جستجو در مقالات منتشر شده


3 نتیجه برای تنوع زیستی

کبری سبزی، احسان صیاد ، حمید طالشی، رضا بصیری،
دوره 1، شماره 1 - ( 6-1393 )
چکیده

در بوم‌سازگان‌های جنگلی به‌خصوص حاشیه رودخانه، تک‌درختان تأثیر مهمی بر ماکروفون خاک دارند. این تحقیق جهت بررسی اثر درختان پده بر ماکروفون خاک در جنگل‌های حاشیه رودخانه کارون در نزدیکی شوشتر انجام گرفت. نمونه‌برداری ماکروفون خاک در اواسط آبان 1391 صورت گرفت. ماکروفون خاک زیر تاج درختان (در3 طبقه قطری تاج) روی ترانسکت‌های موازی به فواصل 100 متر از یکدیگر و در حاشیه رودخانه نمونه‌برداری شد. ماکروفون خاک در قطعات نمونه 50 سانتی‌متر×50 سانتی‌متر به عمق 10 سانتی‌متر به روش دستی جمع‌آوری شد و تا سطح خانواده شناسایی و شمارش گردید. درمجموع 342 قطعه ‌نمونه برداشت شد. نتایج همبستگی نشان داد که بین فاصله از مرکز تاج درخت با ماکروفون خاک همبستگی منفی وجود دارد که در مورد درختان با تاج بزرگ‌تر بیشتر بود. همچنین نتایج تجزیه واریانس نشان داد که اندازه قطر تاج تأثیر معنی‌داری به‌جز در مورد یک‌نواختی بر سایر پارامترهای تنوع ماکروفون خاک ندارد. همبستگی بین فاصله از رودخانه با ماکروفون خاک نشان داد که فراوانی، تنوع و غنای ماکروفون در فواصل دورتر از رودخانه بیشتر است ولی یک‌نواختی ماکروفون در نزدیکی رودخانه بیشتر است. به‌طورکلی باید گفت که تک‌درختان پده بر حضور ماکروفون خاک مؤثر بودند، البته تأثیر فاصله از رودخانه بیشتر از اندازه قطر تاج درختان بود.
اسماعیل مرادی امام قیسی، امیراسلام بنیاد، مهرداد میرزایی، ایرج حسن‌زاد ناورودی،
دوره 2، شماره 2 - ( 12-1394 )
چکیده

هدف این تحقیق، بررسی تنوع گونه‌های درختی در جنگل‌های حفاظتی منطقه چارطاق اردل بود. بدین منظور 50 هکتار از جنگل‌های منطقه به‌ صورت منظم تصادفی با قطعات نمونه دایره‌ای 10 آری (50 قطعه نمونه) آماربرداری شد. در داخل هر قطعه نمونه تعداد درختان و نوع گونه‌های درختی اندازه‌گیری و یادداشت شد. برای برآورد تنوع گونه‌های درختی از شاخص‌های شانون-وینر، سیمپسون، مک‌آرتور و هیل، برای محاسبه یکنواختی از شاخص اسمیت- ویلسون و برای محاسبه غنای گونه‌ای نیز از شاخص مارگالف استفاده شد. همچنین مقدار اهمیت گونه‌ها نیز محاسبه شد. بررسی گونه‌های درختی منطقه مورد مطالعه نشان داد که 7 گونه درختی شامل ون (Fraxinus rotundifolia Mill.)، ارس (Juniperus polycarpos C. Koch)، محلب (Cerasus mahaleb (L.) Mill.)، بلوط (Quercus brantii var. persica)، بنه (Pistacia mutica Fischer)، کیکم (Acer monspessulanum subsp. cinerascens) و بید (Salix persica Boiss.) در این منطقه وجود دارد. مقدار شاخص‌های تنوع شانون-وینر، سیمپسون، مک‌آرتور و هیل به ترتیب برابر با برابر با 23/1، 58/0، 40/2 و 16/2 به دست آمد. همچنین شاخص‌های مارگالف و اسمیت-ویلسون نشان دادند که غنا و یکنواختی منطقه برابر با 84/0 و 77/0 است. نتایج مقدار اهمیت گونه‌ها نیز نشان داد که بیشترین مقدار مربوط به گونه ون (63/188 درصد) و کمترین مقدار مربوط به گونه بید (59/17 درصد) است. بنابراین می‌توان حفاظت از عرصه‌های جنگلی را به‌عنوان شیوه‌ای مناسب برای افزایش شاخص‌های تنوع گونه‌ای معرفی کرد.


