<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> 1 </title>
<link>http://yujs.yu.ac.ir/jopp</link>
<description>سامانه نشریات دانشگاه یاسوج - مجله تولید گیاهان روغنی - مقالات نشریه - سال 1394 جلد2 شماره2</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1394/12/11</pubDate>

					<item>
						<title>تأثیر عناصر گوگرد، بور و روی بر عملکرد، غلظت عناصر و کیفیت دانه کلزا  (Brassica napus L) </title>
						<link>http://yujs.yu.ac.ir/jopp/browse.php?a_id=53&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;به منظور بررسی اثر مصرف عناصر بور، روی و گوگرد بر خصوصیات کمی و کیفی گیاه کلزا رقم هایولا 401، آزمایشی در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با هشت تیمار و سه تکرار در سال زراعی 91-1390 در مزرعه تحقیقاتی موسسه تحقیقات برنج کشور (رشت) انجام شد. عوامل مورد مطالعه شامل شاهد، &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;عنصر روی &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;(به صورت کلات روی به میزان یک و نیم کیلوگرم در هکتار)،&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; عنصر بور &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;(به صورت براکس به میزان یک و نیم کیلوگرم در هکتار)،&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; عنصر گوگرد &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;(به صورت گل گوگرد به میزان 100 کیلوگرم در هکتار)، ترکیب بور+ روی، ترکیب بور+ گوگرد، ترکیب روی+ گوگرد و ترکیب بور+ روی+ گوگرد بودند. بیشترین مقدار عملکرد دانه به میزان 6/4157 کیلوگرم در هکتار متعلق به تیمار بور+ روی + گوگرد بود که نسبت به شاهد 7/48 درصد افزایش عملکرد داشت. بیشترین و کمترین میزان روغن دانه در تیمار بور+ روی+ گوگرد (58/42 درصد) و شاهد (37/38 درصد) مشاهده شد. تیمار روی در بین تیمارهای اصلی، دوگانه و سه گانه بالاترین مقدار پروتئین دانه به میزان 62/24 درصد را دارا بود. بیشترین میزان جذب عناصر بور، روی و گوگرد به ترتیب به میزان 7/15، 38/26 و 4/577 میلی گرم بر کیلوگرم در تیمار ترکیب توأم بور+ روی+ گوگرد و کمترین میزان جذب در شاهد (77/3، 37/7 و 39/121 میلی گرم بر کیلوگرم) به دست آمد. نتایج این بررسی نشان داد که تیمار ترکیب دوگانه عناصر بر و گوگرد از نظر تولید عملکرد دانه و مقدار روغن کلزا در شرایط آب و هوایی رشت مناسب به نظر می رسد.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author>مجید مجیدیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه درصد روغن و میزان عناصر معدنی بذر گیاه جدید دان‌سیاه (Guizotia abyssinica Cass.) با دو توده ایرانی و هندی سیاه‌دانه (Nigella sativa L.)</title>
						<link>http://yujs.yu.ac.ir/jopp/browse.php?a_id=55&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;text-align: justify; &quot;&gt;&lt;strong&gt;استفاده از گیاهان چندمنظوره در الگوهای کشت مناطق مختلف می تواند یکی از روش های کاهش خطر تولید باشد. گیاهان دارویی روغنی دان سیاه و انواع سیاه دانه از جمله گیاهان چندمنظوره اند. به منظور بررسی امکان تولید انبوه گیاه جدید دان سیاه و مقایسه درصد روغن و میزان عناصر معدنی بذر این گیاه با دو توده ایرانی و هندی سیاه دانه آزمایشی در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در منطقه خمینی شهر اصفهان در سال 1390 انجام شد. بذور دو توده سیاه دانه در اواخر مهرماه (به عنوان جانشین کشت غله پاییزه) و بذر دان سیاه در تیرماه (به عنوان کشت پس از غله پاییزه) کشت شدند. کشت هر سه گیاه موفقیت آمیز بود. دان سیاه با عملکرد حدود 880 کیلوگرم در هکتار (بیش از دو برابر میانگین جهانی)، میزان روغن بالا (بیش از 47 درصد) و ارزش ریالی قابل توجه (دو برابر قیمت آفتابگردان) تولید موفقی داشت. دان سیاه، سیاه دانه هندی و سیاه دانه اصفهانی از نظر میزان عناصر معدنی، به ویژه از نظر میزان آهن تفاوت های معنی داری داشتند. میزان آهن دان سیاه 2/1 پی پی ام یعنی حدود دو تا سه برابر میزان آهن سیاه دانه هندی و ایرانی بود.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author>آزاده واثقی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر سطوح مختلف کود گوگرد و تیوباسیلوس بر عملکرد، اجزای عملکرد و درصد روغن دانه آفتابگردان در منطقه گنبد</title>
