[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: آخرين شماره :: تمام شماره‌ها :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
آرشیو مجله و مقالات::
برای نویسندگان::
برای داوران::
ثبت نام و اشتراک::
تماس با ما::
تسهیلات پایگاه::
بایگانی مقالات زیر چاپ::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
آیین نامه اخلاق علمی

آیین نامه اخلاق علمی نشریه
دریافت فایل COPE

 

..
دسترسی به مقالات

نسخه برداری و استفاده از مقاله های این نشریه تابع قانون دسترسی

آزاد creative commons می باشد.

AWT IMAGE

..

جستجو در مقالات منتشر شده


25 نتیجه برای زاگرس

احمد حسینی،
دوره 1، شماره 1 - ( 6-1393 )
چکیده

خشکیدگی تاجی از پدیده‌هایی است که عمدتاً درختان بلوط ایرانی به آن دچار شده‌اند. به‌منظور بررسی میزان سرخشکیدگی درختان در توده‌های جنگلی بلوط ایرانی و ارتباط آن با تک‌درختان، منشأ درختی و اندازه تاج آن‌ها، منطقه جنگلی شلم در نیمه شمالی استان ایلام انتخاب شد. پس از تقسیم‌بندی منطقه مورد مطالعه به واحدهای همگن توپوگرافیک، بزرگترین واحد همگن برای بررسی اهداف پژوهش انتخاب شد. در واحد همگن منتخب، شش ترانسکت موازی پیاده شد و 60 درخت نسبتاً سالم و سرخشکیده انتخاب و علامت‌گذاری شد. سپس درصد خشکیدگی تاجی، موقعیت استقرار آن‌ها در توده، منشأ درخت، قطر کمینه و بیشینه تاج و بلندی تاج آن‌ها اندازه‌گیری یا ثبت شد. آنالیز داده‌ها به‌وسیله تجزیه واریانس و رگرسیون خطی انجام شد. نتایج نشان داد که تک درختان میزان سلامت تاجی بیشتری نسبت به بقیه درختان داشتند. افزون ‌بر این درختان دانه‌زاد خشکیدگی تاجی کمتری نسبت به جست‌گروه‌ها نشان دادند. تأثیر ابعاد تاج بر میزان سرخشکیدگی درختان به موقعیت قرارگیری درخت به‌صورت منفرد یا اجتماعی و نیر فرم رویشی درخت بستگی داشت. به‌طور کلی می‌توان نتیجه‌گیری کرد که درختان با توجه به خصوصیات فردی و اجتماعی خود در توده، واکنش‌های متفاوتی به تنش خشکی نشان دادند و لذا سرخشکیدگی‌هایی با شدت و الگوی متفاوتی در داخل توده ظاهر شد که به‌صورت‌های متنوع از تک ‌درختان سرخشکیده تا گروه‌های دو تا چند درختی سرخشکیده دیده شدند.
پیام فیاض، سيده سبا نبوی گلده، مسعود دهداری،
دوره 1، شماره 1 - ( 6-1393 )
چکیده

بلوط ایرانی فراوان‌ترین گونه درختی در جنگل‌های زاگرس می‌باشد که تکثیر غیرجنسی آن از طریق قلمه تاکنون انجام نشده است. موفقیت در تکثیر غیرجنسی، موجب تسریع کارهای اصلاحی می‌گردد. به‌این‌ منظور سرشاخه‌های در حال رشد بهاره دارا و فاقد جوانه رأسی بلوط ایرانی در محیط‌کشت‌های مختلف نیم MS و WPM در محیط درون‌شیشه‌ای، کشت داده شدند. به‌منظور سترون کردن ریزنمونه‌ها، چهار نوع ماده سترون کننده شامل اتانول، کلریدجیوه، هیپوکلریت سدیم و هیپوکلریت پتاسیم به‌همراه توئین در غلظت‌های مختلف مورد آزمون قرار گرفت و رتبه آلودگی، ترشحات فنلی و قهوه‌ای شدن ریزنمونه‌ها ثبت شد. تأثیر تیمارهای مختلف اسید اسکوربیک، اسید استیک، PVP، زغال‌فعال و تاریکی بر میزان ترشحات فنلی و قهوه‌ای شدن ریزنمونه‌ها، مورد ارزیابی قرار گرفت. همچنین نرخ پرآوری و پینه‌زایی ریزنمونه‌ها با استفاده از غلظت‌های مختلف دو هورمون NAA و BAP بررسی شد. در پایان، توان ریشه‌دهی ریزنمونه‌ها با چهار ترکیب هورمونی اکسین (شاهد، 4/0 میلی‌گرم در لیتر NAA، 4/0 میلی‌گرم در لیتر IBA و مخلوط NAA و IBA به میزان 1/0 و 3/0 میلی‌گرم در لیتر) و سه غلظت هورمون سیتوکنین (0، 4/0 و 1 میلی‌گرم در لیتر) مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد که بهترین شرایط جهت استقرار و پرآوری ریزنمونه‌های در حال رشد بهاره بلوط ایرانی، سترون کردن ریزنمونه‌ها با کلریدجیوه 1/0% و انتقال به محیط‌کشت WPM به‌همراه 5/0 میلی‌گرم در لیتر PVP یا زغال‌فعال می‌باشد. افزایش غلظت BAP و NAA بهترتیب تا یک و 1/0 میلی‌گرم در لیتر تأثیر معنی‌داری بر نرخ پرآوری ریزنمونه‌ها نداشت. هیچ یک از تیمارهای ریشه-دهی منجر به تشکیل ریشه در ریزنمونه‌ها نشد.
پیمان اشکاوند، مسعود طبری کوچکسرایی، مهرداد زرافشار،
دوره 1، شماره 1 - ( 6-1393 )
چکیده

