<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> 1 </title>
<link>http://yujs.yu.ac.ir/jopp</link>
<description>سامانه نشریات دانشگاه یاسوج - مجله تولید گیاهان روغنی - مقالات نشریه - سال 1393 جلد1 شماره2</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1393/12/10</pubDate>

					<item>
						<title>تأثیر کشت بهاره و تابستانه بر عملکرد و خصوصیات زراعی ژنوتیپ‌های سویا در منطقه مغان</title>
						<link>http://yujs.yu.ac.ir/jopp/browse.php?a_id=29&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
این پژوهش به منظور ارزیابی عملکرد رقم های تجاری سویا و معرفی ارقام با پتانسیل بالا و سازگار برای دو فصل کشت بهاره و تابستانه به صورت آزمایش یک بار خردشده بر پایه طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار به مدت دو سال زراعی 88-87 و 87-86 در مزرعه مرکز تحقیقات کشاورزی مغان اجرا شد. در این بررسی عامل اصلی تاریخ کشت در دو سطح شامل کشت بهاره و کشت تابستانه و عامل فرعی در 14 سطح شامل ارقام سحر، لینفورد، هابیت × ویلیامز، 032،DPX، دیویس× ویلیامز، روناک× ویلیامز، JK، BP،033 و کلارک) به همراه سه ژنوتیپ رایج منطقه (زان، ویلیامز و L17) بودند. نتایج تجزیه مرکب دوساله عملکرد دانه نشان داد اثر تاریخ کاشت، ژنوتیپ ها و اثر متقابل آن ها در سطح احتمال 1% معنی دار بود. مقایسه عملکرد دو تاریخ کاشت نشان داد ژنوتیپ های موردمطالعه در کشت بهاره و تابستانه به ترتیب 643/3628 و 57/2502 کیلوگرم در هکتار محصول تولید نمودند. در شرایط کشت بهاره ژنوتیپ های زان و لینفورد به ترتیب با 4276 و 4105 کیلوگرم در هکتار و در شرایط کشت تابستانه نیز ژنوتیپ های BP و L17 به ترتیب با 2974 و 2920 کیلوگرم در هکتار از حداکثر عملکرد برخوردار بودند.
</description>
						<author>صابر سیف امیری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>توسعه سطح برگ در کلزا (Brassica napus L.) و رابطه آن با عملکرد دانه در شرایط دیم و آبیاری تکمیلی</title>
						<link>http://yujs.yu.ac.ir/jopp/browse.php?a_id=30&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>داشتن شاخص سطح برگ بهینه جهت کاهش تبخیر از سطح خاک، دریافت حداکثر تشعشع و افزایش تولید ماده خشک و عملکرد دانه ضروری است. به منظور مطالعه توسعه سطح برگ در کلزا (B. napus) و رابطه آن با عملکرد دانه، آزمایشی در دو سال زراعی 85-1384 و 86-1385 در ایستگاه تحقیقات کشاورزی گنبد انجام شد. آزمایش به صورت کرت های خردشده در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی در 3 تکرار و در دو شرایط آبیاری تکمیلی و دیم (دو آزمایش مجزا) انجام شد. پنج تاریخ کاشت 15 آبان، 15 آذر، 15 دی، 15 بهمن و 15 اسفند در کرت های اصلی و دو رقم هایولا 401 و آرجی اس 003 در کرت های فرعی قرار گرفتند. در تمام تیمارهای آزمایشی تعداد برگ در ساقه اصلی و شاخص سطح برگ تا شروع پر شدن دانه افزایش و سپس به دلیل ریزش شدید برگ ها به طور قابل توجهی کاهش یافت. دامنه تغییرات شاخص سطح برگ در شروع پر شدن دانه در شرایط آبیاری تکمیلی از 1/6 در تاریخ کاشت 15 آبان تا 1/3 در تاریخ کاشت 15 اسفند و در شرایط دیم از 2/5 در تاریخ کاشت 15 آبان تا 4/2 در تاریخ کاشت 15 اسفند متفاوت بود. رشد اولیه سریع تر هیبرید هایولا 401 نسبت به رقم آرجی اس 003 سبب شد تا در هر دو سال انجام آزمایش و در هر دو شرایط آبیاری تکمیلی و دیم، شاخص سطح برگ هایولا 401 در مراحل شروع ساقه دهی و غنچه دهی به طور معنی داری بیشتر از آرجی اس 003 شود. روابط قوی بین تعداد برگ در ساقه اصلی و شاخص سطح برگ در مراحل مختلف رشد با عملکرد دانه نشان دهنده تأثیر مثبت این دو صفت بر عملکرد دانه بود.</description>
