیمیایی بذرهای مواجه‌شده با شرایط اسیدیته غیربهینه محیط کشت، به‌ویژه تحت تنش اسیدی، به کار رود. این روش پتانسیل قابل‌توجهی برای بهبود استقرار مزرعه‌ای در خاک‌های دارای اسیدیته زیربهینه دارد.
جنبه‌های نوآوری:

  • پرایمینگ ذرت با سیلیسیم، جوانه‌زنی، سرعت و بنیه را در اسیدیته‌های مختلف، به‌ویژه ۵=pH، بهبود داد.
  • سیلیسیم (۱۵۰ میلی‌گرم در لیتر) با کاهش نشت الکترولیت، آسیب غشا را در تنش اسیدیته کاهش داد.
  • سیلیسیم فعالیت آلفاـآمیلاز و پروتئاز، قند محلول و پروتئین کل گیاهچه را افزایش داد.
  • اثرات مفید سیلیسیم مستقل از اسیدیته بود که نشان‌دهنده کاهش پایدار تنش در جوانه‌زنی است.

فاطمه فتح فتح‌آبادی، مرضیه اتحادپور، محدثه شمس‌الدین سعید،
جلد 12، شماره 2 - ( 12-1404 )
چکیده

هدف: این پژوهش با هدف ارزیابی اثر پرایمینگ بذر با محرک‌های غیرزیستی شامل اسید سالیسیلیک، پرولین، گابا (γ-آمینوبوتیریک اسید) و ملاتونین بر بهبود تحمل تنش شوری در گل همیشه بهار انجام شد.
مواد و روش‌ها: آزمایش به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی تحت شرایط کنترل‌شده آزمایشگاهی با سه تکرار اجرا شد. تیمارها شامل چهار سطح شوری (0، 3، 6 و 9 دسی‌زیمنس بر متر) و شش نوع پرایمینگ بذر (شاهد بدون پرایمینگ، هیدروپرایمینگ با آب مقطر، اسید سالیسیلیک 5/1 میلی‌مولار، پرولین 100 میلی‌گرم در لیتر، گابا 10 میلی‌مولار و ملاتونین 100 میکرومولار) بودند. بذرها به مدت 24 ساعت در تاریکی و دمای 20 درجه سلسیوس پرایم شدند و سپس تحت تنش شوری قرار گرفتند. صفات مورد بررسی شامل درصد و سرعت جوانه‌زنی، شاخص بنیه گیاهچه، طول ریشه‌چه و ساقه‌چه، و وزن خشک اندام هوایی و ریشه بودند.
یافته‌ها: افزایش سطح شوری موجب کاهش معنی‌دار تمام صفات جوانه‌زنی و رشد گیاهچه شد، به‌طوری‌که درصد جوانه‌زنی در سطوح شوری 3، 6 و 9 دسی‌زیمنس بر متر به‌ترتیب 7/6، 9/18 و 5/24 درصد نسبت به شاهد کاهش یافت. پرایمینگ بذر به‌طور معنی‌داری اثرات منفی شوری را کاهش داد. در میان تیمارها، هیدروپرایمینگ به‌طور پیوسته درصد و سرعت جوانه‌زنی، شاخص بنیه گیاهچه و تجمع زیست‌توده را در همه سطوح شوری بهبود بخشید و حتی در شوری شدید (9 دسی‌زیمنس بر متر) نیز اثر مثبت خود را حفظ کرد. گابا و اسید سالیسیلیک بیشترین افزایش وزن خشک اندام هوایی را ایجاد کردند، در حالی که پرولین، ملاتونین و گابا نیز رشد اولیه گیاهچه را بهبود بخشیدند. در شرایط شوری شدید، گیاهان پرایم‌شده کاهش عملکرد کمتری با افزایش سطح نمک نشان دادند که بیانگر بهبود تحمل به تنش است.
نتیجه‌گیری: به‌طور کلی، پرایمینگ بذر با محرک‌های غیرزیستی مناسب، راهکاری مؤثر، اقتصادی و سازگار با محیط‌زیست برای کاهش خسارات ناشی از شوری و بهبود استقرار و بهره‌وری گیاهان دارویی در محیط‌های شور است. اثر مثبت تیمارهای پرایمینگ به نوع محرک و شدت تنش شوری وابسته بود.
جنبه‌های نوآوری:
  • پرولین و گابا اثرات بازدارنده شوری بر جوانه‌زنی همیشه بهار را کاهش دادند.
  • هیدروپرایمینگ تجمع زیست‌توده را در همه سطوح شوری بهبود بخشید.
  • اثربخشی محرک‌ها به شدت شوری و نوع صفت وابسته بود.