بی‌شک، شناسایی و معرفی گونه‌های مقاوم به خشکی بهمنظور احیاء جنگل‌های زاگرس باید مورد توجه محققان علوم جنگل قرار بگیرد. برای رسیدن به این مهم در یک آزمایش گلخانه‌ای در قالب طرح کاملاً تصادفی با در نظر گرفتن سه سطح تیمار خشکی و پنج تکرار به شناسایی مکانیسم‌های مقاومت به خشکی نهال‌های زالزالک (Crataegus aronia L.) و محلب (Prunus mahaleb L.) پرداخته شد. سطوح تیمار شامل شاهد ( آبیاری به اندازه ظرفیت زراعی)، تنش متوسط و پیوسته (آبیاری به اندازه 50% ظرفیت زراعی) و تنش شدید و یک‌باره (قطع آبیاری) بود. یافته‌ها نشان داد که در هر دو گونه با افزایش شدت خشکی خاک، محتوای نسبی آب برگ و پتانسیل آبی ساقه کاهش یافت. اگرچه محتوای کلروفیل کل برگ تحت تأثیر تنش کمبود آب قرار نگرفت؛ اما محتوای کاروتنوئید در پاسخ به تنش خشکی کاهش یافت. به‌عنوان اسمولیت‌های سازگارکننده، می‌توان به افزایش غلظت اسید آمینه پرولین در محلب و در مقابل افزایش غلظت کربوهیدرات‌های محلول در گونه زالزالک اشاره کرد. با توجه به افزایش نرخ نشت الکترولیت و غلظت مالون‌دی‌آلدئید در سطوح تنش خشکی می‌توان نتیجه گرفت که زالزالک با مجموعه راهکارهای مذکور قادر به تحمل تنش آبی متوسط و پیوسته خاک می‌باشد اما کاهش یک‌باره و آنی رطوبت خاک (قطع آبیاری) سبب بروز نشانه‌های تنش اکسیداتیو در این گونه می‌شود. هر چند که تنش آبی متوسط و پیوسته خاک موجب بروز نشانه‌های تنش اکسیداتیو در محلب می‌شود؛ اما قطع یک‌باره آبیاری، تبعات منفی چندانی به‌شدت آنچه که در مورد زالزالک مشاهده شد، برای آن در پی ندارد.
مریم سیسخت نژاد، رقیه ذوالفقاری،
دوره 1، شماره 2 - ( 12-1393 )
چکیده

خشکی ازجمله تنش‌های محیطی مهم است که بر رشد و نمو گیاهان اثر منفی می‌گذارد و مطالعه تبادلات گازی در شرایط تنش خشکی می‌تواند به شناسایی فاکتورهای مؤثر در مقاومت به این تنش کمک کند. از آنجایی‌که جنگل‌های زاگرس با اقلیم مدیترانه‌ای جز جنگل‌های خشکی‌گرا هستند، بنابراین این تحقیق به‌منظور بررسی تأثیر تنش خشکی بر روی تبادلات گازی دو گونه بلوط ایرانی Quercus brantii و وی‌ول Quercus libani صورت گرفت. تیمارهای موردنظر شامل 4 سطح (100، 70، 50 و 30 درصد ظرفیت مزرعه‌ای) بود که در شرایط گلخانه‌ای اعمال شد. نهال‌های درنظر گرفته‌شده برای تنش کمبود آب آبیاری نشدند تا به ظرفیت مزرعه‌ای موردنظر (70، 50 و 30 درصد ظرفیت مزرعه‌ای) رسیدند، ولی نهال‌های کنترل هر روز آبیاری گردیدند تا محتوی آب خاک گلدان‌ها در حدود 100 درصد ظرفیت مزرعه‌ای نگه داشته شود. نتایج نشان داد که تیمار تنش کمبود آب سبب کاهش معنی‌داری در هدایت روزنه‌ای، فتوسنتز، هدایت مزوفیلی و دی‌اکسید کربن زیر روزنه‌ای به محیطی و تعرق شد. همچنین گونه وی‌ول فتوسنتز، کارایی مصرف آب و تعرق بیشتری نسبت به بلوط ایرانی داشت. به‌طورکلی می‌توان نتیجه‌گیری کرد که در هر دو گونه محدودیت روزنه‌ای و غیرروزنه‌ای باعث کاهش فتوسنتز گردید. همچنین گونه وی‌ول با داشتن کارایی مصرف آب بالاتر و کاهش کمتر درصد تغییرات پارامترهای گازی از مکانیسم تحمل به خشکی و گونه بلوط ایرانی از مکانیسم اجتناب از خشکی در زمان تنش بهره می‌جوید.
بابک پیله ور، زهرا میرآزادی، وحید علی جانی، حمزه جعفری سرابی،
دوره 1، شماره 2 - ( 12-1393 )
چکیده

با توجه به اهمیت ساختار جنگل و روابط متقابل بین گونه‌های درختی، در این تحقیق به بررسی و مقایسه موقعیت مکانی، آمیختگی و ابعاد گونه‌های زالزالک و کیکم نسبت به درختان همسایه پرداخته شد. در جنگل‌های سامان عرفی پرک قلعه گل، تعداد 30 پایه زالزالک و کیکم شناسایی و ازنظر ساختاری بررسی شدند. نتایج حاصل از شاخص زاویه یکنواخت برای دو گونه زالزالک و کیکم به ترتیب برابر با 744/0 و 733/0 محاسبه شد که نشان‌دهنده چیدمان کپه‌ای دو گونه مذکور نسبت به درختان همسایه می‌باشد. ازنظر آمیختگی، دو گونه زالزالک و کیکم با داشتن میانگین شاخص آمیختگی 887/0 و 955/0 اختلاط گونه‌ای بالایی را از خود نشان می‌دهند. همچنین میانگین دو شاخص اختلاف ابعاد و چیرگی ابعاد به ترتیب برای زالزالک برابر با 582/0 و 322/0 و برای کیکم برابر با 420/0 و 656/0 محاسبه شد. این میانگین‌ها بیان می‌کنند که گونه زالزالک دارای اختلاف زیاد و نسبت به سایر همسایگان حالت مغلوب دارد؛ درحالی‌که کیکم دارای اختلاف متوسط و نسبت به سایر همسایگان خود غالب می‌باشد. میانگین فاصله تا سه همسایه زالزالک و کیکم به ترتیب برابر با 374/7 و 278/6 متر محاسبه شد. نتایج حاصل از الگوریتم اختلاف مطلق (AD) نشان‌دهنده اختلاف زیاد در شاخص آمیختگی دو گونه زالزالک و کیکم نسبت به سایر شاخص‌های مورد بررسی می‌باشد. به‌طورکلی نتیجه‌گیری می‌شود که کیکم ازنظر ابعاد در کل جنگل نسبت به زالزالک برتری دارد و همچنین به علت اینکه دو گونه مزبور در منطقه از فراوانی کمی برخوردار هستند دارای شاخص آمیختگی گونه‌ای بالایی می‌باشند.
شایسته غلامی، احسان صیاد، هانیه شاه قبادی،
دوره 1، شماره 2 - ( 12-1393 )
چکیده

