71 نتیجه برای بنیه
رامین پیری، فرزاد شریف زاده، ناصر مجنون حسینی،
جلد 11، شماره 1 - ( 6-1403 )
چکیده
چکیده مبسوط
مقدمه: در حال حاضر، تنشهای دمایی و شوری بهطور گسترده در سراسر جهان در حال گسترش است که تأثیر منفی بر عملکرد گیاهان مختلف بخصوص مرحله جوانهزنی بذر و رشد گیاهچه دارد. در همین راستا، هدف از این مطالعه آزمایشگاهی بررسی اثر تیمارهای دمایی و سطوح شوری بر خصوصیات جوانهزنی بذر و رشد اولیه گیاهچه کوخیا (کوشیا) بود.
مواد و روشها: در آزمایش اول، دما در نه سطح (1، 5، 10، 15، 20، 25، 30، 35 و 40 درجه سلسیوس) و در آزمایش دوم تنش اسمزی ناشی از شوری در شش سطح (بدون تنش، 4/0-، 8/0-، 2/1-، 6/1-، 8/1- مگاپاسکال) بهعنوان تیمارهای آزمایشی در نظر گرفته شدند. بهمنظور تعیین دماهای اصلی (پایه، بهینه و بیشینه)، جوانهزنی بذر کوخیا از مدلهای رگرسیون غیرخطی شامل مدل دو تکهای، مدل دندانمانند و مدل بتای تغییر یافته استفاده شد.
یافتهها: در آزمایش اول، پاسخ سرعت جوانهزنی کوخیا توسط یک تابع دو تکهای با میزان R2، RMSE و شاخص آیکائیک (AIC) بهترتیب 92/0، 32/1 و 69/65 پیشبینی شد که نشاندهنده دقت و صحت بالای این مدل در پیشبینی دماهای ویژه جوانهزنی بذر کوخیا نسبت به دو مدل دیگر است. در این مدل، دمای پایه برای جوانهزنی 7/0 درجه سلسیوس، 20 درجه سلسیوس برای دمای بهینه و همچنین 3/44 درجه سلسیوس برای دمای بیشینه تخمین زده شد. در آزمایش دوم، تنش شوری بر ویژگیهای جوانهزنی بذر شامل درصد جوانهزنی، سرعت جوانهزنی، درصد گیاهچه طبیعی، طول گیاهچه و شاخص بنیه گیاهچه کوخیا تأثیر منفی میگذارد. بالاترین درصد جوانهزنی بذرهای کوخیا در شرایط بدون تنش شوری با مقدار 66/88 درصد مشاهده شد که در شرایط تنش اسمزی ناشی از شوری 8/1- مگاپاسکال به13 درصد رسید.
نتیجهگیری: بهطور کلی نتایج نشان داد که مدل دو تکهای کارایی و دقت بالاتری نسبت به دو مدل دیگر در پیشبینی جوانهزنی بذرهای کوخیا در دماهای مختلف دارد. همچنین افزایش سطوح تنش اسمزی ناشی از شوری، پتانسیل جوانهزنی و رشد گیاهچهای بذر کوخیا را بهطور چشمگیری کاهش داد، بهطوریکه در سطح تنش 8/1- مگاپاسکال نسبت به شرایط بدون تنش، 75 درصد جوانهزنی کاهش یافت.
جنبههای نوآوری:
- دماهای ویژه (دمای پایه، بهینه و بیشینه) جوانهزنی بذر کوخیا تعیین شد.
- در این پژوهش، 1 درجه سلسیوس و تنش اسمزی ناشی از شوری 8/1- مگاپاسکال را بهترتیب بهعنوان تنش دمای پائین و شوری بحرانی معرفی شدند.
غلامرضا زارع، علی مرادی، علیرضا خوشرو، سید سعید محتسبی،
جلد 11، شماره 2 - ( 12-1403 )
چکیده
چکیده مبسوط
مقدمه: این تحقیق به بررسی اثرات رطوبت بذر، دما و زمان انبارداری بر شاخصهای جوانهزنی بذر بابونه آلمانی میپردازد. با توجه به تأثیر رطوبت بذر و دمای انبارداری بر کیفیت بذر، این مطالعه جهت استانداردسازی روشهای بهینه برای نگهداری بذر این گیاه دارویی است. این تحقیق با هدف بررسی تأثیر رطوبت بذر، دما و دورههای انبارداری بر شاخصهای جوانهزنی بذر بابونه آلمانی انجام شد.
مواد و روشها: آزمایش به صورت کرت دو بار خرد شده در سه تکرار، در قالب طرح پایه کاملاً تصادفی با چهار سطح دمای انبارداری (15، 25، 35 و 45 درجه سلسیوس)، سه سطح محتوای رطوبت بذر (8، 12 و 16 درصد) و دورههای انبارداری مختلف (30 تا 180 روز) در سال 1398 در دانشکده کشاورزی دانشگاه یاسوج اجرا شد. ابتدا رطوبت اولیه بذرها اندازهگیری و با استفاده از فرمولهای مشخص، رطوبت مورد نظر ایجاد گردید. پس از آن، اندازهگیریهای جوانهزنی و شاخصهای مرتبط از جمله درصد جوانهزنی و سرعت جوانهزنی انجام شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزار SAS استفاده شد.