مهندس سعید طهماسبیان، دکتر قاسمعلی دیانتی تیلکی، دکتر یحیی کوچ، دکتر ایوان وسینو،
دوره 4، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

سابقه و هدف: مدیریت اکوسیستم‌های جنگلی-مرتعی و جنگل‌کاری‌ها فقط تولید چوب یا زی‌توده نیست، بلکه ترکیب گونه‌ای، استقرار و تاب‌آوری بوم‌سازگان را شکل می‌دهد. در اکوسیستم‌های خشک و نیمه‌خشک، چرا، کم‌آبی و مداخلات احیایی اثر هم‌افزا دارند. این پژوهش تغییرات پوشش زیراشکوب، ترکیب فلورستیک، شکل‌های زیستی و شاخص‌های تنوع را در جنگل‌کاری‌ها و رویشگاه‌های جنگلی تحت مدیریت‌های متفاوت باشگل قزوین بررسی کرد.
مواد و روش‌ها: مطالعه در رویشگاه‌های جنگلی-مرتعی باشگل قزوین (البرز مرکزی) انجام شد. برای کاهش ناهمسانی محیطی، عرصه‌ها در ارتفاع ۱۴۸۰ تا ۱۵۵۰ متر و شیب کمتر از ۱۰٪ انتخاب شدند. پنج رژیم مدیریتی شامل جنگل‌کاری، قرق، کپه‌کاری، چرای سبک و چرای سنگین ارزیابی شد. برای هر رژیم، سه ترانسکت ۱۰۰ متری و ۱۵ پلات (مجموعاً ۷۵ پلات) بررسی شد. در طول هر ترانسکت، ۱۰ پلات با ابعاد 1/5 مترمربع مشخص گردید که از میان آن‌ها، ۵ پلات به‌صورت تصادفی برای اندازه‌گیری انتخاب شد. سپس در هر پلات درصد پوشش، ترکیب فلورستیک و فرم رویشی ثبت شد. شاخص‌های شانون–وینر، سیمپسون، مارگالف، منهنیک، یکنواختی و تنوع آلفا و بتا محاسبه و با تحلیل واریانس (ANOVA) و آزمون دانکن مقایسه شدند.
یافته‌ها: ترکیب پوشش گیاهی منطقه نشان داد که گونه‌های چندساله با 77/63 درصد سهم غالب را دارند و گیاهان یک‌ساله 22/37 درصد از پوشش را تشکیل می‌دهند. در میان رژیم‌های بررسی‌شده، قرق بیشترین درصد پوشش را داشت؛ میانگین پوشش در این تیمار به 73 درصد رسید. با وجود پوشش کمتر در جنگل کاری، این تیمار از نظر برخی شاخص‌های تنوع نتیجه بهتری نشان داد. بیشترین مقدار شانون–وینر برابر با 1/31 و بیشترین مقدار سیمپسون، برابر با 0/38 در جنگل‌کاری  به‌دست آمد. در مقابل چرای سنگین کمترین مقادیر را برای هر دو شاخص (شانون–وینر 0/29 و سیمپسون 0/14) نشان داد و در نتیجه تیمارها از نظر این دو شاخص معنی‌دار بودند. غنای مارگالف نیز تحت تأثیر مدیریت قرار گرفت و اختلاف تیمارها برای این شاخص نیز معنی‌دار بود. قرق، جنگل کاری و چرای سبک وضعیت مناسب‌تری از نظر مارگالف داشتند، اما چرای سنگین کمترین غنا را نشان داد. از طرف دیگر، بالاترین وضعیت غنای منهنیک در چرای سبک مشاهده شد. بیشترین تنوع آلفا در چرای سبک ثبت شد و مقدار آن 2/56 بود و کمترین مقدار این شاخص به کپه‌کاری با 0/63 اختصاص داشت. تنوع بتا در جنگل کاری بیشترین مقدار (0/69) را نشان داد؛ در حالی که قرق با 0/35 کمترین تنوع بتا را داشت. نتایج تحلیل واریانس نیز معنی‌دار بودن اثر رژیم مدیریتی را بر تنوع آلفا و بتا تأیید کرد.
نتیجه‌گیری: غلبه گونه‌های چندساله‌ نشانه پایداری اکولوژیک و حضور گیاهان یک‌ساله نشانه واکنش‌پذیری به تنش است. قرق با حذف چرا و لگدمالی بیشترین پوشش را ایجاد کرد؛ جنگل‌کاری با ایجاد ناهمگنی خرداقلیمی بالاترین تنوع بتا را داشت. برتری غنا و تنوع آلفا در چرای سبک و افت شدید آن در چرای سنگین مؤید نظریه اختلال متوسط است. هیچ رژیمی همه شاخص‌ها را هم‌زمان بهینه نکرد؛ بنابراین هدف هر عرصه باید تعیین‌کننده شیوه مدیریت باشد. چرای سنگین پیامد نامطلوب دارد و ترکیب قرق‌های دوره‌ای، چرای سبک کنترل‌شده و جنگل‌کاری کم‌تخریب پیشنهاد می‌شود.
 


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله تحقیقات اکوسیستم‌های جنگلی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Journal of Forest Ecosystems Research

Designed & Developed by : Yektaweb