						<author>ابوالفضل فرجی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر تنش خشکی و انواع کود آلی بر عملکرد روغن و ویژگی‌های بیوشیمیایی گلرنگ (Carthamus tinctorius L.)</title>
						<link>http://yujs.yu.ac.ir/jopp/browse.php?a_id=31&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور بررسی تأثیر تنش خشکی و کودهای آلی بر عملکرد روغن و ویژگی های بیوشیمیایی گلرنگ، آزمایشی به صورت کرت های خردشده در قالب بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در دانشگاه زابل انجام شد. در این آزمایش سه سطح تنش خشکی شامل آبیاری در زمان تخلیه 35، 55 و 75 درصد آب قابل استفاده خاک به عنوان تیمار اصلی و چهار سطح کود شامل عدم مصرف (شاهد)، کمپوست (40 تن در هکتار)، محلول پاشی اسید هیومیک (5/1 گرم در لیتر) و تلفیق کمپوست و اسید هیومیک به میزان نصف مقادیر یادشده به عنوان تیمار فرعی در نظر گرفته شد. نتایج این آزمایش نشان داد، تنش آب موجب کاهش عملکرد روغن، فلورسانس کلروفیل و پایداری غشاء شد. با تأخیر در آبیاری تا تخلیه 75 درصد رطوبت خاک، عملکرد روغن 6/68 درصد نسبت به شاهد کاهش یافت. کاربرد کودهای آلی موجب افزایش درصد روغن، عملکرد روغن، پایداری غشاء، کربوهیدرات، پراکسیداز، کاتالاز و گایاکول پراکسیداز گردید. کاربرد تلفیقی کمپوست و اسید هیومیک موجب افزایش 7/99 درصدی در عملکرد روغن نسبت به شاهد گردید. می توان مصرف اسید هیومیک و کمپوست به صورت تلفیقی را به منظور توسعه کشت گلرنگ در منطقه سیستان به ویژه در شرایط تنش ملایم پیشنهاد نمود.</description>
						<author>محمدرضا اصغری پور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر محلول‌پاشی سولفات روی و سالیسیلیک‌اسید بر ویژگی‌های ریخت‌شناسی و عملکرد گلرنگ تحت تنش خشکی</title>
						<link>http://yujs.yu.ac.ir/jopp/browse.php?a_id=34&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
به منظور بررسی اثر محلول پاشی سولفات روی و سالیسیلیک اسید بر خصوصیات مورفولوژیکی و عملکرد گلرنگ رقم صفه تحت تنش خشکی، در منطقه یاسوج، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با چهار تکرار در دانشگاه یاسوج، در سال 1391 انجام شد. عوامل مورد آزمایش شامل تنش خشکی در سه سطح آبیاری پس از مصرف 10%، 30% و 60% رطوبت قابل دسترس، به ترتیب به عنوان سطوح بدون تنش، تنش ملایم و تنش شدید و محلول پاشی در 5 سطح، شامل شاهد، سالیسیلیکاسید (5/0، 1 و 5/1 میلی مولار) و سولفات روی (3 گرم در لیتر) بودند. نتایج نشان داد که برهم کنش تنش خشکی و محلول پاشی برای صفات تعداد طبق، تعداد طبق بارور، تعداد دانه در طبق، وزن هزار دانه و عملکرد معنی دار و برای سایر صفات اندازه گیری شده غیر معنی دار بودند. عملکرد دانه گیاه در گیاهان تحت تنش کاهش یافت؛ اما با محلول پاشی سولفات روی و سالیسیلیک اسید افزایش نشان داد. بالاترین میزان عملکرد دانه در 30% و 60% تخلیه رطوبتی به محلول پاشی با 5/0 میلی مولار سالیسیلیک اسید بود. بالاترین میزان عملکرد دانه تک بوته در سطح تنش خشکی با 10 درصد با محلول پاشی سولفات روی به دست آمد. در تمام سطوح تنش خشکی بالاترین میزان وزن هزار دانه به دست آمده به محلول پاشی سولفات روی تعلق داشت و بالاترین تعداد طبق بارور در سطح 10 و 60 درصد تنش خشکی مربوط به محلول پاشی سالیسیلیک اسید با غلظت 1 میلی مولار بود. بالاترین تعداد دانه در طبق در سطح تنش خشکی 60 درصد مربوط به محلول پاشی سالیسیلیک اسید با غلظت 5/1 میلی مولار بود.