رامین زیلاب‌پور، علی مرادی، حمیدرضا بلوچی، علیرضا یدوی، حجت اله لطیف منش،
جلد 12، شماره 2 - ( 12-1404 )
چکیده

هدف: پیری بذر در دانه‌های روغنی مانند کنجد، یکی از چالش‌های اصلی انبارداری است که کیفیت جوانه‌زنی و قدرت رویشی را کاهش می‌دهد. رقم داراب۱ با روغن بالا، به شرایط انبار (دما، رطوبت و زمان) بسیار حساس است. در این پژوهش، اثر غلظت‌های مختلف پیکس در تعامل با دما، رطوبت و مدت نگهداری بر شاخص‌های جوانه‌زنی و بیوشیمیایی بذر بررسی شد تا امکان بهبود پایداری کیفی بذر در انبار مشخص گردد.
روش پژوهش: آزمایش به صورت فاکتوریل چهارعاملی در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار انجام شد. عوامل مورد بررسی عبارت بودند از دمای انبار (۱۵، ۲۵ و ۳۵ درجه سلسیوس)، رطوبت بذر (۹، ۱۲ و ۱۵ درصد)،  غلظت پیکس (۰، ۳۰۰۰ و ۴۵۰۰ میلی‌گرم در لیتر) و  مدت زمان نگهداری (۳۰، ۶۰، ۹۰، ۱۲۰، ۱۵۰ و ۱۸۰ روز). پس از پایان دوره انبارداری، ویژگی‌های فیزیولوژیکی بذر شامل درصد و سرعت جوانه‌زنی، طول ریشه و ساقه­چه، وزن خشک نهال، شاخص بنیه گیاهچه، فعالیت آنزیم α-آمیلاز و میزان نشت الکترولیت اندازه‌گیری شد.
یافته‌ها: افزایش دما، رطوبت و مدت نگهداری، زوال بذر را تسریع کرد. پس از ۱۸۰ روز، نشت الکترولیت در شاهد با افزایش دما از ۱۵ به ۲۵ درجه سلسیوس (در رطوبت ۹ درصد) از 47/21 به 72/72 درصد افزایش یافت (۵۴ درصد نشت غشایی)، در حالی که پیکس ۳۰۰۰ میلی‌گرم بر لیتر آن را ۱۹۸۰ درصد کاهش داد. فعالیت αآمیلاز با زوال کاهش یافت، اما پیکس ۳۰۰۰ میلی‌گرم بر لیتر بالاترین فعالیت را حفظ کرد (5/15 در برابر 3/16 nmol seed-1min-1  پس از ۱۸۰ روز). همچنین درصد و سرعت جوانه‌زنی، طول و وزن خشک گیاهچه و شاخص بنیه با پیری افت کردند، اما تیمار پیکس، به‌ویژه در غلظت ۳۰۰۰ میلی‌گرم بر لیتر ، این کاهش‌ها را به‌طور معنی‌داری تعدیل نمود.
نتیجه‌گیری: نگهداری بذر در دما و رطوبت بالا، زوال کنجد را تسریع کرده و موجب کاهش جوانه‌زنی و فعالیت αآمیلاز و افزایش آسیب غشایی شد. پیکس ۳۰۰۰ میلی‌گرم بر لیتر مؤثرترین تیمار بود که بنیه بذر و فعالیت آنزیمی را حفظ و نشت الکترولیت را کاهش داد. بنابراین، تیمار بذر با ۳۰۰۰ میلی‌گرم بر لیتر پیکس پیش از انبار، به‌ویژه در شرایط ۱۵ درجه سلسیوس و رطوبت ۹ درصد، به‌عنوان راهکاری مؤثر برای افزایش طول عمر و حفظ کیفیت بذر در ذخیره‌سازی میان‌مدت قابل توصیه است.
جنبه‌های نوآوری:
  • پیکس ۳۰۰۰ میلی‌گرم بر لیتر به‌طور مؤثری از کاهش صفات فیزیولوژیکی بذر کنجد در طول ذخیره‌سازی جلوگیری کرده و پتانسیل جوانه‌زنی و قدرت بذر را حفظ نمود.
  • افزایش دما، رطوبت و مدت نگهداری، فعالیت αآمیلاز را کاهش و نشت الکترولیت را افزایش داد که نشان‌دهنده تسریع پیری فیزیولوژیکی بذر است.
  • تیمار با پیکس کیفیت بذر را در شرایط گرم و مرطوب از طریق کاهش نشت الکترولیت و افزایش پایداری غشا بهبود بخشید، که می‌تواند به‌عنوان راهکاری عملی برای افزایش طول عمر بذر کاربرد داشته باشد.