یافتهها: نتایج حاصل از مقایسه میانگین برشدهی برهمکنش دوره انبارداری و رطوبت بذر در دماهای 15، 25، 35 و 45 درجه سلسیوس نشان داد که با افزایش دوره انبارداری، درصد جوانهزنی بهطور معنیداری کاهش یافت و کمترین درصد جوانهزنی مربوط به 180 روز انبارداری و رطوبت بذر 16 درصد بود. سرعت جوانهزنی نیز در تمامی دماها با طولانی شدن دوره انبارداری بهطور معنیداری کاهش یافت. نتایج بررسی رشد گیاهچه تحت تأثیر شرایط مختلف انبارداری نشاندهنده کاهش معنیدار طول ریشهچه، ساقهچه و گیاهچه در تمامی دماها با افزایش دوره انبارداری بود. کمترین طول این اجزا نیز در 180 روز انبارداری و رطوبت 16 درصد مشاهده شد. با افزایش رطوبت بذر از 8 به 12 درصد، به طور میانگین درصد جوانهزنی 9% و سرعت جوانهزنی 5 % کاهش یافت. در حالیکه با افزایش رطوبت از 8 به 16 درصد، به طور میانگین درصد جوانهزنی 73 % و سرعت جوانهزنی 72% کاهش یافت. با افزایش دمای انبارداری از 15 به دماهای 25، 35 و 45 درجه سلسیوس، به طور میانگین درصد جوانهزنی به ترتیب 9%، 25% و 42% کاهش یافت و سرعت جوانهزنی به ترتیب 14%، 33% و 43% کاهش یافت.
نتیجهگیری: بهطور کلی، نتایج نشان دهنده کاهش شاخصهای جوانهزنی بذر بابونه المانی با افزایش رطوبت بذر و دمای انبارداری بود و بهترین رطوبت بذر 8 درصد و بهترین دمای انبارداری 15 درجه سلسیوس برای حفظ کیفیت بذر به دست آمد.
جنبههای نوآوری:
- مناسب ترین محیط برای انبارداری بابونه آلمانی تعیین شد.
- اثر شرایط نامناسب انبارداری بر ویژگیهای فیزیولوژیک بابونه آلمانی بررسی شد.
رضا امام دوست، داور ملازم، رضا تقی زاده،
جلد 11، شماره 2 - ( 12-1403 )
چکیده
چکیده مبسوط
مقدمه: برنج (Oryza sativa L.) بهعنوان یکی از مهمترین غلات جهان، منبع اصلی تغذیه برای بیش از یکسوم جمعیت کره زمین بهشمار میرود. این محصول راهبردی، نقشی کلیدی در اقتصاد بسیاری از کشورها ایفا میکند. پیشتیمار بذر یک ابزار زیست فناورانه و یک رویکرد ساده، عملی، مؤثر، سازگار با محیطزیست و مقرونبهصرفه برای بهبود تحمل گیاه به تنشهای مختلف محیطی و افزایش جوانهزنی بذر است. این پژوهش با هدف بررسی واکنشهای جوانهزنی و فیزیولوژیکی بذر دو رقم برنج در شدت و زمان مختلف میدان الکترومغناطیسی طراحی و اجرا شد.
مواد و روشها: آزمایشی در سال 1403 بهصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با فاکتورهای شدت میدان الکترومغناطیسی در 4 سطح، زمان در 3 سطح و دو رقم طارم و هاشمی در سه تکرار در دانشگاه آزاد اسلامی واحد آستارا اجرا شد. بذور برنج در یک کیسه پلاستیکی تحت میدانهای مغناطیسی با شدت (صفر، 50، 100 و 150 میلیتسلا) و زمانهای (10، 50 و 100 دقیقه) تیمار شدند. جهت آزمایش دوم و استقرار گیاهچه از سینی پلاستیکی استفاده گردید. نشاهای سالم، به گلدانهای پلاستیکی حاوی ماسه منتقل شدند. پس از گذشت 25روز، برای اندازهگیری صفات مورد نظر استفاده شد.
یافتهها: نتایج تجزیه واریانس نشانداد که اثر میدان مغناطیسی، زمان، رقم و برهمکنش آنها برای اکثر صفات معنیدار بود. میدان الکترومغناطیسی با شدت 100 میلیتسلا بهمدت 50 دقیقه منجر به افزایش درصد جوانهزنی نسبت به شاهد شد. تیمار 150 میلیتسلا در 100 دقیقه سبب کاهش معنیدار تمامی صفات مرتبط با جوانهزنی شد. بیشترین جوانهزنی با 8/98 درصد، سرعت جوانهزنی با 5/12 بذر در روز، طول ریشهچه با 1/68 میلیمتر، طول ساقهچه با 5/47 میلیمتر، طول گیاهچه با 6/115 میلیمتر، وزن خشک ریشهچه با 715/0 میلیگرم، وزن خشک ساقهچه با 02/2 میلیگرم، وزن خشک گیاهچه با 738/2 میلیگرم، شاخص طولی بنیه گیاهچه با 11423، شاخص وزنی بنیه گیاهچه با 271، کلروفیلa با 846/0 میلیگرم بر گرم وزن تر، کلروفیلb با 96/0 میلیگرم بر گرم وزن تر و کاروتنوئید با 44/0 میلیگرم بر گرم وزن تر در تیمار 100 میلیتسلا بهمدت 50 دقیقه به دست آمد.