</description>
						<author>حمیدرضا بلوچی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر تنش کم آبیاری بر عملکرد برخی ارقام کلزا در شرایط شمال خوزستان</title>
						<link>http://yujs.yu.ac.ir/jopp/browse.php?a_id=36&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور بررسی تأثیر تنش کم آبیاری بر عملکرد ارقام کلزا آزمایشی در سال زراعی 87-1386 در مرکز تحقیقات کشاورزی صفی آباد اجرا شد. آزمایش به صورت کرت های خردشده در قالب بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار بود. آبیاری به عنوان فاکتور اصلی در چهار سطح شامل، آبیاری پس از 60 میلی متر تبخیر از تشتک کلاس A (شاهد)، قطع آبیاری در مرحله گلدهی، قطع آبیاری در مرحله خورجین دهی، قطع آبیاری در مرحله پر شدن دانه و رقم نیز به عنوان فاکتور فرعی در پنج سطح، شامل ارقام هایولا 308، هایولا 330، هایولا 401، هایولا 420 و RGS003 بود. بررسی اثر متقابل تیمارهای آزمایشی نیز نشان داد که بیشترین عملکرد دانه (3155 کیلوگرم در هکتار) به هیبرید هایولا 420 در آبیاری مطلوب (شاهد) و کمترین عملکرد دانه (1491 کیلوگرم در هکتار) به رقم RGS003 در شرایط قطع آبیاری در مرحله خورجین دهی اختصاص داشت. حداکثر تعداد خورجین در بوته (42/161) به هیبرید هایولا 330 در شرایط بدون تنش (آبیاری پس از 60 میلی متر تبخیر) و حداقل تعداد خورجین در بوته (1/78) نیز در رقم RGS003 و قطع آبیاری در مرحله خورجین دهی مشاهده گردید. نتایج نشان داد که بین تیمارهای قطع آبیاری، رقم و اثر متقابل آن ها اختلاف معنی داری ازنظر درصد روغن وجود نداشت. با توجه به نتایج آزمایش قطع آبیاری در مراحل گلدهی، خورجین دهی و پر شدن دانه در مقایسه با شاهد به ترتیب 72/24، 33/14 و 11 درصد کاهش عملکرد دانه را به دنبال خواهد داشت. کاهش عملکرد دانه به دلیل قطع آبیاری در مراحل گلدهی، خورجین دهی و پر شدن دانه همراه با کاهش تعداد خورجین در بوته و وزن هزار دانه بود. با توجه به نتایج حاصل از آزمایش از قطع آبیاری در مرحله گلدهی باید اجتناب نمود.</description>
						<author>سید احمد کلانتر احمدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر اوره و کود زیستی نیتروکسین بر عملکرد و خصوصیات زراعی کنجد (Sesamum indicum L.) </title>
						<link>http://yujs.yu.ac.ir/jopp/browse.php?a_id=37&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
کنجد از گیاهان روغنی بسیار مهم و پرکاربرد است. این مطالعه به منظور بررسی تأثیر اوره و کود زیستی نیتروکسین بر گیاه کنجد، به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه زابل در سال زراعی 91- 1390 اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل چهار سطح کود نیتروژن شامل عدم استفاده، 50، 75 و 100 درصد توصیه شده (به ترتیب معادل صفر، 160، 240 و 320 کیلوگرم در هکتار نیتروژن به شکل اوره) و نیتروکسین در دو سطح (تلقیح و عدم تلقیح) بودند. نتایج نشان داد افزایش مصرف نیتروژن تعداد شاخه فرعی در بوته، تعداد کپسول در بوته، تعداد دانه در کپسول و وزن هزار دانه را به ترتیب 50، 12، 18، 45 و 11 درصد افزایش داد. همچنین کاربرد کود نیتروکسین به صورت بذرمال به طور معنی داری ارتفاع ساقه، تعداد شاخه جانبی، وزن هزار دانه، تعداد دانه در کپسول، کپسول در بوته، عملکرد دانه، عملکرد روغن و درصد پروتئین کنجد را در مقایسه با تیمار عدم تلقیح افزایش داد. درصد روغن تحت تأثیر هیچ کدام از تیمارهای مورداستفاده قرار نگرفت. در بررسی اثرات متقابل کودهای مورداستفاده نیز مشخص گردید که کاربرد 75 درصد کود نیتروژن همراه با نیتروکسین ارتفاع بوته، عملکرد دانه و عملکرد روغن را به ترتیب 28، 58 و 56 درصد نسبت به شاهد افزایش داد. درمجموع نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که کاربرد بذرمال نیتروکسین علاوه بر بهبود شرایط رشدی، می تواند تا حد زیادی در راستای کاهش مصرف کود شیمیایی نیتروژن مفید واقع شود.