نگین معین، ریحانه عمواقایی،
جلد 12، شماره 2 - ( 12-1404 )
چکیده

هدف: این  پژوهش با هدف بررسی اثر تیمارهایی مانند خراش­دهی بذر و ترکیبات نیتروژنی بر شکست خواب و شاخص­های جوانه­زنی بذر و رشد دانه­رست گون گزی اجرا شد.
روش پژوهش: در تحقیق حاضر در اولین آزمایش تاثیر خیساندن بذرها در آب جوش 95 درجه سلیسیوس به مدت 5، 10،  و20 دقیقه و همچنین خراش­دهی با تیغ بر جوانه­زنی دانه در یک طرح کاملا تصادفی بررسی شد. در دومین آزمایش، اثر خراش­دهی با انواع ترکیبات شیمیایی (آب، اسید کلریدریک، اسید سولفوریک، اسید استیک، و پراکسید هیدروژن با غلظت 50 درصد) در مدت زمان­های مختلف (2، 5 و10 دقیقه) بر شکست خواب بذر مورد ارزیابی قرار گرفت. در سومین آزمایش، اثر برهمکنش خراش­دهی دانه با تیغ یا اسید سولفوریک و انواع ترکیبات نیتروژنی بر شکست خواب بذر و رشد دانه­رست گون گزی بررسی شد.
یافته­‌ها: نتایج آزمایش اول و دوم نشان داد بذر­های دست نخورده شاهد فقط حدود 20 درصد جوانه­زنی داشتند اما 10 دقیقه تیمار با آب جوش و خراش با تیغ جوانه­زنی را به 57/60  و 70 درصد رساند و بهترین مقادیر میانگین روزانه جوانه­زنی، عدد پیک و ارزش جوانه­زنی با تیمارهای 5 دقیقه در اسید سولفوریک و پس از آن 5 دقیقه در اسید کلریدریک حاصل شد. نتایج آزمایش سوم نشان داد تیمار با تیوره، نیترات پتاسیم و سدیم نیتروپروساید روی جوانه­زنی بذرهای دست نخورده گون گزی اثر معنی­داری نداشت، اما درصد و سرعت جوانه­زنی بذرهای خراش­دهی شده با تیغ یا اسید سولفوریک و همچنین طول ریشه­چه و ساقه­چه دانه­رست را به­ طور معنی­داری افزایش داد. بیشترین اثر بر درصد جوانه­زنی با کاربرد سدیم نیتروپروساید (به عنوان یک ترکیب تولید کننده نیتریک اکساید) بر روی بذر­های خراش­دهی شده با تیغ (90 درصد) و با اسید سولفوریک (79 درصد) به دست آمد. همچنین، نیترات پتاسیم موجب بیشترین افزایش طول ریشه­چه در دانه­رست حاصل از دانه­های خراش­دهی شده با تیغ یا اسید سولفوریک ‏شد و بالاترین طول ساقه­چه با کاربرد سدیم نیتروپروساید به دست آمد.
نتیجه­‌گیری: نتایج به دست آمده نشان می­دهد که بذرهای گون گزی دارای دو نوع خواب فیزیکی و فیزیولوژیکی هستند و خراش­دهی با تیغ و سپس تیمار با سدیم نیتروپروساید برای رفع این خواب دوگانه مناسب است.
جنبه­‌های نوآوری:
  • تیمار با اسید سولفوریک یا تیغ، خواب فیزیکی گون گزی را بهتر از آب جوش می‌شکند.
  • برای اولین بار، خواب ترکیبی گون گزی با خراش‌دهی + ترکیبات نیتروژنی رفع شد.
  • خراش‌دهی با تیغ و سدیم نیتروپروساید موثرترین تیمار بود.


صفحه 9 از 9    
9
بعدی
آخرین
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله پژوهشهای بذر ایران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Iranian Journal of Seed Research

Designed & Developed by : Yektaweb

Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons Attribution 4.0 International License.