[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: آخرين شماره :: تمام شماره‌ها :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
آرشیو مجله و مقالات::
برای نویسندگان::
برای داوران::
ثبت نام و اشتراک::
تماس با ما::
تسهیلات پایگاه::
بایگانی مقالات زیر چاپ::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
آیین نامه اخلاق علمی

آیین نامه اخلاق علمی نشریه

..
دسترسی به مقالات

نسخه برداری و استفاده از مقاله های این نشریه تابع قانون دسترسی

آزاد creative commons می باشد.

AWT IMAGE

..

جستجو در مقالات منتشر شده


13 نتیجه برای خاک

مهدی حیدری، علی مهدوی،
دوره 1، شماره 1 - ( 6-1393 )
چکیده

با این‌که اجرای پروژه‌های آبخیزداری در سطح گسترده در کشور دارای سابقه طولانی است، اما ارزیابی کمّی این پروژه‌ها چندان موردتوجه قرار نگرفته است. در این مطالعه اثر پروژه‌های آبخیزداری حوزه کلان ایوان در استان ایلام، از دیدگاه اکولوژیکی (ترکیب پوشش گیاهی در رابطه با خصوصیات ادافیکی) مورد بررسی قرار گرفته است. برای این منظور، چهار وضعیت حوزه: (A) منطقۀ اجرای پروژه 5 سال بعد از اجرا در سال 89‌، (B) منطقه شاهد در سال 84، (C) منطقه شاهد در سال 89 و (D) منطقه A قبل از اجرای طرح در سال 1384 مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که گونه‌های گیاهی در 4 حالت مورد بررسی بر اساس آنالیز CCA در دو گروه مشخص قرار دارند. گونه‌های گروه A، B و C اکثراً گونه‌های چندساله و جزو گونه‌های مراحل کلیماکس بودند. نتایج نشان داد که باگذشت 5 سال از اجرای طرح آبخیزداری انطباق و شباهت فلورستیکی بین منطقه طرح با منطقه شاهد ایجاد شده است. این در حالی است که نتایج نشان داد بین ترکیب گیاهی و میزان عناصر غذایی و درصد رطوبت اشباع منطقۀ قبل از اجرای طرح و پس از اجرای طرح اختلاف آشکاری وجود دارد. نتایج تجزیه واریانس یک‌طرفه نیز نشان داد که بین 4 حالت مورد بررسی از نظر تنوع و غنا اختلاف معنی‌داری وجود دارد. نتایج مقایسه میانگین‌های تنوع و غنا نشان داد که اجرای طرح آبخیزداری سبب افزایش تنوع و غنا گونه‌ای نسبت به منطقۀ بدون طرح شده است.
جواد اسحاقی راد،
دوره 1، شماره 1 - ( 6-1393 )
چکیده

گونه‌های جنس پالونیا (Paulownia)، بومی چین و ژاپن، از درختان سریع‌الرشد بوده که برای توسعه فضای سبز، ایجاد پارک و کشت توأم با انواع گیاهان زراعی در بسیاری از کشورها به‌کارگرفته شده‌اند. هدف از این تحقیق بررسی تأثیر آبیاری بر رشد ارتفاعی نهال‌های یک‌ساله گونه پالونیا تومنتوزا (P. tomentosa) در شرایط اقلیمی و خاکی استان آذربایجان غربی است. از طرح کاملاً تصادفی با سه تیمار مقدار آبیاری در سه سطح 5 لیتر ،10 لیتر و 15 لیتر و دو تیمار دور آبیاری در دو سطح سه روز و شش روز با 10 تکرار استفاده شد. در طول فصل رویش، در انتهای هر ماه رشد ارتفاعی نهال‌ها اندازه‌گیری شد. بیش‌ترین مقدار رشد ارتفاعی نهال‌ها در تیمار‌های مختلف مربوط به ماه اول بود و در ماه‌های بعد ارتفاع نهال‌ها افزایش معنی‌داری نداشت. نهال‌های تیمار با مقدار آبیاری پنج لیتر و دور آبیاری شش روز خشک شدند و نهال‌های تیمار با آبیاری پنج لیتر در دور آبیاری سه روز دارای کم‌ترین میانگین رشد ارتفاعی کل (7/8 سانتی‌متر) نسبت به سایر تیمارها (9/10 تا 8/11 سانتی‌متر) بودند. همچنین با وجود افزایش مقدار آبیاری و کاهش دور آبیاری اختلاف معنی‌داری در میانگین رشد‌کل ارتفاعی نهال‌ها حاصل نشد. بنابراین جهت کاهش مصرف آب و هزینه، بهترین رژیم آبیاری برای رشد مناسب نهال‌های یک‌ساله پالونیا تومنتوزا آبیاری 10 لیتر در دوره 6 روزه می‌باشد.
کبری سبزی، احسان صیاد ، حمید طالشی، رضا بصیری،
دوره 1، شماره 1 - ( 6-1393 )
چکیده