حفاظت از تنوع زیستی در بوم‌ نظام‌های جنگلی از شاخص‌های مدیریت پایدار در آن محسوب می‌شود. اولین گام برای حفاظت تنوع زیستی، تعیین و برآورد آن است. بخشی از کارایی نمونه‌گیری به انتخاب صحیح اندازه پلات بستگی دارد. این مطالعه جهت مقایسه فراوانی و شاخص‌های تنوع شانون، غنای منهنیک و یکنواختی شلدون گونه‌های درختی در اندازه پلات‌های متفاوت، در منطقه جنگلی بانی لوان شهرستان جوانرود در استان کرمانشاه صورت گرفت. جهت انجام تحقیق، سه ترانسکت 1500 متری و موازی هم در جهت ارتفاع با فواصل 500 متر از یکدیگر در نظر گرفته شدند. در طول هر ترانسکت در 30 نقطه در فواصل 50 متری سه پلات مربعی تودرتو (10×10 متر، 20×20 متر، 30×30 متر) مستقر و مجموعاً در طول ترانسکت‌ها 270 پلات برداشت شد. فراوانی، تنوع، غنا و یکنواختی در اندازه پلات‌های مختلف با استفاده از آنالیز واریانس یک‌طرفه و آزمون چنددامنه‌ای دانکن مقایسه شدند. نتایج نشان داد که عامل اندازه پلات، تأثیر معنی‌داری بر فراوانی و شاخص‌های تنوع زیستی دارد. فراوانی و تنوع گونه‌ای با افزایش سطح پلات، افزایش می‌یابند. غنای گونه‌ای در پلات 400 و 100 مترمربعی تفاوت معنی‌دار دارد؛ اما اندازه پلات اثر معنی‌داری بر یکنواختی ندارد.
محمد جواد طاهری سرتشنیزی، علیرضا صالحی،
دوره 1، شماره 2 - ( 12-1393 )
چکیده

جهت بررسی صحت برآورد تراکم تاج‌پوشش با روش عکس‌برداری دیجیتال زمینی در یک توده خالص بلوط ایرانی شاخه و دانه‌زاد، 16 قطعه نمونه دایره‌ای 9/4 آری در شبکه‌ای به ابعاد 25 متر در 25 متر در یک عرصه یک هکتاری جنگل آماربرداری شد. روش دیدروی عمودی برای ثبت حضور یا عدم حضور تاج‌پوشش با استفاده از دستگاهی مشابه کاجانوس تیوب به‌عنوان روش کنترل انتخاب شد. تعداد نه عکس دیجیتال زمینی به‌صورت قائم شامل یک عکس در مرکز قطعه نمونه، چهار عکس در جهات اصلی و چهار عکس در جهات فرعی جغرافیایی به ترتیب در فواصل هفت و هشت متری از مرکز قطعه نمونه گرفته شدند. در روش عکس‌برداری دیجیتال، از محاسبه نسبت پیکسل‌های تاج درختان به‌کل پیکسل‌های موجود، درصد مؤلفه تاج‌پوشش به‌دست آمد. این مؤلفه در روش استفاده از کاجانوس تیوب، از نسبت نقاطی که در آن‌ها تاج‌پوشش حضورداشته به تعداد کل نقاط در هر قطعه نمونه به‌دست آمد. نتیجه آزمون کروسکال – والیس حاکی از عدم اختلاف معنی‌دار بین روش‌های مختلف برآورد مؤلفه تاج‌پوشش می‌باشد؛ اما از لحاظ برتری روش‌ها نسبت به هم روش پنج عکس دیجیتال در جهات اصلی، روش نه عکس دیجیتال و روش پنج عکس دیجیتال در جهات فرعی از لحاظ شاخص اریبی به‌ترتیب در رتبه‌های یک تا سه قرار گرفتند. روش‌های مختلف عکس‌برداری دیجیتال نسبت به روش کنترل مقدار مؤلفه تاج‌پوشش را کمتر برآورد می‌نمود.
مهرداد میرزایی، امیر اسلام بنیاد، محبوبه محبی بیجارپس،
دوره 1، شماره 2 - ( 12-1393 )
چکیده

هدف از این تحقیق، مدل‌سازی توزیع فراوانی ارتفاع درختان بلوط ایرانی در جنگل‌های دالاب ایلام بود. به‌منظور بررسی توزیع فراوانی ارتفاع درختان در توده‌های طبیعی، تعداد 37 خط‌نمونه با طول ثابت 50 متر انتخاب و به‌صورت سیستماتیک تصادفی با ابعاد شبکه آماربرداری 100 × 100 متر اندازه‌گیری شد. در مجموع ارتفاع 209 اصله از درختان بلوط اندازه‌گیری و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. توابع توزیع احتمال مورد بررسی بتا، نمایی، گاما، نرمال، لگ‌نرمال و وایبول بود. مشخصه‌های هر یک از توابع با استفاده از روش بیشینه درست‌نمایی برآورد شد. مقایسه توزیع احتمال واقعی و توزیع احتمال بدست‌آمده از توابع، به‌وسیله آزمون‌های کولموگروف- اسمیرنوف و کای‌دو انجام گرفت. نتایج آزمون کولموگروف- اسمیرنوف نشان داد که به‌ترتیب، توزیع‌های احتمال بتا، نرمال، وایبول، گاما و لگ‌نرمال برای مدل‌سازی توزیع فراوانی درختان بلوط ایرانی مناسب می‌باشند؛ اما آزمون کای‌دو نشان داد که تنها توزیع‌های بتا و لگ‌نرمال قابلیت تبیین توزیع فراوانی ارتفاع درختان را دارند؛ بنابراین در مطالعاتی که هدف آن‌ها شبیه‌سازی روند تغییرات جنگل است، می‌توان از توزیع‌های بتا و لگ‌نرمال استفاده کرد.
مهدی حیدری، علی مهدوی،
دوره 2، شماره 1 - ( 6-1394 )
چکیده

