<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله تحقیقات اکوسیستم های جنگلی </title>
<link>http://yujs.yu.ac.ir/jzfr</link>
<description>مجله تحقیقات اکوسیستم های جنگلی - مقالات نشریه - سال 1395 جلد3 شماره1</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1395/6/11</pubDate>

					<item>
						<title>بررسی کیفیت عناصر غذایی و تجزیه لاشبرگ بلوط وی‌ول (Quercus libani) در مرحله اول تجزیه در جنگل‌های زاگرس شمالی (مطالعه موردی: جنگل‌های هواره خول بانه)</title>
						<link>http://yujs.yu.ac.ir/jzfr/browse.php?a_id=85&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;در بوم سازه های جنگلی، تجزیه لاشبرگ مهم ترین راه ورود عناصر غذایی به خاک است و قابلیت در دسترس بودن عناصر غذایی خاک به میزان زیادی ناشی از پویایی عناصر غذایی و تجزیه لاشبرگ در جنگل است. این تحقیق با هدف ارزیابی پویایی عناصر غذایی و تجزیه لاشبرگ در جنگل های زاگرس شمالی با استفاده از روش کیسه لاشبرگ به مدت 180 روز در جنگل هواره خول واقع در شهرستان بانه انجام گرفت. در این مطالعه کیسه لاشبرگ ها در فواصل زمانی 30، 60، 120 و 180 روز جمع آوری شده و اندازه گیری نرخ تجزیه و ترکیبات شیمیایی لاشبرگ ها نظیر نیتروژن، کربن، فسفر، پتاسیم و کلسیم انجام گرفت. نتایج نشان داد که بین نرخ تجزیه با کیفیت اولیه لاشبرگ ها و همچنین نسبت های کیفی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt; C:N &lt;/span&gt;و &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;C:P&lt;/span&gt; همبستگی معنی داری وجود نداشت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt; با توجه به درجه بندی کیفی لاشبرگ ها بر اساس مقدار نیتروژن در تحقیق حاضر مقدار میانگین نیتروژن وی ول 37/1 درصد به دست آمد؛ بنابراین می توان گونه بلوط وی ول را در گروه متوسط قرار داده و جزو گونه های اصلاح کننده خاک به حساب آورد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt; در لاشبرگ مورد مطالعه فسفر و نیتروژن عملکرد مشابهی داشته به طوری که غلظت آن ها در طول زمان افزایش یافته بود (به ترتیب 27/7 و 38/30 میلی گرم بر گرم) اما عناصر کلسیم، پتاسیم و منیزیم نیز معمولاً با کاهش در غلظت مواجه شده بودند. غلظت عناصر غذایی لاشبرگ بلوط وی ول در منطقه مورد مطالعه نیز به صورت &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Ca&gt;N&gt;P&gt;K&gt; Mg&lt;/span&gt; بود.در بوم سازه های جنگلی، تجزیه لاشبرگ مهم ترین راه ورود عناصر غذایی به خاک است و قابلیت در دسترس بودن عناصر غذایی خاک به میزان زیادی ناشی از پویایی عناصر غذایی و تجزیه لاشبرگ در جنگل است. این تحقیق با هدف ارزیابی پویایی عناصر غذایی و تجزیه لاشبرگ در جنگل های زاگرس شمالی با استفاده از روش کیسه لاشبرگ به مدت 180 روز در جنگل هواره خول واقع در شهرستان بانه انجام گرفت. در این مطالعه کیسه لاشبرگ ها در فواصل زمانی 30، 60، 120 و 180 روز جمع آوری شده و اندازه گیری نرخ تجزیه و ترکیبات شیمیایی لاشبرگ ها نظیر نیتروژن، کربن، فسفر، پتاسیم و کلسیم انجام گرفت. نتایج نشان داد که بین نرخ تجزیه با کیفیت اولیه لاشبرگ ها و همچنین نسبت های کیفی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt; C:N &lt;/span&gt;و &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;C:P&lt;/span&gt; همبستگی معنی داری وجود نداشت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt; با توجه به درجه بندی کیفی لاشبرگ ها بر اساس مقدار نیتروژن در تحقیق حاضر مقدار میانگین نیتروژن وی ول 37/1 درصد به دست آمد؛ بنابراین می توان گونه