نتیجهگیری: تأثیر میدان الکترومغناطیسی بر ویژگیهای مرتبط با جوانهزنی و صفات فیزیولوژیکی، از جمله درصد، سرعت جوانهزنی و کلروفیل، معنادار بوده و منجر به افزایش این شاخصها شده است. در تحقیق حاضر تیمار 100 میلیتسلا به مدت 50 دقیقه توانست شاخص طولی و وزنی بنیه گیاهچه را بهبود بخشد. بر اساس این نتایج، پیشتیمار مغناطیسی در محدوده تیمارهای مورد مطالعه، باعث بهبود جوانهزنی و استقرار بهتر گیاه برنج با افزایش کلروفیل میشود.
جنبههای نوآوری:
- اثر میدان مغناطیسی بر ویژگیهای جوانهزنی و فیزیولوژیکی بذرگیاه برنج بررسی شد.
- پیشتیمار بذر با شدت 100 میلی تسلا در 50 دقیقه مقدار کلروفیل و کاروتنوئید را افزایش داد.
مرضیه حسنی، محمودرضا تدین، مجید اولیاء،
جلد 11، شماره 2 - ( 12-1403 )
چکیده
چکیده مبسوط
مقدمه: جوانهزنی و سبزشدن از مهمترین مراحل رشدی گیاهان زراعی محسوب میشوند و نقش قابلتوجهی بر مراحل بعدی رشد گیاه در مزرعه نیز خواهند داشت که این ویژگی، در ارتباط مستقیم با اندازه توان و پتانسیل بذر است. کاربرد کودهای آلی و زیستی برای افزایش بنیه بذر و گیاهچه میتواند آنها را در شرایط تنشهای محیطی ازجمله تنش کمآبی و خشکی متحمل یا قوی سازد. بدین منظور به بررسی اثر تنش خشکی و تیمارهای کودی بر شاخصهای جوانهزنی بذر دو گونه لوبیا قرمز (Phaseolus vulgaris L.) و لوبیا یام (Pachyrhizus erosus (L.) Urban) پرداخته شد.
مواد و روشها: بذرهای لوبیا یام و لوبیا قرمز رقم گلی، در چهار سطح تنش خشکی شامل: صفر، 6- ، 9- و 12- بار و چهار سطح کودی شامل: تیمارهای شاهد (عدم مصرف کود)، کود زیستی (EM در حد مطلوب)، کود آلی ویناس (در حد مطلوب) و ترکیب کودهای زیستی و آلی (در حد مطلوب) بهصورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی و سه تکرار در دانشگاه شهرکرد در سال 1402-1401 انجام شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که برهمکنش سهگانه گونه گیاهی، تیمارهای کودی و تنش خشکی، بر صفات درصد جوانهزنی، سرعت جوانهزنی، شاخص بنیه بذر، طول ساقهچه و ریشهچه، وزن تر و خشک ساقهچه و ریشهچه بذر در سطح احتمال 1% معنیدار بود. گونه لوبیا یام با کاربرد تیمار کودهای ترکیبی در شرایط بدون تنش خشکی، بیشترین میانگین درصد جوانهزنی (100 %)، سرعت جوانهزنی (5/42 بذر/ روز)، شاخص بنیه بذر (55/8)، طول ساقهچه (66/5 سانتیمتر)، وزن تر ساقهچه (69/0 گرم)، وزن خشک ساقهچه (12/0 گرم)، وزن تر ریشهچه (77/0 گرم)، و وزن خشک ریشه چه (11/0 گرم) را نشان داد. در شرایط تنش متوسط خشکی (سطح تنش ۹- بار)، میانگین طول ریشهچه در گونه لوبیا یام تحت تأثیر کودهای ترکیبی 33/6 سانتیمتر بود.
نتیجه گیری: در این مطالعه کاربرد تیمارهای کودی، سبب ایجاد تحمل بیشتر نسبت به شرایط تنش آبی و کاهش پتانسیل آب شدند، همچنین تیمارهای تنش خشکی سبب کاهش صفات مورد بررسی، در هر دو گونه لوبیا شدند اما گونه لوبیا یام نسبت به لوبیا قرمز در برابر تنش خشکی، تحمل بیشتری نشان داد. از اینرو میتواند گزینهای مناسبتر برای کشت در شرایط تنش خشکی باشد.
جنبههای نوآوری:
- جدید بودن لوبیا یام در ایران و کمبود اطلاع از ویژگیهای جوانه زنی و رشدی این گیاه.
- بهدلیل وجود روتنون در بذر لوبیا یام، اطلاعی از وجود برهمکنش کودی با ویژگیهای جوانهزنی بذر آن وجود نداشته است.
- بهدلیل اینکه لوبیا یام گیاهی چندمنظوره دانهای غدهای است اطلاعی از واکنش صفات جوانهزنی آن در مقایسه با گیاهی مشابه مانند لوبیا قرمز وجود نداشته است.
محمدرضا میرزایی،
جلد 11، شماره 2 - ( 12-1403 )
چکیده
چکیده مبسوط
مقدمه: از مهمترین عوامل دستیابی به عملکرد مطلوب ریشه چغندرقند در زمان برداشت، تراکم مناسب به واسطه درصد ظهور گیاهچه بالا و متعاقب آن رشد گیاهچه ها به واسطه استفاده از بذر با بنیه مطلوب میباشد. از صفات تعیین کننده بنیه و کیفیت بذر چغندرقند، صفات مختلف گیاهچه ای میباشد.