در بوم‌سازگان‌های جنگلی به‌خصوص حاشیه رودخانه، تک‌درختان تأثیر مهمی بر ماکروفون خاک دارند. این تحقیق جهت بررسی اثر درختان پده بر ماکروفون خاک در جنگل‌های حاشیه رودخانه کارون در نزدیکی شوشتر انجام گرفت. نمونه‌برداری ماکروفون خاک در اواسط آبان 1391 صورت گرفت. ماکروفون خاک زیر تاج درختان (در3 طبقه قطری تاج) روی ترانسکت‌های موازی به فواصل 100 متر از یکدیگر و در حاشیه رودخانه نمونه‌برداری شد. ماکروفون خاک در قطعات نمونه 50 سانتی‌متر×50 سانتی‌متر به عمق 10 سانتی‌متر به روش دستی جمع‌آوری شد و تا سطح خانواده شناسایی و شمارش گردید. درمجموع 342 قطعه ‌نمونه برداشت شد. نتایج همبستگی نشان داد که بین فاصله از مرکز تاج درخت با ماکروفون خاک همبستگی منفی وجود دارد که در مورد درختان با تاج بزرگ‌تر بیشتر بود. همچنین نتایج تجزیه واریانس نشان داد که اندازه قطر تاج تأثیر معنی‌داری به‌جز در مورد یک‌نواختی بر سایر پارامترهای تنوع ماکروفون خاک ندارد. همبستگی بین فاصله از رودخانه با ماکروفون خاک نشان داد که فراوانی، تنوع و غنای ماکروفون در فواصل دورتر از رودخانه بیشتر است ولی یک‌نواختی ماکروفون در نزدیکی رودخانه بیشتر است. به‌طورکلی باید گفت که تک‌درختان پده بر حضور ماکروفون خاک مؤثر بودند، البته تأثیر فاصله از رودخانه بیشتر از اندازه قطر تاج درختان بود.
پیمان اشکاوند، مسعود طبری کوچکسرایی، مهرداد زرافشار،
دوره 1، شماره 1 - ( 6-1393 )
چکیده

بی‌شک، شناسایی و معرفی گونه‌های مقاوم به خشکی بهمنظور احیاء جنگل‌های زاگرس باید مورد توجه محققان علوم جنگل قرار بگیرد. برای رسیدن به این مهم در یک آزمایش گلخانه‌ای در قالب طرح کاملاً تصادفی با در نظر گرفتن سه سطح تیمار خشکی و پنج تکرار به شناسایی مکانیسم‌های مقاومت به خشکی نهال‌های زالزالک (Crataegus aronia L.) و محلب (Prunus mahaleb L.) پرداخته شد. سطوح تیمار شامل شاهد ( آبیاری به اندازه ظرفیت زراعی)، تنش متوسط و پیوسته (آبیاری به اندازه 50% ظرفیت زراعی) و تنش شدید و یک‌باره (قطع آبیاری) بود. یافته‌ها نشان داد که در هر دو گونه با افزایش شدت خشکی خاک، محتوای نسبی آب برگ و پتانسیل آبی ساقه کاهش یافت. اگرچه محتوای کلروفیل کل برگ تحت تأثیر تنش کمبود آب قرار نگرفت؛ اما محتوای کاروتنوئید در پاسخ به تنش خشکی کاهش یافت. به‌عنوان اسمولیت‌های سازگارکننده، می‌توان به افزایش غلظت اسید آمینه پرولین در محلب و در مقابل افزایش غلظت کربوهیدرات‌های محلول در گونه زالزالک اشاره کرد. با توجه به افزایش نرخ نشت الکترولیت و غلظت مالون‌دی‌آلدئید در سطوح تنش خشکی می‌توان نتیجه گرفت که زالزالک با مجموعه راهکارهای مذکور قادر به تحمل تنش آبی متوسط و پیوسته خاک می‌باشد اما کاهش یک‌باره و آنی رطوبت خاک (قطع آبیاری) سبب بروز نشانه‌های تنش اکسیداتیو در این گونه می‌شود. هر چند که تنش آبی متوسط و پیوسته خاک موجب بروز نشانه‌های تنش اکسیداتیو در محلب می‌شود؛ اما قطع یک‌باره آبیاری، تبعات منفی چندانی به‌شدت آنچه که در مورد زالزالک مشاهده شد، برای آن در پی ندارد.
مریم سیسخت نژاد، رقیه ذوالفقاری،
دوره 1، شماره 2 - ( 12-1393 )
چکیده