در این تحقیق تأثیر تغییر کاربری مناطق جنگلی به پارک‌های جنگلی بر شاخص‌های تنوع گونه‌ای علفی در پارک چقاسبز استان ایلام در ناحیه رویشی زاگرس بررسی شده است. به این منظور 3 منطقه 30 هکتاری درون پارک جنگلی شامل منطقه بدون تفرج، تفرج متوسط و تفرج شدید مشخص شد. جهت برداشت داده‌ها، در هر منطقه از 20 قطعه نمونه 400 مترمربعی به روش تصادفی سیستماتیک با ابعاد شبکه 150×100 متر استفاده شد. برای برداشت پوشش علفی، درصد پوشش هر گونه علفی در سطح 4 میکرو پلات 5/1×5/1 متری درون قطعه نمونه اصلی با استفاده از معیار دومین (درصد تاج پوشش) مشخص شد. سپس شاخص‌های تنوع گونه‌ای شانون-وینر و سیمپسون و غنای گونه‌ای محاسبه شد. از آزمون آماری دانکن برای مقایسه میانگین شاخص‌های تنوع گونه‌ای بین مناطق مختلف استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد که در منطقه بدون تفرج، تفرج متوسط و تفرج شدید به ترتیب 29، 45 و 21 گونه علفی وجود دارد. تروفیت‌ها فرم رویشی غالب هر سه منطقه را تشکیل دادند. گونه‌های Asperula odorata،Centaurea irritans Wagentz.، Marrabium vulgare L.، Phlomis olivieri Benth.، Picnomon acarna (L.) Cass در منطقه تفرج شدید دیده نمی‌شوند. شاخص‌های تنوع گونه‌ای شانون و سیمپسون و غنای گونه‌ای در منطقه تفرج شدید، کمترین میزان بوده است، بنابراین افزایش شدید کاربری تفرجی در مناطق جنگلی باعث از بین رفتن گونه‌ها و کاهش تنوع گونه‌ای شده است.


حجت الله امیدی، جواد میرزایی،
دوره 2، شماره 1 - ( 6-1394 )
چکیده

زادآوری طبیعی مهم‌ترین اصل در حفظ و استمرار پوشش گیاهی هر منطقه بوده و انجام تحقیقات در این زمینه و ارتباط آن با عوامل محیطی می‌تواند راهگشای مناسبی در جهت مدیریت بهتر جنگل‌ها باشد. بدین منظور این تحقیق با هدف بررسی اثر عوامل فیزیوگرافی و خاک بر زادآوری طبیعی گونه‌های درختی و درختچه‌ای در جنگل‌های منطقه کوه بایه در شهرستان ایوان واقع در استان ایلام انجام پذیرفت. با پیاده کردن تعداد 27 پلات به روش تصادفی سیستماتیک منظم با مساحت 900 مترمربع در منطقه، عوامل محیطی (فیزیوگرافی و خاک) و تعداد زادآوری طبیعی مورد مطالعه و اندازه‌گیری قرار گرفت. نتایج آنالیز همبستگی نشان داد که گونه آلبالوی وحشی با مواد آلی و کلسیم خاک همبستگی مثبت و با شوری خاک (EC) دارای همبستگی منفی است. گونه کیکم (Acer monspessulanum) با درصد رس همبستگی منفی و گونه تنگرس با درصد سیلت دارای همبستگی مثبت است، در صورتی که بین بقیه گونه‌ها با سایر عوامل خاکی همبستگی معنی‌داری دیده نشد. نتایج آشکار ساخت که فراوانی زادآوری گونه‌های زالزالک (Crataegus pontica) و تنگرس (Amygdalus lycioides) با افزایش ارتفاع از سطح دریا دارای همبستگی منفی است، در حالی که شیب اثر معنی‌داری بر زادآوری گونه‌ها ندارد. جهت دامنه تنها با تعداد زادآوری گونه آلبالوی وحشی Cerasus microcarpa)) دارای ارتباط معنی‌دار است و زادآوری این گونه در جهت‌های شرقی و شمال غربی بیشتر از سایر دامنه‌هاست.


حسن پوربابائی، رسول چراغی، سپیده سادات ابراهیمی،
دوره 2، شماره 1 - ( 6-1394 )
چکیده

پیدایش پوشش گیاهی، حاصل کنش متقابل بین عناصر رویشی و عوامل اکولوژیک مختلفی است که در شکل‌گیری، پایداری و تنوع پوشش گیاهی نقش دارند. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر جهت جغرافیایی بر ساختار و تنوع گونه‌های چوبی در رویشگاه‌های بلوط ایرانی در منطقه دشتک استان کهگیلویه و بویراحمد انجام شد. ابتدا رویشگاه مورد نظر در هر یک از دامنه‌های شمال شرقی و جنوب غربی به سه طبقه ارتفاع از سطح دریا (2200 تا 2400 متر) تقسیم و در نهایت در هر یک از طبقات سه قطعه نمونه، هر یک با مساحت 2500 مترمربع به روش انتخابی پیاده شد. در مجموع 5 گونه درختی شامل بلوط ایرانی، زالزالک زرد، بنه، شن و بادام تلخ و سه گونه درختچه‌ای شامل خشک، ارژن و راناس شناسایی شدند. در لایه درختی و تجدیدحیات بیشترین مقدار از مجموع سطح مقطع برابر سینه درختان و میانگین تعداد تجدیدحیات در هکتار به گونه بلوط ایرانی در جهت جنوب غربی تعلق داشت. نتایج بررسی شاخص‌های تنوع در لایه درختی نشان داد که میانگین شاخص‌های تنوع شانون- وینر، یکنواختی اسمیت- ویلسون و غنای گونه‌ای در جهت جنوب غربی بالاتر از جهت شمال شرقی است. همچنین در لایه درختچه‌ای و تجدیدحیات، میانگین تمام شاخص‌های تنوع در جهت جنوب غربی به‌طور معنی‌داری بالاتر بود. به‌طور کلی مشخص شد که در شرایط مطلوب اکولوژیکی، محیطی و ساختاری، مقادیر شاخص‌های تنوع افزایش یافته است. در این راستا، برای حفاظت و افزایش تنوع زیستی در منطقه، پیشنهاد می‌شود تا حد امکان، بهره‌برداری محلی و چرای دام محدود شود تا زمینه برای مساعد شدن شرایط رویشگاهی به‌منظور افزایش تنوع گونه‌ای فراهم شود. 