مواد و روشها: برای این منظور بنیه جوانه زنی و میزان رشد گیاهچه در شرایط آزمایشگاه با اندازه گیری صفات حداکثر جوانهزنی، طول هیپوکوتیل، طول ریشه چه، وزن تر و خشک گیاهچه در ده سینگل کراس حاصل از تلاقی ده پایه مادری نرعقیم و یک پایه پدری در سه محیط مختلف تولید بذر استفاده شد. همچنین همبستگی صفات مذکور با صفات ظهور گیاهچه در گلخانه و صفات شیمیایی بذر، مطالعه شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که صفات گیاهچه ای که نشان دهنده صفاتی از بنیه بذر میباشد، توسط دو عامل اصلی محیط تولید بذر چغندرقند و ژنتیک تعیین میشود. بررسی ضرایب همبستگی بین صفات گیاهچهای در آزمایشگاه با صفات ظهور گیاهچه در گلخانه و هدایت الکتریکی بذر نشان داد که ژنوتیپهایی با ویژگی هدایت الکتریکی و درصد مواد جامد محلول روی پریکارپ بذر پایین در شرایط گلخانه سریعتر جوانه زده و در زمان کمتری سبز شدند. بنابراین، سطح بالای هدایت الکتریکی پریکارپ بذر چغندرقند، با بنیه بذر پایین همراه بود. همچنین همبستگی معنیداری بین سرعت ظهور گیاهچه و میانگین زمان ظهور گیاهچه در گلخانه با طول هیپوکوتیل در آزمایشگاه به ترتیب مثبت (**91/0+) و منفی (**82/0-) مشاهده شد. پس میتوان نتیجه گرفت، ژنوتیپها با طول هیپوکوتیل بیشتر در آزمایشگاه منتج به ظهور گیاهچه سریعتر در گلخانه شدند. متعاقبا، سینگلکراسهایی همانند MS KWS × OT 231 با طول ریشهچه (49/8 سانتیمتر)، طول گیاهچه (66/14 سانتیمتر) و نسبت طول ریشهچه به هیپوکوتیل (37/1) بیشتر در شرایط آزمایشگاه، میانگین وزن خشک اندام هوایی (89/1 میلیگرم) و شاخص وزنی بنیه گیاهچه (26/8) آنها در گلخانه با افزایش معنیداری نسبت به برخی سینگلکراسهای دیگر همراه بود.
نتیجهگیری: بنابراین، به نظر میرسد میتوان از صفات گیاهچه ای و مشخصات شیمیایی بذر چغندرقند برای پیشبینی وضعیت ظهور گیاهچه در گلخانه و شاید در مزرعه استفاده و توصیه نمود. لیکن به منظور اعتبار سنجی و ارزیابی دقیق، پیشنهاد میشود آزمایش مذکور در شرایط مزرعه اجرا شود.
جنبههای نوآوری:
- بین ژنوتیپها به لحاظ خصوصیات بذری و محیط مادری که در آن بذر رشد نموده، تفاوت وجود داشت.
- بنیه و عملکرد ضعیف بذر چغندرقند می تواند هم درصد پتاسیل ظهور گیاهچه و هم سرعت و یکنواختی ظهور گیاهچه را نسبت به بذرهای با بنیه قوی کاهش دهد.
- صفات گیاهچه ای در چغندرقند صفاتی از بنیه بذر بوده که تحت تاثیر محیط تولید بذر چغندرقند و نیز ژنتیک میباشد.
کامران قره بیگی توابع، حمیدرضا بلوچی، محسن موحدی دهنوی، علی مرادی، فاطمه ابراهیمی،
جلد 11، شماره 2 - ( 12-1403 )
چکیده
چکیده مبسوط
مقدمه: بنیه ضعیف گیاهچه یکی از مشکلات اصلی در کشاورزی است که قابلیت جوانهزنی بذر و استقرار گیاهچه را کاهش داده و بهطور مستقیم بر استقرار و عملکرد گیاه تأثیر میگذارد. استفاده از روشهای پیشتیمار بذر با مواد شیمیایی و تنظیمکنندههای رشد میتواند بهعنوان راهکاری مؤثر در تقویت بنیه گیاهچه و بهبود صفات بیوشیمیایی و جوانهزنی بذر مورد استفاده قرار گیرد. در این مطالعه، تقویت بنیه گیاهچههای ذرت شیرین به کمک پیشتیمارهای اسید الاژیک، جیبرلین و نیترات پتاسیم تحت آزمون پیری تسریع شده بررسی شد.
مواد و روشها: این آزمایش در آزمایشگاه فناوری بذر دانشکده کشاورزی دانشگاه یاسوج در سال 1403 بهصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با دو عامل صورت گرفت. فاکتور اول پیری تسریع شده بذر در دو سطح (زوال و بدون زوال) و فاکتور دوم پیشتیمار بذر در 8 سطح (بدون پیشتیمار، پیشتیمار با آب مقطر، اسید الاژیک در دو سطح (25 و 100 میلیگرم بر لیتر)، جیبرلین در دو سطح (50 و 150 میلیگرم بر لیتر) و نیترات پتاسیم در دو سطح (15 و 60 میلیگرم بر لیتر) بود. در نهایت صفات بیوشیمیایی و جوانهزنی بذرها اندازهگیری شد.