خشکی ازجمله تنش‌های محیطی مهم است که بر رشد و نمو گیاهان اثر منفی می‌گذارد و مطالعه تبادلات گازی در شرایط تنش خشکی می‌تواند به شناسایی فاکتورهای مؤثر در مقاومت به این تنش کمک کند. از آنجایی‌که جنگل‌های زاگرس با اقلیم مدیترانه‌ای جز جنگل‌های خشکی‌گرا هستند، بنابراین این تحقیق به‌منظور بررسی تأثیر تنش خشکی بر روی تبادلات گازی دو گونه بلوط ایرانی Quercus brantii و وی‌ول Quercus libani صورت گرفت. تیمارهای موردنظر شامل 4 سطح (100، 70، 50 و 30 درصد ظرفیت مزرعه‌ای) بود که در شرایط گلخانه‌ای اعمال شد. نهال‌های درنظر گرفته‌شده برای تنش کمبود آب آبیاری نشدند تا به ظرفیت مزرعه‌ای موردنظر (70، 50 و 30 درصد ظرفیت مزرعه‌ای) رسیدند، ولی نهال‌های کنترل هر روز آبیاری گردیدند تا محتوی آب خاک گلدان‌ها در حدود 100 درصد ظرفیت مزرعه‌ای نگه داشته شود. نتایج نشان داد که تیمار تنش کمبود آب سبب کاهش معنی‌داری در هدایت روزنه‌ای، فتوسنتز، هدایت مزوفیلی و دی‌اکسید کربن زیر روزنه‌ای به محیطی و تعرق شد. همچنین گونه وی‌ول فتوسنتز، کارایی مصرف آب و تعرق بیشتری نسبت به بلوط ایرانی داشت. به‌طورکلی می‌توان نتیجه‌گیری کرد که در هر دو گونه محدودیت روزنه‌ای و غیرروزنه‌ای باعث کاهش فتوسنتز گردید. همچنین گونه وی‌ول با داشتن کارایی مصرف آب بالاتر و کاهش کمتر درصد تغییرات پارامترهای گازی از مکانیسم تحمل به خشکی و گونه بلوط ایرانی از مکانیسم اجتناب از خشکی در زمان تنش بهره می‌جوید.
حجت الله امیدی، جواد میرزایی،
دوره 2، شماره 1 - ( 6-1394 )
چکیده

زادآوری طبیعی مهم‌ترین اصل در حفظ و استمرار پوشش گیاهی هر منطقه بوده و انجام تحقیقات در این زمینه و ارتباط آن با عوامل محیطی می‌تواند راهگشای مناسبی در جهت مدیریت بهتر جنگل‌ها باشد. بدین منظور این تحقیق با هدف بررسی اثر عوامل فیزیوگرافی و خاک بر زادآوری طبیعی گونه‌های درختی و درختچه‌ای در جنگل‌های منطقه کوه بایه در شهرستان ایوان واقع در استان ایلام انجام پذیرفت. با پیاده کردن تعداد 27 پلات به روش تصادفی سیستماتیک منظم با مساحت 900 مترمربع در منطقه، عوامل محیطی (فیزیوگرافی و خاک) و تعداد زادآوری طبیعی مورد مطالعه و اندازه‌گیری قرار گرفت. نتایج آنالیز همبستگی نشان داد که گونه آلبالوی وحشی با مواد آلی و کلسیم خاک همبستگی مثبت و با شوری خاک (EC) دارای همبستگی منفی است. گونه کیکم (Acer monspessulanum) با درصد رس همبستگی منفی و گونه تنگرس با درصد سیلت دارای همبستگی مثبت است، در صورتی که بین بقیه گونه‌ها با سایر عوامل خاکی همبستگی معنی‌داری دیده نشد. نتایج آشکار ساخت که فراوانی زادآوری گونه‌های زالزالک (Crataegus pontica) و تنگرس (Amygdalus lycioides) با افزایش ارتفاع از سطح دریا دارای همبستگی منفی است، در حالی که شیب اثر معنی‌داری بر زادآوری گونه‌ها ندارد. جهت دامنه تنها با تعداد زادآوری گونه آلبالوی وحشی Cerasus microcarpa)) دارای ارتباط معنی‌دار است و زادآوری این گونه در جهت‌های شرقی و شمال غربی بیشتر از سایر دامنه‌هاست.