ابوذر حیدری صفری کوچی، فرشته مرادیان فرد، آزیتا اسکندری، تیمور رستمی ،
دوره 2، شماره 1 - ( 6-1394 )
چکیده

گونه بلوط ایرانی (Quercus brantii Lindl.) در زاگرس مرکزی پراکنش فراوانی دارد و گونه غالب این ناحیه محسوب می‌شود. با توجه به حجم تخریب بالا و اهمیت حفاظت این جنگل‌ها، بررسی و آگاهی از ساختار و وضعیت این جنگل‌ها از لحاظ کمی و کیفی امری ضروری است. این مطالعه به‌منظور بررسی وضعیت جنگل‌های بلوط ایرانی از لحاظ خصوصیات کمی و کیفی در بخش بازفت از توابع شهرستان کوهرنگ در استان چهار محال و بختیاری صورت گرفت. بدین منظور تعداد 60 پلات 10 آری با فواصل 400 متری با روش سیستماتیک تصادفی در منطقه‌ای به وسعت 819 هکتار اجرا گردید. سپس در پلات‌های مورد بررسی خصوصیات کمی درختان از جمله قطر، ارتفاع و قطر تاج اندازه‌گیری و مشخصه‌هایی چون درصد تاج پوشش و حجم چوب هیزمی (استر) نیز به‌صورت تخمینی برداشت و ثبت شد. همچنین به شادابی درختان نیز درجات کیفی از 1 تا 4 اختصاص داده شد و ثبت گردید. سپس داده‌ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد جنگل مورد نظر ناهمسال و تنک بوده و 81 درصد منطقه دارای تاج پوشش 0 تا 25 درصد است. بیشترین حضور درختان در کلاسه‌های قطری کم قطر (5 تا 25 سانتی‌متر) و بیشترین تراکم و حجم در جهات شمال شرقی است. 75 درصد درختان درجات مطلوبی از شادابی را دریافت کردند. نتایج این مطالعه در مقایسه با وضعیت کلی جنگل‌های بلوط ایرانی در زاگرس میانی بیانگر وضعیت متوسط تا مطلوب این جنگل‌ها در غرب استان چهار محال و بختیاری است و نیاز اساسی به حفاظت آن وجود دارد.


امیر مدبری، جواد سوسنی، شیدا خسروی،
دوره 2، شماره 1 - ( 6-1394 )
چکیده

 پژوهش حاضر، به‌منظور بررسی تأثیر آشفتگی زوال بر توزیع قطری جنگل‌های شاخه زاد بلوط ایرانی ناحیه رویشی زاگرس مرکزی انجام گرفت. بدین منظور دو عرصه‌ی همگن با مساحت‌های یکسان (32 هکتار) از جنگل‌های زاگرس مرکزی (شوراب در استان لرستان و زرآبین در استان ایلام) که زوال در آن‌ها به‌طور محسوسی مشاهده می‌شد، انتخاب گردیدند. در راستای دستیابی به هدف تحقیق، مشخصه قطر برابر سینه در مرحله قبل از قطع درختان زوال یافته و پس از آن، با استفاده از آماربرداری صد در صد برداشت شد. در این بررسی از توزیع‌های آماری بتا، جانسون، ویبول، گاما، نرمال و لوگ‌نرمال که در مطالعات زیستی کاربرد بیشتری دارند، استفاده گردید. نتایج حاصل از آزمون نیکویی برازش حاکی از آن است که برای توصیف قطر پایه‌های چوبی در منطقه شوراب به ترتیب توزیع بتا، ویبول و جانسون مناسب بوده و در منطقه‌ی زرآبین توزیع‌های جانسون و بتا مناسب ارزیابی شدند. فرضیه اختلاف توزیع قطر برابر سینه در مراحل قبل و بعد از زوال از دو جنبه بررسی شدند. یکی بر اساس توزیع مرگ‌ومیر در طبقات مختلف قطری که اختلاف زیادی بین مراحل قبل و پس از قطع درختان زوال یافته زوال مشاهده شد. جنبه‌ی دیگر آن به­کار گرفتن توزیع‌های آماری بود که بر این اساس، اختلافی برای قبل و بعد از وقوع پدیده زوال مشاهده نشد. بروز زوال در این مناطق به شکلی بود که تمامی طبقات قطری را به شکل تقریباً یکسانی تأثیر گذاشته، درنتیجه بر الگوی کلی برازش قطر تأثیر معنی‌داری نداشت.

�i�� �


نگین بهنیا، سید یوسف عرفانی فرد، سید رشید فلاح شمسی، سید علی اکبر موسوی،
دوره 2، شماره 2 - ( 12-1394 )
چکیده

این مطالعه با هدف ارزیابی کارایی روش کوکریجینگ برای تهیه نقشه‌های ویژگی‌های زیست‌سنجی درختزارهای بنه در جنگل‌های زاگرس در مقایسه با روش کریجینگ انجام شد. یک توده پوشیده از درختان بنه به مساحت 45 هکتار در جنگل تحقیقاتی بنه فیروزآباد استان فارس انتخاب و با استفاده از یک شبکه 72 × 72 متر، 87 قطعه نمونه دایره‌ای 8 آری در آن قرار گرفت. ویژگی‌های زیست‌سنجی (ارتفاع، قطر برابر سینه، تعداد در هکتار و درصد تاج پوشش) همه درختان بنه در هر قطعه نمونه اندازه‌گیری شد. سپس روش‌های زمین‌آماریزمین‌آمار کریجینگ و کوکریجینگ برای تهیه نقشه هر یک از ویژگی‌ها به کار رفتند. نتایج نشان داد که مقدار میانگین خطا (ME) و مجذور میانگین مربعات خطا (RMSE) برای ویژگی‌های ارتفاع، قطر برابر سینه و تعداد در هکتار در نقشه‌های حاصل از روش کوکریجینگ کمتر از روش کریجینگ بوده است. همچنین ضریب رگرسیون برای ویژگی‌های ارتفاع، قطر برابر سینه و تعداد در هکتار در روش کوکریجینگ نسبت به روش کریجینگ بیشتر می‌باشد که این امر نشانگر توانایی روش کوکریجینگ در بهبود نتایج برآورد ویژگی‌های زیست‌سنجی درختان می‌باشد. تنها در مورد درصد تاج پوشش میزان مجذور میانگین مربعات خطا و ضریب رگرسیون برای روش کریجینگ کمی بهتر شده که البته این میزان نیز ناچیز است؛ بنابراین نتیجه‌گیری شد که با استفاده از روش کوکریجینگ می‌توان نقشه‌های ویژگی زیست‌سنجی درختان را با دقت و صحت مناسب تولید نمود.