یافتهها: نتایج این پژوهش نشان داد که زوال بذر بهطور معنیداری منجر به کاهش خصوصیات جوانهزنی شامل درصد و سرعت جوانهزنی، طول ساقهچه، طول ریشهچه و شاخص طولی و وزنی بنیه گیاهچه شد. همچنین، شاخصهای بیوشیمیایی نظیر محتوای قندهای محلول و فعالیت آنزیم آلفا آمیلاز تحت تأثیر منفی زوال کاهش یافتند. از سوی دیگر، زوال بذر موجب افزایش محتوای پرولین، مالون دیآلدهید و فعالیت آنزیم پراکسیداز گردید که نشاندهنده تشدید تنش اکسیداتیو در شرایط زوال است. پیشتیمار بذرهای زوالیافته با اسید الاژیک، جیبرلین و نیترات پتاسیم تأثیر مثبتی در بهبود خصوصیات جوانهزنی و شاخصهای بیوشیمیایی داشت. بهطور خاص، غلظتهای 100 میلیگرم بر لیتر اسید الاژیک، 150 میلیگرم بر لیتر جیبرلین و 15 میلیگرم بر لیتر نیترات پتاسیم مؤثرترین پیشتیمارها بودند.
نتیجهگیری: نتایج این تحقیق نشان داد که پیشتیمار بذرهای زوالیافته ذرت شیرین رقم بیسین با اسید الاژیک، جیبرلین و نیترات پتاسیم موجب بهبود قابل توجه جوانهزنی و شاخصهای بیوشیمیایی شد. این تیمارها با کاهش اثرات منفی زوال بذر، به تقویت بنیه و استقرار گیاهچهها کمک کردند. بنابراین، این پیشتیمارها میتوانند بهعنوان روشی مؤثر برای بهبود کیفیت بذرهای رقم بیسین در شرایط مختلف زراعی پیشنهاد شوند.
جنبههای نوآوری:
1- زوال بذر منجر به افزایش شاخصهای بیوشیمیایی از قبیل محتوای پرولین بذر، فعالیت آنزیم پراکسیداز و محتوای مالون دیآلدهید بذر میگردد.
2- بنیه بذر ذرت شیرین رقم بیسین با پیشتیمار توسط اسید جیبرلین و الاژیک اسید بهبود مییابد.
3- اثر پیشتیمار قبل و بعد از زوال مصنوعی بر قابلیت جوانهزنی و بنیه بذر ذرت شیرین رقم بیسین مقایسه و بررسی شد.
عباس ساسانیان، علی بشیرزاده، سید ابراهیم کمالی،
جلد 11، شماره 2 - ( 12-1403 )
چکیده
چکیده مبسوط
مقدمه: برنج (Oryza sativa L.) بهعنوان یکی از مهمترین غلات جهان، منبع اصلی تغذیه برای بیش از یکسوم جمعیت کره زمین بهشمار میرود. این محصول راهبردی، در مقایسه با سایر غلات، حساسیت بیشتری به تنش دمای پایین دارد. پیشتیمار بذر یک ابزار زیست فناورانه و یک رویکرد ساده، عملی، مؤثر، سازگار با محیطزیست و مقرونبهصرفه برای بهبود تحمل گیاه به تنشهای مختلف محیطی و افزایش جوانهزنی بذر است. این پژوهش با هدف بررسی واکنشهای جوانهزنی و فیزیولوژیکی بذر برنج در شدت و زمانهای مختلف میدان الکترومغناطیسی به تنش سرما طراحی و اجرا شد.
مواد و روشها: آزمایشی در سال 1403 بهصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با عاملهای میدان الکترومغناطیسی در چهار سطح، زمان در دو سطح و تنش سرما در سه سطح روی برنج رقم هاشمی در سه تکرار در دانشگاه آزاد اسلامی واحد آستارا اجرا شد. بذرهای برنج در یک کیسه پلاستیکی تحت میدانهای مغناطیسی با شدت (صفر، 50، 100 و 150 میلیتسلا) و زمانهای (30 و 60 دقیقه) و سه سطح تنش سرما (10، 15 و 25 درجه سلسیوس) تیمار شدند. جهت آزمایش دوم و استقرار گیاهچه از سینی پلاستیکی استفاده گردید. نشاهای سالم، به گلدانهای پلاستیکی حاوی ماسه منتقل شدند. پس از گذشت 25 روز، برای اندازهگیری صفات فیزیولوژیک گیاهچه استفاده شد.
یافتهها: نتایج تجزیه واریانس نشانداد که شدت و مدت زمان میدان مغناطیسی و تنش سرما و برهمکنش آنها برای اکثر صفات معنیدار بود. تنش سرما سبب افزایش معنی دار محتوای پرولین و مالوندیآلدئید و کاهش کلروفیل a و b شد. کمترین محتوای پرولین و مالوندیآلدئید در دمای 25 درجه سلسیوس و بدون میدان مغناطیسی به ترتیب 02/1 میکرومول بر گرم وزن تر و 40/4 میلی مول بر گرم وزن تر مشاهده شد. بیشترین درصد جوانهزنی با 9/98، طول ریشهچه با 6/69 میلیمتر، کلروفیلa با 807/0 میلیگرم بر گرم وزنتر، کلروفیلb با 99/0 میلیگرم بر گرم وزنتر در تیمار 100 میلی تسلا و دمای 25 درجه سلسیوس ثبت شد. سرعت جوانهزنی با 560/0 بر روز، طول ساقه چه با 63/58 میلیمتر، طول گیاهچه با 8/130 میلیمتر، وزن خشک ریشه چه با 25/3 میلیگرم، وزن خشک ساقه چه با 21/2 میلی گرم، وزن خشک گیاهچه با 46/5 میلیگرم، شاخص طولی بنیه گیاهچه با 5/13035، شاخص وزنی بنیه گیاهچه با 5/543 در شدت 100 میلی تسلا، 25 درجه سلسیوس و 30 دقیقه به دست آمد. صفات جوانهزنی و رشد گیاهچه با تنش سرما کاهش یافتند اما کاربرد میدان مغناطیسی تا 100 میلیتسلا باعث افزایش این صفات در هر سطح از دما گردید.