نگین بهنیا، سید یوسف عرفانی فرد، سید رشید فلاح شمسی، سید علی اکبر موسوی،
دوره 2، شماره 2 - ( 12-1394 )
چکیده

این مطالعه با هدف ارزیابی کارایی روش کوکریجینگ برای تهیه نقشه‌های ویژگی‌های زیست‌سنجی درختزارهای بنه در جنگل‌های زاگرس در مقایسه با روش کریجینگ انجام شد. یک توده پوشیده از درختان بنه به مساحت 45 هکتار در جنگل تحقیقاتی بنه فیروزآباد استان فارس انتخاب و با استفاده از یک شبکه 72 × 72 متر، 87 قطعه نمونه دایره‌ای 8 آری در آن قرار گرفت. ویژگی‌های زیست‌سنجی (ارتفاع، قطر برابر سینه، تعداد در هکتار و درصد تاج پوشش) همه درختان بنه در هر قطعه نمونه اندازه‌گیری شد. سپس روش‌های زمین‌آماریزمین‌آمار کریجینگ و کوکریجینگ برای تهیه نقشه هر یک از ویژگی‌ها به کار رفتند. نتایج نشان داد که مقدار میانگین خطا (ME) و مجذور میانگین مربعات خطا (RMSE) برای ویژگی‌های ارتفاع، قطر برابر سینه و تعداد در هکتار در نقشه‌های حاصل از روش کوکریجینگ کمتر از روش کریجینگ بوده است. همچنین ضریب رگرسیون برای ویژگی‌های ارتفاع، قطر برابر سینه و تعداد در هکتار در روش کوکریجینگ نسبت به روش کریجینگ بیشتر می‌باشد که این امر نشانگر توانایی روش کوکریجینگ در بهبود نتایج برآورد ویژگی‌های زیست‌سنجی درختان می‌باشد. تنها در مورد درصد تاج پوشش میزان مجذور میانگین مربعات خطا و ضریب رگرسیون برای روش کریجینگ کمی بهتر شده که البته این میزان نیز ناچیز است؛ بنابراین نتیجه‌گیری شد که با استفاده از روش کوکریجینگ می‌توان نقشه‌های ویژگی زیست‌سنجی درختان را با دقت و صحت مناسب تولید نمود.


مهدی حیدری، علی مهدوی، الهام جافریان، وحید میرزایی‌زاده،
دوره 2، شماره 2 - ( 12-1394 )
چکیده

درخت ارغوان از جمله گونه‌های باارزش جنگل‌های زاگرس است. امروزه بهدلیل زیبایی خاص این گونه در جنگل‌کاری‌ها جایگاه ویژه‌ای پیدا کرده است. در این راستا، بهبود وضعیت جوانه‌زنی بذر راهکاری مناسب برای بهبود وضعیت کمی و کیفی نهال‌های تولیدی در نهالستان‌ها و بنابراین استقرار جنگل‌کاری است. در این مطالعه صفات جوانه‌زنی بذر و زنده‌مانی نهال گونه ارغوان در تیمارهای مختلف خاک در نهالستان ایوان در استان ایلام بررسی شد. آزمایش در قالب طرح کاملاً تصادفی با چهار تیمار و 120 گلدان برای هر تیمار انجام شد. سه بذر در هر گلدان پلاستیکی در تیمارهای مختلف خاک شامل: خاک شاهد، خاک شاهد-کود دامی (1:5)، خاک شاهد- خاک برگ (5: 1) و خاک شاهد- کود دامی- خاک برگ (1:1:5) کاشته شد. بر اساس تحلیل واریانس یک‌طرفه اختلاف آماری معنی‌داری بین تیمارهای خاک از نظر بیشینه میانگین جوانه‌زنی روزانه، درصد جوانه‌زنی و قدرت جوانه‌زنی مشاهده شد. در حالی که اختلاف معنی‌داری بین سایر خصوصیات جوانه‌زنی در بین تیمارهای خاک وجود نداشت. بیشترین میزان درصد جوانه‌زنی، میانگین جوانه‌زنی روزانه و قدرت جوانه‌زنی در تیمار شاهد- کود دامی- خاک برگ به دست آمد. از نظر زمانی، زنده‌مانی نهال­ها از شهریورماه تا اسفندماه روند نزولی داشت. نتایج نشان داد که همبستگی معنی‌داری بین میانگین جوانه‌زنی روزانه و ترکیبات مختلف خاک وجود دارد. به‌طور کلی می‌توان نتیجه گرفت که جوانه‌زنی و زنده‌مانی گونه ارغوان در نهالستان می‌تواند با استفاده از ترکیبات آلی بهبود پیدا کند.