						<link>http://yujs.yu.ac.ir/jopp/browse.php?a_id=58&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify; &quot;&gt;&lt;strong&gt;به منظور بررسی اثر کود گوگرد و باکتری تیوباسیلوس بر برخی صفات کمی و کیفی آفتابگردان&lt;/strong&gt; &lt;strong&gt;رقم های سان 25، &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه دانشگاه گنبدکاووس در سال 1392- 1391 اجرا شد. عامل میزان گوگرد در چهار سطح شامل عدم مصرف و مصرف 200، 400 و 600 کیلوگرم در هکتار و عامل باکتری تیوباسیلوس در چهار سطح شامل عدم مصرف و مصرف 10، 20 و 30 کیلوگرم در هکتار بود. &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;نتایج نشان داد اثر گوگرد بر ارتفاع بوته، وزن هزار دانه و عملکرد دانه در سطح پنج درصد و بر وزن خشک&lt;/strong&gt; &lt;strong&gt;بوته، درصد روغن و عملکرد روغن در سطح یک درصد معنی دار شد. اثر تیوباسیلوس بر وزن هزار دانه و عملکرد دانه در سطح پنج درصد و بر ارتفاع بوته، وزن خشک بوته، درصد روغن و عملکرد روغن در سطح یک درصد معنی دار شد. مقدار صفات در تیمارهای مصرف بالای گوگرد و تیوباسیلوس بیش تر از بقیه تیمارها بود. بیش ترین ارتفاع بوته، وزن هزار دانه، وزن خشک بوته در زمان برداشت، عملکرد دانه، درصد روغن و عملکرد روغن مربوط به تیمار مصرف 600 کیلوگرم گوگرد در هکتار بود. بیش ترین ارتفاع بوته، وزن هزار دانه، وزن خشک بوته، عملکرد دانه، درصد روغن و عملکرد روغن مربوط به تیمار مصرف 30 کیلوگرم تیوباسیلوس در هکتار بود. نتایج این بررسی نشان داد که تأثیر گوگرد و تیوباسیلوس بر برخی صفات مورفولوژیک، عملکرد و اجزای عملکرد دانه کم تر از درصد و عملکرد روغن بود. این امر احتمالاً به دلیل نقش گوگرد در تولید روغن اتفاق افتاد.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author>علی نخ زری مقدم</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر ترکیب کود گوگرد همراه با تیوباسیلوس و روی بر عملکرد، اجزای عملکرد و درصد روغن کلزا رقم RGS003 در منطقه گنبد</title>
						<link>http://yujs.yu.ac.ir/jopp/browse.php?a_id=60&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;text-align: justify; &quot;&gt;&lt;strong&gt;این آزمایش با هدف بررسی تأثیر سطوح مختلف گوگرد به همراه باکتری تیوباسیلوس و روی بر رشد کمی و کیفی کلزا (رقم &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;RGS003&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;) به صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار در ایستگاه تحقیقات کشاورزی گنبد و در سال زراعی 92-1391 اجرا شد. عامل اول مصرف توأم گوگرد به همراه تیوباسیلوس در چهار سطح شامل&lt;/strong&gt; &lt;strong&gt;عدم&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; مصرف گوگرد&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; و تیوباسیلوس&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; (&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;S0&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;)، مصرف 500 کیلوگرم گوگرد+10 کیلوگرم تیوباسیلوس در هکتار (&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;S1&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;)، مصرف 1000 کیلوگرم گوگرد+20 کیلوگرم تیوباسیلوس در هکتار (&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;S2&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;) و