جستجو در مقالات منتشر شده


3 نتیجه برای تلقیح

امین صالحی، یعقوب بهزادی، رهام محتشمی، نسرین نیکنام،
جلد 9، شماره 2 - ( 12-1401 )
چکیده

چکیده مبسوط
مقدمه: گلرنگ (Carthamus tinctorius L.) گیاهی زراعی یکساله و با کاربرد روغنی است که به مناطق خشک و نیمه خشک سازگار می‌باشد و به عنوان گیاه بومی ایران محسوب می‌شود. مرحله جوانه‌زنی و استقرار گیاهچه در خاک از مهم‌ترین مراحل رشد و نمو در چرخه زندگی گیاهان می‌باشد. داشتن سرعت و درصد جوانه‌زنی بالا سبب افزایش تعداد گیاهچه‌ها گردیده و استقرار سریع و موفق گیاهچه‌ها در خاک نیز به رشد رویشی مناسب گیاهچه‌ها در مراحل بعدی زندگی کمک می‌کند. از این رو بررسی شاخص‌های جوانه‌زنی و استقرار گیاهچه در محیط و یافتن شرایط مناسب‌تر برای بهبود این شاخص‌ها می‌تواند تأثیر مستقیم در کشت موفق‌تر گیاهان داشته باشد. یکی از روش‌های مورد استفاده در این زمینه استفاده از پیش تیمار زیستی است.
مواد و روش‌ها: به‌منظور بررسی تأثیر باکتری‌های محرک رشد و تیمارهای دمایی بر شاخص‌های جوانه‌زنی و رشد گیاهچه گلرنگ، این پژوهش در آزمایشگاه دانشکده کشاورزی دانشگاه یاسوج در بهار سال 1395 به صورت فاکتوریل با طرح پایه کاملاً تصادفی با سه تکرار اجراء گردید. عامل دما در هفت سطح (5، 10، 15، 20، 25، 30، 35 درجه سلسیوس) و عامل باکتریایی (پیش تیمار بذر با سویه‌های مختلف باکتری) در پنج سطح (باسیلوس سابتلایت، سودوموناس فلورسنس سویه 25، سودوموناس فلورسنس سویه CHA0، سودوموناس فلورسنس سویه 2، و بدون تلقیح (شاهد)) عامل‌های آزمایشی بودند.
یافته‌ها: نتایج یافته‌های حاضر حاکی از آنست که دمای 20 درجه سلسیوس سبب بیشترین درصد جوانه‌زنی، سرعت جوانه‌زنی و بنیه طولی شد. همچنین بذرهای تلقیح یافته با باکتری‌های محرک رشد سودوموناس فلورسنس سویه CHA0 دارای بیشترین درصد جوانه‌زنی (68)، سرعت جوانه‌زنی (49/ 3 بذر در روز) و بنیه طولی (22/6) بودند. طول گیاهچه، وزن خشک و بنیه وزنی از دیگر مؤلفه‌هایی بودند که در دمای 20 و 25 درجه سلسیوس سویه 25 نتایج بهتری را نشان داد. همچنین با افزایش یا کاهش دما از دمای مطلوب شاخص‌های جوانه‌زنی و رشد گیاهچه کاهش یافت. کاربرد باکتری‌های محرک رشد سبب افزایش فعالیت آنزیم‌های آسکوربات پراکسیداز و کاتالاز شده که منجر به کاهش صدمات ناشی از دماهای نامطلوب و بهبود شاخص‌های جوانه‌زنی گردید.
نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج حاصل از این پژوهش به منظور تسریع در میزان و سرعت جوانه‌زنی و دیگر مؤلفه‌های جوانه‌زنی بهتر است تلقیح بذر با باکتری‌های محرک رشد سودوموناس فلورسنس سویه CHA0 و سودوموناس فلورسنس سویه 25 و در دامنه دمایی 20 و 25 درجه سلسیوس صورت گیرد.

جنبه‌های نوآوری:
1-جوانه‌زنی بذرهای گلرنگ تیمار شده با باکتری تحت دماهای مختلف دارای خصوصیات رفتاری متفاوتی است.
2- بذرهای تلقیح یافته با باکتری‌های محرک رشد سودوموناس فلورسنس سویه CHA0 دارای شرایط مناسب‌تر جوانه‌زنی بودند.
3- استفاده از دمای ۲5-۲0 سلسیوس برای مولفه‌های جوانه‌زنی بهتر است.