احمد حسینی، سید محسن حسینی،
دوره 3، شماره 1 - ( 6-1395 )
چکیده

زوال بلوط پدیده پیچیده چندعامله‌ای است که جنگل‌های بلوط در اکثر نقاط دنیا و ایران با آن روبرو هستند. به‌منظور بررسی نقش توپوگرافی و برخی خصوصیات خاک در پدیده مرگ و میر درختی رخ‌داده در جنگل‌های بلوط ایرانی، منطقه جنگلی شلم واقع در شمال استان ایلام انتخاب گردید. منطقه مورد مطالعه به 20 واحد همگن از نظر توپوگرافی تقسیم شد. در هر واحد همگن 3 پلات دایره‌ای 1/0 هکتاری به‌منظور اندازه‌گیری میزان مرگ و میر درختی به‌صورت تصادفی منظم پیاده و یک پروفیل برای اندازه‌گیری برخی خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک (بافت، درصد رطوبت، درصد آهک، درصد مواد آلی و مقدار نیتروژن به تفکیک هر افق و عمق خاک) حفر گردید. در هر پلات قطر برابر سینه، قطر حداقل و حداکثر تاج درختان، درصد خشکیدگی تاج، مبدأ پایه‌ها و فرم رویشی آن‌ها به تفکیک گونه و متغیرهای رویشگاهی اندازه‌گیری و ثبت شد. نتایج نشان داد که به‌طور متوسط 7/15 درصد از موجودی جنگل کاهش‌یافته که 65/97 درصد آن متعلق به گونه بلوط ایرانی بوده است. نتایج رگرسیون خطی چندگانه و آنالیز RDA نشان داد که مرگ و میر درختی متأثر از ارتفاع از سطح دریا و تا حدودی جهت جغرافیایی بود؛ اما شیب دامنه تأثیر معنی‌داری نشان نداد. بیشترین میزان مرگ و میر درختی در طبقه‌های ارتفاعی بالا و جهت‌های جنوبی و غربی بود. همچنین تجزیه واریانس رگرسیونی و آنالیز RDA نشان داد که مرگ و میر درختی متأثر از عمق و بافت خاک است. به‌طوری‌که بیشترین میزان مرگ و میر درختی در خاک‌های با عمق کمتر و درصد شن کمتر و سیلت بالاتر بود. نتیجه‌گیری شد که توپوگرافی و خاک نقش مؤثری در مرگ‌ومیر درختان و گسترش خشکیدگی در سطح جنگل‌های زاگرس دارند. شناسایی شرایط حاد از نظر توپوگرافی و خاک در این جنگل‌ها می‌تواند در مدیریت خشکیدگی درختی راهگشا و سودمند باشد.