نتیجهگیری: در این رقم برنج تأثیر میدان الکترومغناطیسی تا 100 میلیتسلا بر ویژگیهای مرتبط با جوانهزنی و صفات فیزیولوژیکی، از جمله درصد، سرعت جوانهزنی و کلروفیل، معنادار بوده و منجر به افزایش این شاخصها شده است. یافتهها نشاندهنده ظرفیت کاربرد میدان الکترومغناطیسی برای بهبود ویژگیهای جوانهزنی و برخی صفات فیزیوژیکی تحت شرایط تنش سرما است.
جنبههای نوآوری:
- اثر میدان مغناطیسی بر ویژگیهای جوانهزنی و فیزیولوژیکی بذرگیاه برنج تحت تنش سرما بررسی شد.
- پیشتیمار بذر با شدت 100 میلیتسلا در 60 دقیقه در تنش سرما 10 درجه سلسیوس محتوای پرولین و مالون دی آلدئید را افزایش داد.
- افزایش شدت میدان سبب افزایش معنی دار درصد جوانهزنی در تنش سرمای 10 درجه سلسیوس شد.
نسرین تیموری، محسن سعیدی، محمود خرمی وفا، شهاب خوشخوی،
جلد 12، شماره 1 - ( 6-1404 )
چکیده
هدف: هدف از اجرای این آزمایش بررسی کارایی کاهش اثرات منفی تنش خشکی توسط فرم نانوذره اکسید روی در مقایسه با فرم بالک آن و همچنین تأثیر مدت زمان پرایمینگ بذر بر بهبود ویژگیهای جوانهزنی بذر نخود در شرایط تنش خشکی بود.
روش پژوهش: آزمایش بهصورت فاکتوریل سه عاملی درقالب طرح کاملاً تصادفی در سه تکرار بر ویژگیهای جوانهزنی و رشد گیاهچه نخود رقم کسری انجام شد. عاملها شامل: پرایمینگ بذر در 4 سطح (پرایمینگ با اکسید روی به فرم نانو ذره 100-1 و 60-40 نانومتر، پرایمینگ با فرم بالک اکسید روی، و هیدروپرایمینگ)، مدت زمان پرایمینگ در 3 سطح (6، 12 و 24 ساعت) و سطوح تنش خشکی در چهار سطح (عدم تنش، 2-، 4- و 8- بار با استفاده از پلیاتلینگلایکول 6000) بودند.
یافتهها: بر اساس یافتههای بهدستآمده، تنش خشکی بر تمامی متغیرهای اندازهگیری شده تأثیر معنیداری داشت. هرچند پرایمینگ با نانو ذره و فرم بالک اکسید روی از هیدرو پرایمینگ بهتر عمل کرد؛ در مقایسه پرایمینگ با اکسید روی به فرم بالک و پرایمینگ با فرم نانوذره نیز، پرایمینگ با نانوذرات به قطر 1 تا 100 نانومتر کارکرد بهتری را نشان داد. افزایش سطح تنش خشکی به افزایش معنیدار شمار گیاهچههای غیر طبیعی منجر شد. در شرایط بدون تنش و تنشهای ملایم تا متوسط (2- تا 4- بار)، انجام پرایم به ویژه همراه با اکسید روی (نانو و بالک) توانست اثرات تنش خشکی را تعدیل کند. با اینحال در تنش شدید (8- بار) آسیب تنش خشکی بوسیله پرایمینگ جبران نشد. نتایج آزمایش همچنین نشان داد افزایش مدت زمان پرایمینگ تأثیر معنیداری بر طول گیاهچه، سرعت جوانهزنی و شاخص طولی بنیه گیاهچه داشت. با این حال افزایش مدت از 12 به 24، تأثیر معنیداری بر این روند افزایشی نداشت.
نتیجهگیری: جوانهزنی سریع و بهینه، در شکلگیری یک زراعت مطمئن با عملکرد مناسب نقش بسیار مهمی دارد. نانو ذرات اکسید روی به طور قابل توجهی جوانهزنی و رشد گیاهچه نخود را تقویت میکنند، هرچند تعیین غلظت بهینه و کاربرد دقیق نانوذرات برای به حداکثر رساندن مزایا و به حداقل رساندن پتانسیل اثرات سمی آنها بسیار مهم است.
جنبههای نوآوری:
- پرایمینگ با نانوذرات اکسید روی با قطر 1 تا 100 نانومتر کارکرد بهتری در مقایسه با فرم بالک و نانوذره 40 تا 60 نانومتر داشت.
- در شرایط بدون تنش و تنشهای ملایم تا متوسط (2- تا 4- بار)، انجام پرایمینگ به ویژه همراه با اکسید روی (نانو و بالک) آسیبهای تنش خشکی را تعدیل میکند.
- اعمال تنش خشکی تا سطح 2- بار تأثیر معنیداری بر درصد جوانهزنی نخود نسبت به شاهد نداشت.