</description>
						<author>محمد رضا اصغری پور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر نیتروژن و تنش آبی بر پتانسیل دگرآسیبی سورگوم علوفه ای بر خصوصیات جوانه‌زنی و رشد اولیه گیاه گلرنگ زراعی</title>
						<link>http://yujs.yu.ac.ir/jopp/browse.php?a_id=43&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به منظور ارزیابی اثر دگرآسیبی سورگوم علوفه ای بر گلرنگ زراعی تحت تأثیر منابع نیتروژن و تنش آبی آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار در آزمایشگاه و گلخانه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه شیراز در سال 1391 انجام شد. تیمارها شامل تنش آبی در دو سطح (آبیاری مطلوب و آبیاری در 40 درصد ظرفیت زراعی) و نوع کود نیتروژن (200 کیلوگرم کود اوره در هکتار، تلقیح بذرها با کودهای زیستی نیتروکسین و نیتروکارا و عدم مصرف کود به عنوان تیمار شاهد) بود. عصاره آبی حاصل از اندام هوایی سورگوم در غلظت های 5، 10، 15 و 20 درصد حجمی تهیه و به محیط پتری دیش اضافه شد. در گلخانه از دو روش محلول پاشی غلظت های عصاره بر روی سطح گیاه و مخلوط بقایای اندام هوایی سورگوم به میزان صفر (شاهد)، 5، 10، 15 و 20 گرم بعد از اولین آبیاری به خاک گلدان ها استفاده شد. نتایج نشان داد که درصد و سرعت جوانه زنی، شاخص دگرآسیبی، طول ریشه چه و ساقه چه، وزن خشک ریشه چه و ساقه چه، فعالیت آنزیم های کاتالاز و پراکسیداز گلرنگ زراعی به طور معنی داری تحت تأثیر برهم کنش نوع و غلظت عصاره قرار گرفت. درصد جوانه زنی گلرنگ زراعی با افزایش غلظت عصاره آبی سورگوم کاهش یافت. به طوری که غلظت های 5، 10 و 15 درصد عصاره کود نیتروکارا در شرایط آبیاری مطلوب به ترتیب با 34، 22 و 12 درصد اثرات افزایشی و غلظت 20 درصد عصاره به طور معنی داری با 71 درصد کاهش اثرات کاهنده بر شاخص دگرآسیبی نشان دادند. به طور کلی، عصاره های حاصل از تیمارهای کود زیستی (نیتروکارا و نیتروکسین) در مقایسه با کود شیمیایی اوره در هر دو شرایط آبیاری مطلوب و تنش آبی سبب افزایش طول و وزن خشک ریشه چه و ساقه چه گلرنگ زراعی گردید، به گونه ای که شرایط تنش آبی همراه با کود اوره سبب افزایش کنترل شد. در حالی که نتایج محلول پاشی عصاره حاصل از تیمار کود اوره در شرایط تنش آبی برخلاف کودهای زیستی در هر دو شرایط آبیاری، بیشترین اثر کاهشی را بر فعالیت آنزیم کاتالاز و پراکسیداز نشان داد. به طور کلی کود اوره همراه با تنش آبی بیشترین اثر کاهندگی را بر خصوصیات جوانه زنی و رشد اولیه گلرنگ زراعی داشت.</description>
						<author>سید عبدالرضا  کاظمینی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