مصرف 2000 کیلوگرم گوگرد+40 کیلوگرم تیوباسیلوس در هکتار (&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;S3&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;) بود. عامل دوم مصرف روی در دو سطح شامل عدم مصرف روی و مصرف 20 کیلوگرم سولفات روی در هکتار بود. نتایج نشان داد که اثر کود گوگرد به جز طول خورجین بر بقیه صفات معنی دار شد. اثر کود روی بر عملکرد زیستی، عملکرد دانه، شاخص برداشت، عملکرد کاه، درصد روغن و عملکرد روغن در سطح یک درصد معنی دار شد. افزایش مصرف ترکیب گوگرد و تیوباسیلوس تا 1000 کیلوگرم گوگرد+20 کیلوگرم تیوباسیلوس (&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;S2&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;) موجب افزایش تمام اجزای عملکرد به استثنای درصد روغن شد، ولی افزایش بیشتر مصرف ترکیب گوگرد و باکتری موجب کاهش عملکرد و اجزای عملکرد کلزا رقم &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;RGS003&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; گردید.&lt;/strong&gt; &lt;strong&gt;به استثنای درصد روغن دانه، سایر صفات مورد بررسی تحت تأثیر اثر متقابل گوگرد و روی قرار نگرفتند.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author>محمد صلاحی فراهی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>پاسخ رشدی و یونی کلزا رقم ساریگل به سطوح متفاوت تنش شوری در مراحل مختلف رشد</title>
						<link>http://yujs.yu.ac.ir/jopp/browse.php?a_id=64&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify; &quot;&gt;&lt;strong&gt;اگرچه بیشتر گیاهان زراعی نسبت به تنش شوری حساس هستند، ولی این حساسیت در مراحل متفاوت متغیر است. در پژوهش حاضر، تأثیر سطوح متفاوت تنش شوری (4/0، 4، 7 و 10 دسی زیمنس بر متر) در مراحل متفاوت رشد (5 برگی، ساقه رفتن و گلدهی) بر ویژگی های مورفوفیزیولوژیک و محتوای یون های سدیم و پتاسیم کلزا رقم ساریگل در یک آزمایش در شرایط کنترل شده بر پایه طرح کاملاً تصادفی با 3 تکرار در دانشکده کشاورزی دانشگاه شیراز در سال 1393 بررسی گردید. بوته های تحت تنش شوری دارای مقادیر کمتری از ارتفاع بوته (27%)، تعداد (30%) و سطح برگ (31%)، وزن خشک شاخساره (45%) و ریشه (40%) و غلظت پتاسیم شاخساره (47%) و ریشه (54%) و مقادیر بیشتری از شاخص محتوای کلروفیل (20%) و غلظت سدیم شاخساره (5 برابر) و ریشه (8/1 برابر) بودند. با افزایش شدت تنش شوری، این تغییرات تشدید شد. تنش شوری موجب تغییر در توزیع یون سدیم گردید، بدین ترتیب که در شرایط شور نسبت غلظت سدیم شاخساره به ریشه به طور معنی داری بیشتر از شرایط غیرشور بود. با تأخیر در اعمال تنش، اثرات مضر شوری کاهش یافت؛ تیمارهای تنش شوری 10 دسی زیمنس بر متر در مراحل 5 برگی و گلدهی به ترتیب با کاهش 8/78 و 2/30 درصدی وزن خشک شاخساره و 6/68 و 7/26 درصدی وزن خشک ریشه نسبت به شاهد همراه بودند. اگرچه تنش شوری در مرحله 5 برگی تأثیر بیشتر و در مرحله گلدهی تأثیر کمتری داشت، ولی افزایش شدت تنش شوری در هر سه مرحله تأثیر منفی شوری را زیاد کرد. در صورت تأیید نتایج حاضر در پژوهش های تکمیلی و بلندمدت می توان آبیاری کلزا در اواخر دوره رشد با آب نسبتاً شور را در مناطق با محدودیت آب شیرین توصیه کرد.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author>سید عبدالرضا کاظمینی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>واکنش کمی و کیفی بادام زمینی (Arachis hypogaea L.) به کاربرد نیتروژن اولیه</title>