فرهاد قاسمی آقباش، گشین اله ویسی، وحید حسینی،
دوره 3، شماره 1 - ( 6-1395 )
چکیده

در بوم‌سازه‌های جنگلی، تجزیه لاشبرگ مهم‌ترین راه ورود عناصر غذایی به خاک است و قابلیت در دسترس بودن عناصر غذایی خاک به میزان زیادی ناشی از پویایی عناصر غذایی و تجزیه لاشبرگ در جنگل است. این تحقیق با هدف ارزیابی پویایی عناصر غذایی و تجزیه لاشبرگ در جنگل‌های زاگرس شمالی با استفاده از روش کیسه لاشبرگ به مدت 180 روز در جنگل هواره خول واقع در شهرستان بانه انجام گرفت. در این مطالعه کیسه لاشبرگ‌ها در فواصل زمانی 30، 60، 120 و 180 روز جمع‌آوری شده و اندازه‌گیری نرخ تجزیه و ترکیبات شیمیایی لاشبرگ‌ها نظیر نیتروژن، کربن، فسفر، پتاسیم و کلسیم انجام گرفت. نتایج نشان داد که بین نرخ تجزیه با کیفیت اولیه لاشبرگ‌ها و همچنین نسبت‌های کیفی C:N و C:P همبستگی معنی‌داری وجود نداشت. با توجه به درجه‌بندی کیفی لاشبرگ‌ها بر اساس مقدار نیتروژن در تحقیق حاضر مقدار میانگین نیتروژن وی‌ول 37/1 درصد به دست آمد؛ بنابراین می‌توان گونه بلوط وی‌ول را در گروه متوسط قرار داده و جزو گونه‌های اصلاح‌کننده خاک به‌حساب آورد. در لاشبرگ مورد مطالعه فسفر و نیتروژن عملکرد مشابهی داشته به‌طوری که غلظت آن‌ها در طول زمان افزایش یافته بود (به ترتیب 27/7 و 38/30 میلی‌گرم بر گرم) اما عناصر کلسیم، پتاسیم و منیزیم نیز معمولاً با کاهش در غلظت مواجه شده بودند. غلظت عناصر غذایی لاشبرگ بلوط وی‌ول در منطقه مورد مطالعه نیز به‌صورت Ca>N>P>K> Mg بود.در بوم‌سازه‌های جنگلی، تجزیه لاشبرگ مهم‌ترین راه ورود عناصر غذایی به خاک است و قابلیت در دسترس بودن عناصر غذایی خاک به میزان زیادی ناشی از پویایی عناصر غذایی و تجزیه لاشبرگ در جنگل است. این تحقیق با هدف ارزیابی پویایی عناصر غذایی و تجزیه لاشبرگ در جنگل‌های زاگرس شمالی با استفاده از روش کیسه لاشبرگ به مدت 180 روز در جنگل هواره خول واقع در شهرستان بانه انجام گرفت. در این مطالعه کیسه لاشبرگ‌ها در فواصل زمانی 30، 60، 120 و 180 روز جمع‌آوری شده و اندازه‌گیری نرخ تجزیه و ترکیبات شیمیایی لاشبرگ‌ها نظیر نیتروژن، کربن، فسفر، پتاسیم و کلسیم انجام گرفت. نتایج نشان داد که بین نرخ تجزیه با کیفیت اولیه لاشبرگ‌ها و همچنین نسبت‌های کیفی C:N و C:P همبستگی معنی‌داری وجود نداشت. با توجه به درجه‌بندی کیفی لاشبرگ‌ها بر اساس مقدار نیتروژن در تحقیق حاضر مقدار میانگین نیتروژن وی‌ول 37/1 درصد به دست آمد؛ بنابراین می‌توان گونه بلوط وی‌ول را در گروه متوسط قرار داده و جزو گونه‌های اصلاح‌کننده خاک به‌حساب آورد. در لاشبرگ مورد مطالعه فسفر و نیتروژن عملکرد مشابهی داشته به‌طوری که غلظت آن‌ها در طول زمان افزایش یافته بود (به ترتیب 27/7 و 38/30 میلی‌گرم بر گرم) اما عناصر کلسیم، پتاسیم و منیزیم نیز معمولاً با کاهش در غلظت مواجه شده بودند. غلظت عناصر غذایی لاشبرگ بلوط وی‌ول در منطقه مورد مطالعه نیز به‌صورت Ca>N>P>K> Mg بود.در بوم‌سازه‌های جنگلی، تجزیه لاشبرگ مهم‌ترین راه ورود عناصر غذایی به خاک است و قابلیت در دسترس بودن عناصر غذایی خاک به میزان زیادی ناشی از پویایی عناصر غذایی و تجزیه لاشبرگ در جنگل است. این تحقیق با هدف ارزیابی پویایی عناصر غذایی و تجزیه لاشبرگ در جنگل‌های زاگرس شمالی با استفاده از روش کیسه لاشبرگ به مدت 180 روز در جنگل هواره خول واقع در شهرستان بانه انجام گرفت. در این مطالعه کیسه لاشبرگ‌ها در فواصل زمانی 30، 60، 120 و 180 روز جمع‌آوری شده و اندازه‌گیری نرخ تجزیه و ترکیبات شیمیایی لاشبرگ‌ها نظیر نیتروژن، کربن، فسفر، پتاسیم و کلسیم انجام گرفت. نتایج نشان داد که بین نرخ تجزیه با کیفیت اولیه لاشبرگ‌ها و همچنین نسبت‌های کیفی C:N و C:P همبستگی معنی‌داری وجود نداشت. با توجه به درجه‌بندی کیفی لاشبرگ‌ها بر اساس مقدار نیتروژن در تحقیق حاضر مقدار میانگین نیتروژن وی‌ول 37/1 درصد به دست آمد؛ بنابراین می‌توان گونه بلوط وی‌ول را در گروه متوسط قرار داده و جزو گونه‌های اصلاح‌کننده خاک به‌حساب آورد. در لاشبرگ مورد مطالعه فسفر و نیتروژن عملکرد مشابهی داشته به‌طوری که غلظت آن‌ها در طول زمان افزایش یافته بود (به ترتیب 27/7 و 38/30 میلی‌گرم بر گرم) اما عناصر کلسیم، پتاسیم و منیزیم نیز معمولاً با کاهش در غلظت مواجه شده بودند. غلظت عناصر غذایی لاشبرگ بلوط وی‌ول در منطقه مورد مطالعه نیز به‌صورت Ca>N>P>K> Mg بود.


مسعود نجابت، محمدرضا نگهدارصابر،
دوره 3، شماره 2 - ( 12-1395 )
چکیده

سابقه و هدف: آشنایی با شرایط خاکی رویشگاه‌های پسته وحشی (بنه) امری لازم برای توسعه آن و بهبود پوشش گیاهی جنگلی زاگرس است. پژوهش حاضر به‌منظور بررسی ویژگی‌های خاکشناسی گسترش گاه‌های طبیعی بنه در استان فارس به انجام رسید.
مواد و روش‌ها: مبنای انتخاب مکان‌های تحقیق بر اساس روش شبکه‌بندی بود. پس از تهیه نقشه پراکنش بنه در استان فارس، شبکه آماربرداری به ابعاد 20×20 کیلومتر به آن اضافه شد. در محل رئوس شبکه مطالعات میدانی و نمونه‌گیری برای بررسی‌های آزمایشگاهی صورت پذیرفت.
یافته‌ها: این رویشگاه‌ها بیشتر در اراضی کوهستانی و تپه‌ماهوری پرشیب با بیرون‌زدگی سنگی، سنگ و قلوه‌سنگ زیاد و عمق خاک کم همراه با فرسایش آبی متوسط تا شدید قرار داشتند. بررسی 11 ویژگی اصلی فیزیکی و شیمیایی خاک‌های نمونه‌گیری‌شده نشان داد که عمق کم خاک و بافت سبک اکثر خاک‌های نمونه‌گیری‌شده، مهم‌ترین عامل محدودکننده رشد است. امکان ذخیره رطوبت (حاصل از باران) در این اراضی کم است که گذر از دوره‌های خشک‌سالی یا فواصل زمانی زیاد خشکی (حاصل از پراکنش نامطلوب باران) را مشکل می‌سازد. تجزیه و تحلیل‌های آماری بر اساس روش‌های تحلیل مؤلفه‌های اصلی (PCA) و تحلیل خوشه‌ای (CA) نشان می‌دهد که تغییرات ویژگی‌های خاک حتی تا حدود 40% افتراق در برخی از خصوصیات اندازه‌گیری شده، محدودیت ویژه‌ای برای حضور بنه در عرصه ایجاد نمی‌کند. از نظر اکولوژیک Pistacia atlantica یک گیاه مشخصاً خشکی‌پسند است. مقاومت مطلوب این گونه (زنده‌مانی) در دامنه وسیعی از شرایط خاکی، مطلوبیت آن برای احیاء جنگل‌های زاگرس را نشان می‌دهد.
نتیجه‌گیری: مدیریت اراضی (برنامه‌ریزی کاربری اراضی) و چرا، به همراه عملیات آبخیزداری با حفاظت از خاک موجود، می‌تواند با بهبود شرایط محیطی رویشگاه‌های بنه، بانی حفظ و نگهداری جنگل‌های زاگرس باشد.
 