الهام فغانی، محمدحسین رزاقی، آمنه سادات هاشمی،
جلد 12، شماره 1 - ( 6-1404 )
چکیده
هدف: کیفیت بذر پنبه (Gossypium hirsutum L.) به عنوان یکی از نهادههای اساسی در تولید محصول، عامل تعیینکنندهای در استقرار بوته در مزرعه، عملکرد نهایی و تولید الیاف است. این مطالعه با هدف بررسی نقش حیاتی ویژگیهای ریختشناسی بذر، به ویژه ضخامت و یکپارچگی پوسته بذر، به عنوان عاملی کلیدی در تعیین بنیه فیزیولوژیک بذر و استحکام آن در برابر فرآوری بذر میپردازد.
روش پژوهش: این مطالعه به صورت مروری نظاممند انجام شد. جهت گردآوری اطلاعات، جستجو در پایگاههای علمی معتبر شامل Science Direct، Scopus و همچنین پایگاههای داخلی مانند SID و Magiran با استفاده از کلید واژههای "پوسته بذر پنبه"، "ضخامت پوسته"، "بنیه بذر"، "فرآوری بذر پنبه" و معادلهای انگلیسی آنها در مقالات منتشر شده بین سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴ صورت گرفت.
یافتهها: پوسته بذر دارای ویژگیهای دوگانه است، بهطوری که ضخامت بهینه آن برای ایجاد تعادل بین محافظت و عملکرد ضروری میباشد. پوسته ضخیمتر ضمن محافظت بهتر از جنین در برابر آسیبهای مکانیکی، از آنها در مقابل فرآیند کرکگیری اسیدی، کاهش نشت یونی و مقاومت بیشتر در برابر پاتوژنها نقش اساسی دارد. علاوه بر این، این نوع پوسته بستر فیزیکی مناسبتری برای تشکیل تراکم بالاتر الیاف فراهم میکند. در مقابل، پوسته بیش از حد ضخیم، میتواند باعث خفتگی فیزیکی شده و با ایجاد یک مانع مکانیکی برای خروج ریشهچه، منجر به تأخیر و کاهش نرخ جوانهزنی شود. از سوی دیگر، بذرهای با پوسته نازکتر اگرچه جذب آب و جوانهزنی سریعتری نشان میدهند، اما در برابر آسیبهای شیمیایی و مکانیکی بسیار آسیبپذیر بوده و به تولید بذرهای با بنیه پایین و قابلیت انبارداری کاهشیافته منجر میشوند. شرایط سخت فرآوری بذر میتوانند منجر به ایجاد ترکهای ریز در پوسته بذر شده و یکپارچگی آن را به شدت به خطر اندازد که این امر بهطور مستقیم باعث کاهش درصد جوانهزنی و بنیه بذر میشود.
نتیجهگیری: بهطور کلی، دستیابی به بذر پنبه با کیفیت بالا، نیازمند یک رویکرد مدیریت یکپارچه است. این رویکرد شامل انتخاب ارقام با ویژگیهای ریختشناسی بهینه پوسته بذر، مدیریت تنشهای محیطی بر ساختار بذر و اصلاح روند فرآوری بذر تا به حداقل رساندن صدمات بذری میباشد. برنامههای بهنژادی آینده باید یک راهبرد دوگانه را اتخاذ کنند که به طور همزمان براساس ویژگیهای ریختشناسی مفید و عملکرد فیزیولوژیک قوی انتخاب را انجام دهد تا ارقام مقاومی توسعه یابند که تولید پایدار پنبه را تضمین کنند.
جنبههای نوآوری:
- پوسته بذر پنبه در ارقام مختلف متفاوت است.
- پوسته بذر در دستیابی به بذور با بنیه مطلوب نقش بسزایی دارد.
- در فرآوری بذر باید به خصوصیات پوسته بذر پنبه توجه داشت.
ابوحسن فرهنگ سردرودی، ملیحه صادقی زاده، علی خطیبی، قاسمعلی عبدالهی کوشکی، علیرضا جمالی خرنجانی،
جلد 12، شماره 2 - ( 12-1404 )
چکیده
هدف: این مطالعه با هدف تفکیک پاسخهای تحریکی اولیه از اثرات بازدارنده در بذر ریحان تحت تنش قلیایی (کربنات سدیم) انجام شد.
روش پژوهش: آزمایش در قالب طرح کاملاً تصادفی با چهار سطح کربنات سدیم (صفر، ۵، ۱۵ و ۳۰ میلیمولار) و سه تکرار اجرا شد. پویایی جوانهزنی با درصد جوانهزنی، سرعت جوانهزنی و میانگین زمان جوانهزنی ارزیابی گردید. رشد پس از جوانهزنی با شاخص بنیه بذر، تخصیص زیستتوده (وزن تر و خشک) و شاخص زیستتوده کل (TBI) سنجیده شد. شاخصهای تحمل به شوری (STI) محاسبه و تحلیلهای چندمتغیره (نقشه حرارتی همبستگی و تحلیل مؤلفههای اصلی (PCA)) انجام گرفت.