بلوط وی ول را در گروه متوسط قرار داده و جزو گونه های اصلاح کننده خاک به حساب آورد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt; در لاشبرگ مورد مطالعه فسفر و نیتروژن عملکرد مشابهی داشته به طوری که غلظت آن ها در طول زمان افزایش یافته بود (به ترتیب 27/7 و 38/30 میلی گرم بر گرم) اما عناصر کلسیم، پتاسیم و منیزیم نیز معمولاً با کاهش در غلظت مواجه شده بودند. غلظت عناصر غذایی لاشبرگ بلوط وی ول در منطقه مورد مطالعه نیز به صورت &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Ca&gt;N&gt;P&gt;K&gt; Mg&lt;/span&gt; بود.در بوم سازه های جنگلی، تجزیه لاشبرگ مهم ترین راه ورود عناصر غذایی به خاک است و قابلیت در دسترس بودن عناصر غذایی خاک به میزان زیادی ناشی از پویایی عناصر غذایی و تجزیه لاشبرگ در جنگل است. این تحقیق با هدف ارزیابی پویایی عناصر غذایی و تجزیه لاشبرگ در جنگل های زاگرس شمالی با استفاده از روش کیسه لاشبرگ به مدت 180 روز در جنگل هواره خول واقع در شهرستان بانه انجام گرفت. در این مطالعه کیسه لاشبرگ ها در فواصل زمانی 30، 60، 120 و 180 روز جمع آوری شده و اندازه گیری نرخ تجزیه و ترکیبات شیمیایی لاشبرگ ها نظیر نیتروژن، کربن، فسفر، پتاسیم و کلسیم انجام گرفت. نتایج نشان داد که بین نرخ تجزیه با کیفیت اولیه لاشبرگ ها و همچنین نسبت های کیفی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt; C:N &lt;/span&gt;و &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;C:P&lt;/span&gt; همبستگی معنی داری وجود نداشت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt; با توجه به درجه بندی کیفی لاشبرگ ها بر اساس مقدار نیتروژن در تحقیق حاضر مقدار میانگین نیتروژن وی ول 37/1 درصد به دست آمد؛ بنابراین می توان گونه بلوط وی ول را در گروه متوسط قرار داده و جزو گونه های اصلاح کننده خاک به حساب آورد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt; در لاشبرگ مورد مطالعه فسفر و نیتروژن عملکرد مشابهی داشته به طوری که غلظت آن ها در طول زمان افزایش یافته بود (به ترتیب 27/7 و 38/30 میلی گرم بر گرم) اما عناصر کلسیم، پتاسیم و منیزیم نیز معمولاً با کاهش در غلظت مواجه شده بودند. غلظت عناصر غذایی لاشبرگ بلوط وی ول در منطقه مورد مطالعه نیز به صورت &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Ca&gt;N&gt;P&gt;K&gt; Mg&lt;/span&gt; بود.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>فرهاد قاسمی آقباش</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>پایش و پیش‌بینی تغییرات تراکم پوشش گیاهی با استفاده از سنجش از دور (مطالعه موردی: حوضه آبخیز ونیت، استان ایلام)</title>
						<link>http://yujs.yu.ac.ir/jzfr/browse.php?a_id=70&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;a name=&quot;OLE_LINK4&quot;&gt;&lt;/a&gt;&lt;a name=&quot;OLE_LINK3&quot;&gt;اهمیت پوشش گیاهی به عنوان یک عامل پویا و مؤثر بر شرایط زیستی &lt;/a&gt;&lt;a name=&quot;OLE_LINK6&quot;&gt;&lt;/a&gt;&lt;a name=&quot;OLE_LINK5&quot;&gt;ایجاب می کند &lt;/a&gt;که همواره اطلاعات کمی و کیفی دقیقی از تغییرات آن در بازه های زمانی کوتاه مدت تهیه شود. &lt;a name=&quot;OLE_LINK12&quot;&gt;&lt;/a&gt;&lt;a name=&quot;OLE_LINK11&quot;&gt;در این مطالعه باهدف پایش و پیش بینی تراکم پوشش حوضه آبخیز ونیت سفلی در استان ایلام، &lt;/a&gt;&lt;a name=&quot;OLE_LINK15&quot;&gt;از شاخص گیاهی &lt;/a&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;NDVI&lt;/span&gt; و تصاویر ماهواره لندست متعلق به سال های 1988 و 2007 