حسن کشاورز، برمک جعفری حقیقی، عبدالرضا جعفری، حمید رضا میری، حمید رضا ابراهیمی،
جلد 12، شماره 1 - ( 6-1404 )
چکیده

هدف: این پژوهش با هدف بررسی تأثیر پرایمینگ بذر، کاربرد گوگرد عنصری و تلقیح با کود زیستی سولفوبارور1 حاوی تیوباسیلوس بر عملکرد بذر و ترکیب اسیدهای چرب بذر کنجد انجام شد. به دلیل اهمیت کنجد به‌عنوان یک دانه روغنی با ارزش تغذیه‌ای، ارزیابی نقش هم‌زمان مدیریت تغذیه‌ای و زیستی در بهبود صفات کمی و کیفی آن از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.
روش پژوهش: یک آزمایش مزرعه‌ای در فصل رشد 1403-1404 در شهرستان فسا، استان فارس، ایران به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار اجرا شد. تیمارها شامل چهار روش پرایمینگ بذر (بدون پرایم، هیدروپرایمینگ، کلرید کلسیم 5/2% و 5%)، چهار سطح مصرف گوگرد (0، 100، 200 و 300 کیلوگرم در هکتار) و سه سطح تلقیح تیوباسیلوس (0، 2 و 4 کیلوگرم در هکتار) بودند. رقم کنجد داراب 2 با تراکم 40 بوته در متر مربع کشت شد. صفات وزن هزار دانه، عملکرد ماده خشک و  بذر اندازه‌گیری گردید. کیفیت روغن نیز از طریق آنالیز متیل‌استرهای اسیدهای چرب با استفاده از دستگاه کروماتوگرافی گازی و بر اساس استانداردهای ISIRI و AOAC ارزیابی شد.
یافته‌ها: پرایمینگ، کاربرد گوگرد و تیوباسیلوس اثر معنی‌داری بر تمامی صفات مورد بررسی داشتند. برهمکنش دوگانه و سه‌گانه نیز در سطح 1 و 5 درصد معنی‌دار بودند. بیشترین وزن خشک گیاه (23580 کیلوگرم در هکتار) در تیمار هیدروپرایمینگ همراه با 300 کیلوگرم در هکتار گوگرد مشاهده شد. همچنین، بیشترین بیشترین وزن هزار دانه (33/5 گرم) و عملکرد بذر (2610 کیلوگرم در هکتار) در تیمار هیدروپرایمینگ همراه با 300 کیلوگرم در هکتار گوگرد و 4 کیلوگرم در هکتار تیوباسیلوس به دست آمد و بالاترین درصد روغن (2/52) و پروتئین بذر (10/25 درصد) در تیمار پرایمینگ با کلرید کلسیم 5 درصد همراه با 300 کیلوگرم در هکتار گوگرد و 4 کیلوگرم در هکتار تیوباسیلوس به دست آمد. تجزیه اسیدهای چرب نشان داد که تیمارهای تلفیقی موجب افزایش اسیدهای غیراشباع (لینولئیک، اولئیک، آلفا-لینولنیک) و کاهش اسیدهای اشباع (پالمیتیک و استئاریک) شدند.
نتیجه‌گیری: استفاده تلفیقی از پرایمینگ بذر (به خصوص پرایمینگ با 5 درصد کلرید کلسیم یا هیدروپرایمینگ)، مصرف بالای گوگرد و تلقیح با تیوباسیلوس، به طور معنی‌داری عملکرد بذر و کیفیت روغن کنجد را بهبود بخشید. این روش‌ها جذب مواد مغذی را افزایش، تحریک فعالیت میکروبی و سنتز اسیدهای چرب مفید برای سلامت را بهبود می‌دهد.
جنبه‌های نوآوری:
  • کاربرد هم‌زمان پرایمینگ بذر، گوگرد و تلقیح با تیوباسیلوس موجب افزایش معنی‌دار در عملکرد بذر کنجد شد.
  • تیمارهای ترکیبی با افزایش اسیدهای چرب غیراشباع و کاهش اسیدهای چرب اشباع، کیفیت تغذیه‌ای روغن بذر کنجد را بهبود بخشید.