یافتهها: یک پاسخ درانگیختن (هورمزیس) واضح مشاهده شد. در غلظت ۵ میلیمولار، TBI به حداکثر مقدار خود رسید (28/2 = STI.TBI) که نشاندهنده تحریک معنیدار رشد است. غلظتهای بالاتر از ۱۵ میلیمولار باعث کاهش شدید همه شاخصها شد. در ۳۰ میلیمولار، توان جوانهزنی و رشد اولیه به شدت کاهش یافت که با کاهش سرعت جوانهزنی و اختلال در تخصیص زیستتوده همراه بود. تحلیل PCA معادل 75/97 درصد از واریانس کل را تبیین کرد و تیمارها را به خوبی تفکیک نمود. نقشه حرارتی همبستگی قوی (962/0= r) بین سرعت جوانهزنی و استقرار گیاهچه نشان داد.
نتیجهگیری: یک آستانه تحریکی در غلظت ۵ میلیمولار کربنات سدیم وجود دارد. گذار از هورمزیس به سمیت بین ۵ تا ۱۵ میلیمولار رخ میدهد که نشاندهنده دامنه تطبیقپذیری محدود ریحان دماوند است. شاخص TBI و خوشهبندی مبتنی بر PCA به عنوان شاخصهای قابلاطمینان برای ارزیابی تحمل به شوری معرفی میشوند. این یافتهها بر اهمیت مدیریت دقیق خاک و آب در محیطهای قلیایی تأکید دارد.
جنبههای نوآوری:
- تنش کربنات سدیم (۵ میلیمولار) رشد گیاهچه ریحان دماوند را تحریک کرد که بیانگر پاسخ درانگیختن است.
- تحلیل مؤلفههای اصلی (PCA) با تبیین 8/97٪ از واریانس، سطوح تنش را به خوبی تفکیک کرد.
- شاخص زیستتوده کل (TBI) به عنوان معیار قابلاعتمادترین شاخص تحمل به تنش قلیایی معرفی شد.
- تنش شدید (۳۰ میلیمولار) با اختلال در تخصیص زیستتوده و کینتیک جوانهزنی، موجب استقرار ضعیف گیاهچه گردید.
مریم هاشم وند، محمد صدقی،
جلد 12، شماره 2 - ( 12-1404 )
چکیده
هدف: این پژوهش با هدف بررسی تأثیر پرایمینگ بذر با سیلیسیم بر بهبود جوانهزنی و پاسخهای بیوشیمیایی ذرت (هیبرید سینگل کراس 704) در گسترههای مختلف اسیدیته محیط کشت انجام شد.
روش پژوهش: آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار اجرا شد. تیمارها شامل چهار سطح پرایمینگ [شاهد (آب مقطر) و محلول سیلیسیم با غلظتهای ۵۰، ۱۰۰ و ۱۵۰ میلیگرم در لیتر] و سه سطح اسیدیته محیط کشت (۵، 5/6 و ۸) بودند. صفات اندازهگیریشده شامل شاخصهای جوانهزنی (درصد و سرعت)، رشد گیاهچه (وزن تر، بنیه وزنی و طول)، نشت یونی (نشت نسبی الکترولیت) و شاخصهای بیوشیمیایی (فعالیت آنزیمهای آمیلاز و پروتئاز، محتوای قندهای محلول، پروتئین کل و جذب سیلیسیم) بودند.
یافتهها: نتایج نشان داد که انحراف از اسیدیته بهینه (5/6) به سمت شرایط اسیدی (۵) یا قلیایی (۸) بهطور معنیداری شاخصهای جوانهزنی و رشد را کاهش و نشت یونی را افزایش داد. پرایمینگ بذر با سیلیسیم، بهویژه در غلظت ۱۵۰ میلیگرم در لیتر، اثرات نامطلوب تغییرات اسیدیته را بهطور محسوسی کاهش داد. در شرایط اسیدی (5 pH =)، این تیمار درصد جوانهزنی را تا 19/63 درصد نسبت به شاهد فاقد سیلیسیم در همان اسیدیته افزایش، نشت نسبی الکترولیت را کاهش و فعالیت آنزیمهای آمیلاز و پروتئاز، محتوای قندهای محلول، پروتئین کل و جذب سیلیسیم را بهطور معنیداری بهبود بخشید. اثر متقابل سیلیسیم و اسیدیته تنها برای سرعت جوانهزنی معنیدار بود که نشاندهنده نقش اختصاصی سیلیسیم در تسریع جوانهزنی در شرایط اسیدیته نامطلوب است.
نتیجهگیری: پرایمینگ بذر ذرت با سیلیسیم (۱۵۰ میلیگرم در لیتر) میتواند به عنوان راهکاری مؤثر برای افزایش قابلیت جوانهزنی و تقویت وضعیت فیزیولوژیک و بیوشیمیایی بذرهای مواجهشده با شرایط اسیدیته غیربهینه محیط کشت، بهویژه تحت تنش اسیدی، به کار رود. این روش پتانسیل قابلتوجهی برای بهبود استقرار مزرعهای در خاکهای دارای اسیدیته زیربهینه دارد.
جنبههای نوآوری:
- پرایمینگ ذرت با سیلیسیم، جوانهزنی، سرعت و بنیه را در اسیدیتههای مختلف، بهویژه ۵=pH، بهبود داد.
- سیلیسیم (۱۵۰ میلیگرم در لیتر) با کاهش نشت الکترولیت، آسیب غشا را در تنش اسیدیته کاهش داد.
- سیلیسیم فعالیت آلفاـآمیلاز و پروتئاز، قند محلول و پروتئین کل گیاهچه را افزایش داد.
- اثرات مفید سیلیسیم مستقل از اسیدیته بود که نشاندهنده کاهش پایدار تنش در جوانهزنی است.