استفاده و &lt;a name=&quot;OLE_LINK19&quot;&gt;&lt;/a&gt;&lt;a name=&quot;OLE_LINK18&quot;&gt;نقشه های تراکم پوشش گیاهی در سه طبقه فاقد پوشش، تنک و دارای پوشش گیاهی متراکم &lt;/a&gt;&lt;a name=&quot;OLE_LINK21&quot;&gt;&lt;/a&gt;&lt;a name=&quot;OLE_LINK20&quot;&gt;تهیه شد. &lt;/a&gt;&lt;a name=&quot;OLE_LINK23&quot;&gt;&lt;/a&gt;&lt;a name=&quot;OLE_LINK22&quot;&gt;&lt;/a&gt;مقایسه وسعت طبقات تراکم پوشش گیاهی نشان داد &lt;a name=&quot;OLE_LINK25&quot;&gt;&lt;/a&gt;&lt;a name=&quot;OLE_LINK24&quot;&gt;&lt;/a&gt;که وسعت اراضی بدون پوشش به میزان 8/1158 هکتار افزایش و وسعت اراضی با پوشش گیاهی تنک و متراکم &lt;a name=&quot;OLE_LINK31&quot;&gt;&lt;/a&gt;&lt;a name=&quot;OLE_LINK30&quot;&gt;به ترتیب 8/360، 9/797 هکتار کاهش یافته است. &lt;/a&gt;&lt;a name=&quot;OLE_LINK35&quot;&gt;&lt;/a&gt;&lt;a name=&quot;OLE_LINK34&quot;&gt;همچنین بررسی تغییرات تراکم پوشش گیاهی حاکی از آن &lt;/a&gt;&lt;a name=&quot;OLE_LINK38&quot;&gt;&lt;/a&gt;&lt;a name=&quot;OLE_LINK37&quot;&gt;است که &lt;/a&gt;&lt;a name=&quot;OLE_LINK36&quot;&gt;از وسعت طبقات با پوشش گیاهی تنک و متراکم به ترتیب 4/1233 و 4/210 هکتار &lt;/a&gt;&lt;a name=&quot;OLE_LINK44&quot;&gt;&lt;/a&gt;&lt;a name=&quot;OLE_LINK43&quot;&gt;به طبقه &lt;/a&gt;&lt;a name=&quot;OLE_LINK48&quot;&gt;&lt;/a&gt;&lt;a name=&quot;OLE_LINK47&quot;&gt;اراضی بدون پوشش گیاهی &lt;/a&gt;تبدیل شده است. همچنین&lt;a name=&quot;OLE_LINK49&quot;&gt; 2/246 و 8/38 هکتار از &lt;/a&gt;&lt;a name=&quot;OLE_LINK51&quot;&gt;&lt;/a&gt;&lt;a name=&quot;OLE_LINK50&quot;&gt;وسعت اراضی&lt;/a&gt; بدون پوشش به ترتیب به اراضی با پوشش گیاهی تنک و متراکم تبدیل شده است. &lt;a name=&quot;OLE_LINK60&quot;&gt;&lt;/a&gt;&lt;a name=&quot;OLE_LINK59&quot;&gt;مدل مارکوف و سلول های خودکار در پیش بینی تغییرات تراکم پوشش گیاهی منطقه نشان داد&lt;/a&gt; که &lt;a name=&quot;OLE_LINK62&quot;&gt;&lt;/a&gt;&lt;a name=&quot;OLE_LINK61&quot;&gt;بیشترین و کمترین احتمال انتقال به اراضی فاقد پوشش گیاهی &lt;/a&gt;به ترتیب در اراضی با تراکم پوشش گیاهی تنک (5059/0) و متراکم (1023/0) &lt;a name=&quot;OLE_LINK66&quot;&gt;&lt;/a&gt;&lt;a name=&quot;OLE_LINK65&quot;&gt;دیده می شود. &lt;/a&gt;&lt;a name=&quot;OLE_LINK69&quot;&gt;در نهایت با فرض ادامه روند کنونی، نقشه تراکم پوشش گیاهی حوضه آبخیز موردنظر برای سال 2020 پیش بینی گردید. &lt;/a&gt;&lt;a name=&quot;OLE_LINK70&quot;&gt;این نقشه نشان می دهد در آینده ای نزدیک اراضی &lt;/a&gt;&lt;a name=&quot;OLE_LINK72&quot;&gt;&lt;/a&gt;&lt;a name=&quot;OLE_LINK71&quot;&gt;فاقد پوشش گیاهی &lt;/a&gt;سطحی &lt;a name=&quot;OLE_LINK73&quot;&gt;معادل 87 درصد این منطقه را به خود اختصاص خواهند داد در حالی که در سال 1988 و 2007 به ترتیب 62 درصد و 71 درصد اراضی بدون پوشش گیاهی بوده است.&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author>مهدی حیدری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی فنولوژی گونه بلوط ایرانی (Quercus brantii Lindl.) در سه رویشگاه مختلف در استان فارس</title>