						<link>http://yujs.yu.ac.ir/jopp/browse.php?a_id=67&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;text-align: justify; &quot;&gt;&lt;strong&gt;این آزمایش، به منظور ارزیابی عملکرد کمی کیفی بادام زمینی در واکنش به نیتروژن اولیه در سال های زراعی 1392 و 1393 به صورت طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار در مزرعه آزمایشی مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی گیلان (رشت) انجام شد. تیمار آزمایشی شامل چهار سطح عدم مصرف نیتروژن &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(N&lt;sub&gt;1&lt;/sub&gt;)&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;، 100&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt; (N&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;)&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;، 150 &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(N&lt;sub&gt;3&lt;/sub&gt;)&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; و 200 &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(N&lt;sub&gt;4&lt;/sub&gt;)&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; کیلوگرم نیتروژن در هکتار از منبع اوره 46 درصد بود. نتایج این تحقیق نشان داد که با افزایش کاربرد نیتروژن اولیه طول مراحل نموی بادام زمینی افزایش پیدا کرد. بیشترین عملکرد غلاف (3561 کیلوگرم در هکتار) و دانه بادام زمینی (1740 کیلوگرم در هکتار)، محتوای روغن (84/49 درصد) و نیتروژن دانه (91/3 درصد) و عملکرد روغن (867 کیلوگرم) و پروتئین (5/426 کیلوگرم در هکتار) در سطح کودی 100 کیلوگرم در هکتار به دست آمد. کاربرد 150 کیلوگرم نیتروژن در هکتار از نظر تعداد غلاف در بوته (30/21) و تعداد دانه در غلاف (39/1) برتری نشان داد. همچنین، کاربرد 200 کیلوگرم نیتروژن در هکتار سبب افزایش ارتفاع بوته (35/73 سانتی متر) و محتوای فسفر دانه (437/0 میلی گرم بر کیلوگرم) بادام زمینی گردید. به علاوه، همبستگی منفی و معنی دار بین عملکرد دانه و برخی صفات نظیر تعداد روز تا شروع گلدهی، تعداد روز تا پایان گلدهی و رسیدگی وجود داشت. ضریب همبستگی بین عملکرد دانه و عملکرد روغن (&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;**&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;99/0 =&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;r&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;)&lt;/strong&gt; &lt;strong&gt;و پروتئین (&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;**&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;89/0 =&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;r&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;)&lt;/strong&gt; &lt;strong&gt;مثبت و معنی دار بود. در این آزمایش، عملکرد روغن و پروتئین بادام زمینی در واحد سطح بیشتر وابسته به عملکرد دانه بود. نتایج نشان داد که کاربرد نیتروژن اولیه تا 100 کیلوگرم در هکتار عملکرد غلاف و دانه بادام زمینی و عملکرد روغن و پروتئین را در شرایط اقلیمی استان گیلان افزایش داد.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author>معرفت مصطفوی راد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی ویژگی‌های زراعی، فنولوژیکی و کیفی گیاه جدید دانه روغنی دان‌سیاه  (Guizotia abyssinica Cass.) در تاریخ کاشت‌های مختلف در منطقه اصفهان </title>
						<link>http://yujs.yu.ac.ir/jopp/browse.php?a_id=56&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;&lt;strong&gt;به منظور بررسی ویژگی های زراعی، فنولوژیکی و کیفی گیاه جدید دانه روغنی دان سیاه در تاریخ کشت های مختلف و در شرایط آب و هوایی استان اصفهان، از سال 1382 بررسی های مختلفی طی چندین سال متمادی صورت گرفت. در ابتدا اقدام به تهیه نمونه هرباریومی و شناسایی و تأیید گونه شد، سپس بررسی اجمالی در مورد تاریخ های کشت بهاره، تابستانه (تاریخ کشت مرسوم در منطقه) و پاییزه این گیاه در اصفهان انجام شد. کشت پاییزه و بهاره این گیاه در شرایط این آزمایش موفقیت آمیز نبود. لذا در سال 1388 تحقیقی در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با 4 تکرار و در 3 تاریخ کاشت (&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;19/3/88، 31/3/88 و 12/4/88&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;) در خمینی شهر استان اصفهان اجرا شد. بر اساس نتایج به دست آمده از تجزیه واریانس داده ها مشخص گردید که اثر تاریخ کشت های مختلف تابستانه بر اکثر صفات مورد اندازه گیری در سطح 1 درصد معنی دار بود. با توجه به نتایج حاصل از این پژوهش مشخص گردید که تاریخ کاشت سوم، بهترین زمان کشت در شرایط آب و هوایی اصفهان می باشد. به طوری که بیشترین میانگین تعداد کاپیتول در بوته (07/59 سانتی متر)، وزن هزار دانه (39/3 گرم)، عملکرد دانه در هکتار (7/874 کیلوگرم)، تعداد بذر در بوته (1510) و درصد روغن (33/47 درصد) در تاریخ کشت سوم حاصل شد. البته بیشترین میانگین صفات ارتفاع (1/150 روز)، روز تا 50 درصد گلدهی (67 روز)، روز تا 80 درصد رسیدگی فیزیولوژیکی (110 روز)، مربوط به تاریخ کاشت اول بود.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author>آزاده واثقی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی نسبت برابری زمین بر اساس عملکرد علوفه، محتوای روغن و برخی عناصر غذایی دانه بادام زمینی (Arachis hypogaea L.) در کشت مخلوط با ذرت (Zea mays L.)</title>
						<link>http://yujs.yu.ac.ir/jopp/browse.php?a_id=62&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;text-align: justify; &quot;&gt;&lt;strong&gt;به منظور ارزیابی نسبت برابری زمین، محتوای روغن و برخی عناصر غذایی دانه بادام زمینی در کشت مخلوط با ذرت، آزمایشی در طی سال های زراعی 93-1392 و 94-1393 به صورت بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار در مزرعه آزمایشی مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی گیلان (رشت) انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل کشت خالص ذرت و بادام زمینی و الگوهای کشت مخلوط ذرت و بادام زمینی با نسبت ردیف های کاشت 1:1، 2:1، 1:2 و 2:2 بودند. بالاترین عملکرد علوفه ذرت در الگوی کشت مخلوط ذرت و بادام زمینی با نسبت ردیف های کاشت 2:1 به دست آمد. در این آزمایش، &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;الگوی کشت مخلوط ذرت و بادام زمینی با نسبت ردیف های کاشت 1:2 از نظر عملکرد دانه، علوفه، عملکرد روغن و پروتئین&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; دانه &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;بادام زمینی بر&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; دیگر&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; الگوهای کشت مخلوط ذرت و بادام زمینی برتری داشت. کمترین عملکرد علوفه و دانه بادام زمینی در الگوی &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;کشت مخلوط ذرت و بادام زمینی با نسبت ردیف های کاشت 2:2 مشاهده گردید. نتایج نشان داد که عملکرد روغن و پروتئین وابسته به عملکرد دانه بادام زمینی بود. &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;همبستگی مثبت و معنی داری بین عملکرد روغن و پروتئین با عملکرد دانه بادام زمینی وجود داشت. ولی رابطه معکوس بین محتوای نیتروژن و فسفر &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;در &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;دانه بادام زمینی مشاهده شد&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;. بر اساس نتایج این آزمایش، الگوهای کشت مخلوط &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;ذرت و بادام زمینی با نسبت ردیف های کاشت 1:2 و 1:1 می تواند به ترتیب برای افزایش عملکرد دانه بادام زمینی و نسبت برابری زمین &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;در شرایط اقلیمی منطقه قابل توصیه باشد.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author>معرفت مصطفوی راد</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