حسین میرزایی ندوشن، زهرا آبروش، مهدی پورهاشمی، مجید حسنی، پریسا پناهی،
دوره 2، شماره 2 - ( 12-1394 )
چکیده

بلوط ایرانی اگرچه تنوع ژنتیکی مناسبی که لازمه پایداری بوم­سازگان­های جنگلی است را از خود نشان داده است ولی در طی یک دهه گذشته دچار مشکلاتی شده است که به زوال بلوط موسوم گشته است. این تحقیق با مطالعه ویژگی‌های نونهالی چهار جمعیت از بلوط ایرانی به دنبال ارزیابی و مقایسه توانمندی‌های این جمعیت‌هاست تا سنگ بنای مطالعات تکمیلی را بگذارد. بذر لازم از 10 تک‌پایه از هریک از چهار جمعیت گیاهی واقع در استان‌های کردستان، لرستان، ایلام و فارس جمع‌آوری و به‌کار گرفته شد. بذرها در گلدان و در شرایط گلخانه کاشته شدند و از هر پایه مادری 30 نهال در سه تکرار مطالعه شد. ویژگی‌های رویشی از جمله ارتفاع نهال‌ها، طول و عرض برگ‌ها و شادابی نهال‌ها مطالعه شد. نتایج تجزیه داده‌ها بر اساس مدل آماری دو بار آشیانه شده نشان داد که جمعیت‌های مورد مطالعه از نظر برخی از صفات نظیر شادابی در سطح یک درصد و از نظر ارتفاع نهال در سطح 5% با یکدیگر اختلاف معنی‌دار داشتند. اثر درخت در جمعیت نیز از نظر ارتفاع نهال، طول و عرض برگ در سطح یک درصد معنی‌دار شد. در تجزیه تفکیکی، جمعیت‌ها رفتار متفاوتی از خود نشان دادند به‌طوری‌که تفاوت معنی‌داری بین درختان نمونه‌گیری‌شده از کردستان در صفات ارتفاع نهال، طول و عرض برگ مشاهده نشد. در حالی که از نظر این صفات درختان در جمعیت‌های لرستان و ایلام در سطوح متفاوت اختلاف معنی‌داری با یکدیگر نشان دادند. اگرچه جمعیت‌های گیاهی رفتارهای متفاوتی نشان دادند ولی هنوز تنوع کافی و وراثت‌پذیری زیادی در برخی از صفات جمعیت‌های مطالعه شده وجود دارد که می‌تواند در برنامه‌های اصلاحی به‌کار گرفته شود.


مهدی حیدری، علی مهدوی، الهام جافریان، وحید میرزایی‌زاده،
دوره 2، شماره 2 - ( 12-1394 )
چکیده

درخت ارغوان از جمله گونه‌های باارزش جنگل‌های زاگرس است. امروزه بهدلیل زیبایی خاص این گونه در جنگل‌کاری‌ها جایگاه ویژه‌ای پیدا کرده است. در این راستا، بهبود وضعیت جوانه‌زنی بذر راهکاری مناسب برای بهبود وضعیت کمی و کیفی نهال‌های تولیدی در نهالستان‌ها و بنابراین استقرار جنگل‌کاری است. در این مطالعه صفات جوانه‌زنی بذر و زنده‌مانی نهال گونه ارغوان در تیمارهای مختلف خاک در نهالستان ایوان در استان ایلام بررسی شد. آزمایش در قالب طرح کاملاً تصادفی با چهار تیمار و 120 گلدان برای هر تیمار انجام شد. سه بذر در هر گلدان پلاستیکی در تیمارهای مختلف خاک شامل: خاک شاهد، خاک شاهد-کود دامی (1:5)، خاک شاهد- خاک برگ (5: 1) و خاک شاهد- کود دامی- خاک برگ (1:1:5) کاشته شد. بر اساس تحلیل واریانس یک‌طرفه اختلاف آماری معنی‌داری بین تیمارهای خاک از نظر بیشینه میانگین جوانه‌زنی روزانه، درصد جوانه‌زنی و قدرت جوانه‌زنی مشاهده شد. در حالی که اختلاف معنی‌داری بین سایر خصوصیات جوانه‌زنی در بین تیمارهای خاک وجود نداشت. بیشترین میزان درصد جوانه‌زنی، میانگین جوانه‌زنی روزانه و قدرت جوانه‌زنی در تیمار شاهد- کود دامی- خاک برگ به دست آمد. از نظر زمانی، زنده‌مانی نهال­ها از شهریورماه تا اسفندماه روند نزولی داشت. نتایج نشان داد که همبستگی معنی‌داری بین میانگین جوانه‌زنی روزانه و ترکیبات مختلف خاک وجود دارد. به‌طور کلی می‌توان نتیجه گرفت که جوانه‌زنی و زنده‌مانی گونه ارغوان در نهالستان می‌تواند با استفاده از ترکیبات آلی بهبود پیدا کند.


صبریه مرادی، رقیه ذوالفقاری،
دوره 2، شماره 2 - ( 12-1394 )
چکیده

ویژگی‌های ریختاری گیاهان که به طور گسترده در مطالعات سیستماتیک مورد استفاده قرار می‌گیرد تحت تأثیر خصوصیات ارثی و عوامل محیطی قرار می‌گیرد. در طبقه‌بندی گونه‌های جنس بلوط به‌ویژه گونه برودار اختلاف نظر زیادی بین سیستماتیک‌دانان وجود دارد، ارتفاع از سطح دریا یکی از عوامل مهم تأثیرگذار بر عوامل محیطی است. با توجه به اهمیت مطالب فوق، تعداد 400 نمونه برگی از 40 پایه درختی در منطقه آرمرده، در محدوده رنج ارتفاعی این گونه از 1580 تا 1844 متر از سطح دریا برداشت شدند. سپس تعداد 29 صفت کمی و کیفی از برگ اندازه‌گیری و محاسبه شدند. نتایج نشان داد که مقادیر صفات دندانه راست و چپ برگ و شکل پهنک در ارتفاع پایین کمتر از ارتفاع بالا بودند، همچنین صفت زاویه قاعده دارای همبستگی منفی و معنی‌دار و صفات تعداد دندانه چپ و راست، تعداد رگبرگ چپ و راست و شکل پهنک دارای همبستگی مثبت و معنی‌دار با ارتفاع از سطح دریا بودند. در دو طبقه ارتفاعی، شکل نوک برگ و زاویه رگبرگ اصلی و فرعی کمترین شکل‌پذیری را نسبت به شرایط محیطی از خود نشان دادند. پایه‌ها براساس تجزیه خوشه‌ای در سه کلاسه مختلف قرار گرفتند و صفات جداکننده این خوشه‌ها حداکثر عرض پهنک، مساحت برگ، زاویه سینوسی و طول دندانه بودند. با توجه به اینکه صفات جداکننده پایه‌های درختی با ارتفاع از سطح دریا رابطه‌ای ندارند، بنابراین به‌نظر می‌رسد که اگرچه برخی تغییرات حاصل پاسخ فیزیولوژیک برگ به نوسانات محیطی می‌باشد، اما محتمل است وقوع لقاح بین‌گونه‌ای و درون‌گونه‌ای موجب تفکیک این پایه‌ها از هم شده باشد.