						<link>http://yujs.yu.ac.ir/jzfr/browse.php?a_id=79&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;h1 dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:14px;&quot;&gt;&amp;nbsp;از نتایج مطالعات فنولوژی بلوط می توان در مدیریت پایدار جنگل، حفظ، احیاء، توسعه و بهره برداری از منابع جنگلی استفاده نمود. در این مطالعه فنولوژی گونه بلوط ایرانی &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(&lt;em&gt;Q. brantii &lt;/em&gt;L.&lt;/span&gt;) در سه منطقه ممسنی، دشت ارژن و کامفیروز، به ترتیب با ارتفاع 2300، 2100 و 1800 متر از سطح دریا واقع در جنوب غربی و شمال استان فارس مورد بررسی قرار گرفت. در هر منطقه نه اصله درخت مادری در ماه های مختلف سال به دفعات متعدد و به مدت پنج سال (1381-1377) مورد بازدید قرار گرفت و صفات مشاهده شده، یادداشت برداری گردید. نتایج به دست آمده در مورد گونه یادشده در سه منطقه مورد مطالعه نشان داد که بروز مراحل مختلف رشد در مناطق اختلاف اساسی داشت. زمان ظهور برگ از هفته دوم اسفند تا هفته دوم فروردین، کامل شدن برگ از هفته سوم فروردین تا هفته اول اردیبهشت، گل دهی از هفته دوم اسفند تا هفته سوم فروردین، گرده افشانی از هفته چهارم اسفند تا هفته چهارم فروردین، رسیدن میوه از هفته دوم آبان تا هفته چهارم آبان و خزان برگ از هفته اول آبان تا هفته چهارم آذرماه متغیر بود و به طول انجامید. بنابراین صفات فنولوژیکی در گونه مورد بررسی تحت تأثیر عوامل اقلیمی و محیطی قرار دارد.&lt;/span&gt;&lt;/h1&gt;
</description>
						<author>ماجد حسامی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>نقش توپوگرافی و خاک در مرگ و میر درختان جنگل‌های بلوط زاگرس میانی</title>
						<link>http://yujs.yu.ac.ir/jzfr/browse.php?a_id=51&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;زوال بلوط پدیده پیچیده چندعامله ای است که جنگل های بلوط در اکثر نقاط دنیا و ایران با آن روبرو هستند. به منظور بررسی نقش توپوگرافی و برخی خصوصیات خاک در پدیده مرگ و میر درختی رخ داده در جنگل های بلوط ایرانی، منطقه جنگلی شلم واقع در شمال استان ایلام انتخاب گردید. منطقه مورد مطالعه به 20 واحد همگن از نظر توپوگرافی تقسیم شد. در هر واحد همگن 3 پلات دایره ای 1/0 هکتاری به منظور اندازه گیری میزان مرگ و میر درختی به صورت تصادفی منظم پیاده و یک پروفیل برای اندازه گیری برخی خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک (بافت، درصد رطوبت، درصد آهک، درصد مواد آلی و مقدار نیتروژن به تفکیک هر افق و عمق خاک) حفر گردید. در هر پلات قطر برابر سینه، قطر حداقل و حداکثر تاج درختان، درصد خشکیدگی تاج، مبدأ پایه ها و فرم رویشی آن ها به تفکیک گونه و متغیرهای رویشگاهی اندازه گیری و ثبت شد. نتایج نشان داد که به طور متوسط 7/15 درصد از موجودی جنگل کاهش یافته که 65/97 درصد آن متعلق به گونه بلوط ایرانی بوده است. نتایج رگرسیون خطی چندگانه و آنالیز &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;RDA&lt;/span&gt; نشان داد که مرگ و میر درختی متأثر از ارتفاع از سطح دریا و تا حدودی جهت جغرافیایی بود؛ اما شیب دامنه تأثیر معنی داری نشان نداد. بیشترین میزان مرگ و میر درختی در طبقه های ارتفاعی بالا و جهت های جنوبی و غربی بود. همچنین تجزیه واریانس رگرسیونی و آنالیز &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;RDA&lt;/span&gt; نشان داد که مرگ و میر درختی متأثر از عمق و بافت خاک است. به طوری که بیشترین میزان مرگ و میر درختی در خاک های با عمق کمتر و درصد شن کمتر و سیلت بالاتر بود. نتیجه گیری شد که توپوگرافی و خاک نقش مؤثری در مرگ ومیر درختان و گسترش خشکیدگی در سطح جنگل های زاگرس دارند. شناسایی شرایط حاد از نظر توپوگرافی و خاک در این جنگل ها می تواند در مدیریت خشکیدگی درختی راهگشا و سودمند باشد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>احمد حسینی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر مبداء بذر بر خصوصیات جوانه‌زنی و مورفولوژی نونهال‌های گونه ارژن تحت تنش شوری</title>