زهرا زارع محمودآباد، رقیه ذولفقاری، پیام فیاض،
جلد 12، شماره 2 - ( 12-1404 )
چکیده

هدف: جنگل‌های بلوط زاگرس به‌عنوان یک بوم‌نظام با ارزش، در سال‌های اخیر به دلیل عوامل مختلفی از جمله تغییر اقلیم و فعالیت‌های انسانی دچار تخریب گسترده شده‌اند. احیای این جنگل‌ها نیازمند تولید نهال‌های مقاوم و با کیفیت است. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر قارچ تریکودرما (Trichoderma harzianum) به عنوان یک عامل زیستی محرک رشد، بر سبزشدن و رشد اولیه نهال‌های بلوط ایرانی (Quercus brantii) انجام شد تا کارایی آن در بهبود شاخص‌های رشدی و فیزیولوژیکی این گونه در دو شرایط گلخانه و عرصه جنگلی ارزیابی گردد. 
روش پژوهش: برای این کار بذور جمع‌آوری‌شده از درخت بلوط ایرانی در رویشگاه جنگلی یاسوج، در گلدان (گلخانه) و گودال (عرصه) کشت شدند و تیمار زیستی با محلول قارچی تریکودرما روی بذور انجام شد و سپس صفات سبزشدن بذر، رویشی و فیزیولوژیکی نهال‌ها در طول فصل رشد اندازه‌گیری و بین دو گروه شاهد (فاقد) و دارای عامل زیستی قارچ تریکودرما مقایسه شدند.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که در شرایط گلخانه، تیمار تریکودرما به‌طور معنی‌داری موجب افزایش درصد سبزشدن بذر، شاخص عملکرد و شاخص کلروفیل نسبت به گروه شاهد شد. اما در سایر صفات رویشی (مانند ارتفاع، تعداد برگ، وزن خشک و تر اندام‌ها) تفاوت معنی‌داری مشاهده نشد. در مقابل، در شرایط عرصه جنگلی، درصد سبزشدن در گروه شاهد به‌طور معنی‌داری بالاتر از تیمار تریکودرما بود و سایر صفات رویشی مانند ارتفاع نهال و تعداد برگ بین دو گروه شاهد و عامل زیستی قارچ تریکودرما اختلاف معنی‌داری نداشتند. همچنین همبستگی مثبت و معنی‌داری بین شاخص‌های فیزیولوژیک (مانند شاخص عملکرد و کلروفیل) با برخی صفات رشد (نظیر طول ریشه و وزن خشک ساقه) در شرایط گلخانه مشاهده شد.
نتیجه‌گیری: یافته‌های این مطالعه حاکی از آن است که اثر قارچ تریکودرما بر بلوط ایرانی پیچیده می‌باشد و وابسته به شرایط محیطی (تفاوت معنادار بین گلخانه و عرصه جنگلی) و گونه گیاه میزبان (در مقایسه با مطالعات پیشین روی سایر گیاهان) است. بنابراین انجام مطالعات بلندمدت میدانی با جدایه‌ها و غلظت‌های مختلف تریکودرما برای دستیابی به نتایج کاربردی‌تر در برنامه‌های احیای زاگرس توصیه می‌شود.

جنبه‌های نوآوری:
  • نخستین مطالعه در بررسی اثر قارچ تریکودرما بر بلوط ایرانی، که شکاف دانشی کلیدی در احیای جنگل‌های زاگرس را پُر می‌کند.
  • آزمایش‌های همزمان گلخانه‌ای و در عرصه نشان داد که اثرات قارچ تریکودرما وابسته به محیط است و ضرورت انجام آزمایش‌های میدانی را تأیید می‌کند.
  • اثرات محدود مثبت و منفی، این باور رایج را که تریکودرما همواره محرک رشد است، به چالش می‌کشد و بر ضرورت رویکردهای گونه‌محور و بومی تأکید می‌نماید.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله پژوهشهای بذر ایران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Iranian Journal of Seed Research

Designed & Developed by : Yektaweb

Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons Attribution 4.0 International License.