احمد حسینی، سید محسن حسینی،
دوره 3، شماره 1 - ( 6-1395 )
چکیده

زوال بلوط پدیده پیچیده چندعامله‌ای است که جنگل‌های بلوط در اکثر نقاط دنیا و ایران با آن روبرو هستند. به‌منظور بررسی نقش توپوگرافی و برخی خصوصیات خاک در پدیده مرگ و میر درختی رخ‌داده در جنگل‌های بلوط ایرانی، منطقه جنگلی شلم واقع در شمال استان ایلام انتخاب گردید. منطقه مورد مطالعه به 20 واحد همگن از نظر توپوگرافی تقسیم شد. در هر واحد همگن 3 پلات دایره‌ای 1/0 هکتاری به‌منظور اندازه‌گیری میزان مرگ و میر درختی به‌صورت تصادفی منظم پیاده و یک پروفیل برای اندازه‌گیری برخی خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک (بافت، درصد رطوبت، درصد آهک، درصد مواد آلی و مقدار نیتروژن به تفکیک هر افق و عمق خاک) حفر گردید. در هر پلات قطر برابر سینه، قطر حداقل و حداکثر تاج درختان، درصد خشکیدگی تاج، مبدأ پایه‌ها و فرم رویشی آن‌ها به تفکیک گونه و متغیرهای رویشگاهی اندازه‌گیری و ثبت شد. نتایج نشان داد که به‌طور متوسط 7/15 درصد از موجودی جنگل کاهش‌یافته که 65/97 درصد آن متعلق به گونه بلوط ایرانی بوده است. نتایج رگرسیون خطی چندگانه و آنالیز RDA نشان داد که مرگ و میر درختی متأثر از ارتفاع از سطح دریا و تا حدودی جهت جغرافیایی بود؛ اما شیب دامنه تأثیر معنی‌داری نشان نداد. بیشترین میزان مرگ و میر درختی در طبقه‌های ارتفاعی بالا و جهت‌های جنوبی و غربی بود. همچنین تجزیه واریانس رگرسیونی و آنالیز RDA نشان داد که مرگ و میر درختی متأثر از عمق و بافت خاک است. به‌طوری‌که بیشترین میزان مرگ و میر درختی در خاک‌های با عمق کمتر و درصد شن کمتر و سیلت بالاتر بود. نتیجه‌گیری شد که توپوگرافی و خاک نقش مؤثری در مرگ‌ومیر درختان و گسترش خشکیدگی در سطح جنگل‌های زاگرس دارند. شناسایی شرایط حاد از نظر توپوگرافی و خاک در این جنگل‌ها می‌تواند در مدیریت خشکیدگی درختی راهگشا و سودمند باشد.


وحید میرزایی زاده، مریم نیک نِژاد، مهدی حیدری،
دوره 3، شماره 1 - ( 6-1395 )
چکیده

اهمیت پوشش گیاهی به‌عنوان یک عامل پویا و مؤثر بر شرایط زیستی ایجاب می‌کند که همواره اطلاعات کمی و کیفی دقیقی از تغییرات آن در بازه‌های زمانی کوتاه‌مدت تهیه شود. در این مطالعه باهدف پایش و پیش‌بینی تراکم پوشش حوضه آبخیز ونیت سفلی در استان ایلام، از شاخص گیاهی NDVI و تصاویر ماهواره لندست متعلق به سال‌های 1988 و 2007 استفاده و نقشه‌های تراکم پوشش گیاهی در سه طبقه فاقد پوشش، تنک و دارای پوشش گیاهی متراکم تهیه شد. مقایسه وسعت طبقات تراکم پوشش گیاهی نشان داد که وسعت اراضی بدون پوشش به میزان 8/1158 هکتار افزایش و وسعت اراضی با پوشش گیاهی تنک و متراکم به ترتیب 8/360، 9/797 هکتار کاهش‌یافته است. همچنین بررسی تغییرات تراکم پوشش گیاهی حاکی از آن است که از وسعت طبقات با پوشش گیاهی تنک و متراکم به ترتیب 4/1233 و 4/210 هکتار به طبقه اراضی بدون پوشش گیاهی تبدیل‌شده است. همچنین 2/246 و 8/38 هکتار از وسعت اراضی بدون پوشش به ترتیب به اراضی با پوشش گیاهی تنک و متراکم تبدیل‌شده است. مدل مارکوف و سلول‌های خودکار در پیش‌بینی تغییرات تراکم پوشش گیاهی منطقه نشان داد که بیشترین و کمترین احتمال انتقال به اراضی فاقد پوشش گیاهی به ترتیب در اراضی با تراکم پوشش گیاهی تنک (5059/0) و متراکم (1023/0) دیده می‌شود. در نهایت با فرض ادامه روند کنونی، نقشه تراکم پوشش گیاهی حوضه آبخیز موردنظر برای سال 2020 پیش‌بینی گردید. این نقشه نشان می‌دهد در آینده‌ای نزدیک اراضی فاقد پوشش گیاهی سطحی معادل 87 درصد این منطقه را به خود اختصاص خواهند داد در حالی که در سال 1988 و 2007 به ترتیب 62 درصد و 71 درصد اراضی بدون پوشش گیاهی بوده است.