						<link>http://yujs.yu.ac.ir/jzfr/browse.php?a_id=68&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;شوری یکی از تنش های محیطی در جهان و به خصوص در مناطق خشک و بیابانی است که سبب کاهش تولیدات گیاهی می گردد و انتخاب گیاهان مقاوم به شوری در تمام مراحل زندگی به ویژه جوانه زنی اهمیت خاصی دارد. این تحقیق با هدف بررسی اثر مبدأ بذر بر خصوصیات جوانه زنی و صفات مورفولوژیکی در دوره نونهالی گونه ارژن (&lt;em&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Amygdalus elaegnifolia&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;) تحت تنش شوری در شرایط آزمایشگاه انجام شد. آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی در سه تکرار انجام گرفت. مبداء بذر به عنوان فاکتور اول (شامل مبدأ سمیرم، کازرون و فریدون شهر) و تیمار شوری در چهار سطح (0، 5/1، 3، 5 دسی زیمنس بر متر) با استفاده از نمک کلریدسدیم به عنوان فاکتور دوم در نظر گرفته شد. صفات نرخ جوانه زنی، سرعت جوانه زنی، بنیه بذر، طول ساقه چه، طول ریشه چه، وزن تر ساقه چه، وزن تر ریشه چه، وزن خشک ساقه چه، وزن خشک ریشه چه، تعداد برگ و نسبت طول ریشه چه به طول ساقه چه اندازه گیری شد. نتایج آنالیز واریانس و مقایسات میانگین نشان داد شوری باعث ایجاد اختلاف معنی دار در اکثر صفات مورد بررسی گونه ارژن شد. در تیمار شاهد اختلاف بین مبداءهای مورد مطالعه معنی دار بود اما اثر مبداء بذر در سطوح دیگر شوری معنی دار نبود&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt; به طورکلی در شرایط غیرشور (تیمار شاهد)، بهترین مبداء از بین مبداء های مورد بررسی، فریدون شهر بود.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>آناهیتا رشتیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی مهم‌ترین عوامل مؤثر در آفت‌زدگی درختچه‌های بادام‌کوهی در زاگرس مرکزی (مطالعه موردی جنگل باغ شادی هرات، یزد)</title>
						<link>http://yujs.yu.ac.ir/jzfr/browse.php?a_id=93&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;به منظور بررسی عوامل مؤثر در میزان آلودگی درختچه های بادام کوهی به سوسک چوب خوار در جنگل های بنه-بادام در منطقه حفاظت شده باغ شادی یزد، تعداد 80 قطعه نمونه 1000 مترمربعی به صورت تصادفی-سیستماتیک تعبیه شد و متغیرهایی شامل قطر برابر سینه، قطر متوسط تاج درختان، فرم درختان، نوع گونه های همراه، درصد خشکیدگی تاج، درصد آلودگی درختان بادام کوهی به سوسک چوب خوار به همراه موقعیت مکانی قطعات نمونه اندازه گیری و ثبت شد. نتایج نشان داد که آلودگی درختان بادام کوهی به سوسک چوب خوار همبستگی مثبت با خشکیدگی درختان بادام و حضور گیاه نیمه انگل موخور و همبستگی منفی با تعداد جست این درختان دارد. آلودگی درختان بادام کوهی به سوسک چوب خوار همچنین همبستگی مثبت و معنی داری با تراکم کل درختان بادام کوهی، تراکم و تاج پوشش کل گونه های همراه، تعداد درختان بادام کوهی خشک شده و همبستگی منفی و معنی دار با درصد شیب قطعه نمونه دارد؛ بنابراین نتیجه گیری شد که این آفت رویشگاه های متراکم تر، با تاج پوشش بیشتر، شیب کمتر و درختانی با تعداد جست کمتر را برای لانه سازی انتخاب می کند. به نظر می رسد جوان سازی توده ها و حذف درختان آفت زده و ضعیف بتواند به کنترل آفت سوسک چوب خوار در این منطقه کمک کند.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>اصغر مصلح آرانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