فرهاد قاسمی آقباش، گشین اله ویسی، وحید حسینی،
دوره 3، شماره 1 - ( 6-1395 )
چکیده

در بوم‌سازه‌های جنگلی، تجزیه لاشبرگ مهم‌ترین راه ورود عناصر غذایی به خاک است و قابلیت در دسترس بودن عناصر غذایی خاک به میزان زیادی ناشی از پویایی عناصر غذایی و تجزیه لاشبرگ در جنگل است. این تحقیق با هدف ارزیابی پویایی عناصر غذایی و تجزیه لاشبرگ در جنگل‌های زاگرس شمالی با استفاده از روش کیسه لاشبرگ به مدت 180 روز در جنگل هواره خول واقع در شهرستان بانه انجام گرفت. در این مطالعه کیسه لاشبرگ‌ها در فواصل زمانی 30، 60، 120 و 180 روز جمع‌آوری شده و اندازه‌گیری نرخ تجزیه و ترکیبات شیمیایی لاشبرگ‌ها نظیر نیتروژن، کربن، فسفر، پتاسیم و کلسیم انجام گرفت. نتایج نشان داد که بین نرخ تجزیه با کیفیت اولیه لاشبرگ‌ها و همچنین نسبت‌های کیفی C:N و C:P همبستگی معنی‌داری وجود نداشت. با توجه به درجه‌بندی کیفی لاشبرگ‌ها بر اساس مقدار نیتروژن در تحقیق حاضر مقدار میانگین نیتروژن وی‌ول 37/1 درصد به دست آمد؛ بنابراین می‌توان گونه بلوط وی‌ول را در گروه متوسط قرار داده و جزو گونه‌های اصلاح‌کننده خاک به‌حساب آورد. در لاشبرگ مورد مطالعه فسفر و نیتروژن عملکرد مشابهی داشته به‌طوری که غلظت آن‌ها در طول زمان افزایش یافته بود (به ترتیب 27/7 و 38/30 میلی‌گرم بر گرم) اما عناصر کلسیم، پتاسیم و منیزیم نیز معمولاً با کاهش در غلظت مواجه شده بودند. غلظت عناصر غذایی لاشبرگ بلوط وی‌ول در منطقه مورد مطالعه نیز به‌صورت Ca>N>P>K> Mg بود.در بوم‌سازه‌های جنگلی، تجزیه لاشبرگ مهم‌ترین راه ورود عناصر غذایی به خاک است و قابلیت در دسترس بودن عناصر غذایی خاک به میزان زیادی ناشی از پویایی عناصر غذایی و تجزیه لاشبرگ در جنگل است. این تحقیق با هدف ارزیابی پویایی عناصر غذایی و تجزیه لاشبرگ در جنگل‌های زاگرس شمالی با استفاده از روش کیسه لاشبرگ به مدت 180 روز در جنگل هواره خول واقع در شهرستان بانه انجام گرفت. در این مطالعه کیسه لاشبرگ‌ها در فواصل زمانی 30، 60، 120 و 180 روز جمع‌آوری شده و اندازه‌گیری نرخ تجزیه و ترکیبات شیمیایی لاشبرگ‌ها نظیر نیتروژن، کربن، فسفر، پتاسیم و کلسیم انجام گرفت. نتایج نشان داد که بین نرخ تجزیه با کیفیت اولیه لاشبرگ‌ها و همچنین نسبت‌های کیفی C:N و C:P همبستگی معنی‌داری وجود نداشت. با توجه به درجه‌بندی کیفی لاشبرگ‌ها بر اساس مقدار نیتروژن در تحقیق حاضر مقدار میانگین نیتروژن وی‌ول 37/1 درصد به دست آمد؛ بنابراین می‌توان گونه بلوط وی‌ول را در گروه متوسط قرار داده و جزو گونه‌های اصلاح‌کننده خاک به‌حساب آورد. در لاشبرگ مورد مطالعه فسفر و نیتروژن عملکرد مشابهی داشته به‌طوری که غلظت آن‌ها در طول زمان افزایش یافته بود (به ترتیب 27/7 و 38/30 میلی‌گرم بر گرم) اما عناصر کلسیم، پتاسیم و منیزیم نیز معمولاً با کاهش در غلظت مواجه شده بودند. غلظت عناصر غذایی لاشبرگ بلوط وی‌ول در منطقه مورد مطالعه نیز به‌صورت Ca>N>P>K> Mg بود.در بوم‌سازه‌های جنگلی، تجزیه لاشبرگ مهم‌ترین راه ورود عناصر غذایی به خاک است و قابلیت در دسترس بودن عناصر غذایی خاک به میزان زیادی ناشی از پویایی عناصر غذایی و تجزیه لاشبرگ در جنگل است. این تحقیق با هدف ارزیابی پویایی عناصر غذایی و تجزیه لاشبرگ در جنگل‌های زاگرس شمالی با استفاده از روش کیسه لاشبرگ به مدت 180 روز در جنگل هواره خول واقع در شهرستان بانه انجام گرفت. در این مطالعه کیسه لاشبرگ‌ها در فواصل زمانی 30، 60، 120 و 180 روز جمع‌آوری شده و اندازه‌گیری نرخ تجزیه و ترکیبات شیمیایی لاشبرگ‌ها نظیر نیتروژن، کربن، فسفر، پتاسیم و کلسیم انجام گرفت. نتایج نشان داد که بین نرخ تجزیه با کیفیت اولیه لاشبرگ‌ها و همچنین نسبت‌های کیفی C:N و C:P همبستگی معنی‌داری وجود نداشت. با توجه به درجه‌بندی کیفی لاشبرگ‌ها بر اساس مقدار نیتروژن در تحقیق حاضر مقدار میانگین نیتروژن وی‌ول 37/1 درصد به دست آمد؛ بنابراین می‌توان گونه بلوط وی‌ول را در گروه متوسط قرار داده و جزو گونه‌های اصلاح‌کننده خاک به‌حساب آورد. در لاشبرگ مورد مطالعه فسفر و نیتروژن عملکرد مشابهی داشته به‌طوری که غلظت آن‌ها در طول زمان افزایش یافته بود (به ترتیب 27/7 و 38/30 میلی‌گرم بر گرم) اما عناصر کلسیم، پتاسیم و منیزیم نیز معمولاً با کاهش در غلظت مواجه شده بودند. غلظت عناصر غذایی لاشبرگ بلوط وی‌ول در منطقه مورد مطالعه نیز به‌صورت Ca>N>P>K> Mg بود.



صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

تحقیقات جنگلهای زاگرس Zagros Forests Research
Persian site map - English site map - Created in 0.19 seconds with 50 queries by YEKTAWEB 3991