مرتضی روکی، مسعود طبری کوچکسرایی، سید احسان ساداتی،
دوره 3، شماره 2 - ( 12-1395 )
چکیده

سابقه و هدف: سرو شیراز (Cupressus sempervirens L. var. fastigiata) گونه­ای همیشه­ سبز و بومی کشور است که به­دلیل ارزش­های متنوع به­ویژه استفاده در پارک­ها و فضای سبز شهری، مورد توجه فراوانِ اغلب مناطق اقلیمی کشور از جمله استان­های زاگرس می­باشد. نظر به ضعیف بودن خاک و محدودیت منابع آب، مشکل تولید نهال آن در برخی از این مناطق مشهود است. این تحقیق برای نخستین بار با تلقیح ریزوباکتر Pseudomonus fluorescens  به بستر خاک، مقاومت و تغییرات صفات رویشی نهال آن به تنش کم­آبی را دنبال می­کند.
مواد و روش­ ها: آزمایش به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با دو تیمار ریزوباکتر (تلقیح و عدم تلقیح) و سطوح مختلف آبیاری (3، 6، 9 و 12 روزه) در سه تکرار چهارتایی طراحی شد. پس از 150 روز ویژگی­های رویشی نهال­ها اندازه‌گیری شد.
یافته­ ها: با افزایش دوره آبیاری (تنش­کم­آبی)، زنده‌مانی، رویش طولی، زی­توده اندام هوایی و زی­توده کل به‌صورت معنی­داری کاهش یافتند. به‌طوری‌که که تمام نهال­ها در سطح آبیاری 12 روزه از بین رفتند و زنده­مانی نهال در دوره آبیاری 9 روزه به 83/49 درصد کاهش پیدا کرد. قطر یقه، طول ریشه، حجم ریشه و نسبت زی­توده ریشه به اندام هوایی با افزایش دوره آبیاری تغییری نکرد. این در حالی است که در نهال­های تلقیح یافته با ریزوباکتر، درصد زنده­مانی، رویش ارتفاعی، زی‌توده اندام هوایی، زی­توده ریشه، زی­توده کل و شاخص کیفیت نهال نسبت به نهال­های تلقیح نشده بیشتر بود.
نتیجه­ گیری: نهال­های سرو تلقیح شده با ریزوباکتر سودوموناس قادر به تحمل تنش­های کمبود آب و افزایش عملکرد رویشی در شرایط خشکی هستند، اما در شرایط بهینه، تلقیح باکتری تأثیر مثبتی بر درصد زنده­مانی نهال ندارد.
 
فاطمه باباذکری، مهدی نوری پور، زینب شریفی،
دوره 3، شماره 2 - ( 12-1395 )
چکیده

سابقه و هدف: جنگل و مرتع، مهم‌ترین ثروت‌های طبیعی یک کشور هستند. افزون بر این، دارای جایگاه ویژه‌ای در اکوسیستم کره زمین هستند؛ به‌طوری که در حفاظت از خاک و همچنین اعتدال آب و هوا نقش اساسی ایفا می‌کنند. با این وجود، آسیب‌های جدی و گاه جبران‌ناپذیری چه توسط عوامل طبیعی و چه توسط خود انسان بر آن‌ها وارد شده است. یکی از مناطقی که طی سال‌های گذشته، تخریب مراتع و جنگل‌ها در آن به‌وضوح قابل مشاهده بوده است، بخش مرکزی شهرستان دنا بوده است. لذا هدف از انجام این پژوهش، شناسایی و تجزیه و تحلیل عوامل مؤثر بر تخریب مراتع و جنگل‌ها در بخش مرکزی شهرستان دنا بود.
مواد و روش‌ها: در این پژوهش از روش‌های کمی و کیفی در دو مرحله با استفاده از تکنیک مصاحبه و پرسشنامه استفاده شد. جامعه‌ی پژوهش در مرحله اول روستاییان و کارشناسان جهاد کشاورزی و همچنین اداره کل منابع طبیعی استان کهگیلویه و بویراحمد و شهرستان دنا بود. جامعه پژوهش در مرحله دوم شامل کارکنان هیئت علمی دانشگاه بوده که بومی و با منطقه آشنا بودند. در هر دو مرحله از روش گلوله برفی برای نمونه‌گیری استفاده شد.
یافته‌ها: در مرحله‌ی اول، عوامل مؤثر بر تخریب مراتع و جنگل‌ها مشخص شد. این عوامل شامل عوامل سازمانی (نظارتی، حمایتی و اداری)، عوامل زیربنایی، فرهنگی- اجتماعی، قانونی، اقتصادی و طبیعی است و پس از آن، در مرحله دوم، از پاسخ‌دهندگان خواسته شد تا عوامل مذکور را بر اساس اصول روش AHP رتبه‌بندی نمایند. نتایج رتبه‌بندی نشان داد که نبود مدیریت قرق در میان عوامل نظارتی، حمایت کم دولت از بخش منابع طبیعی در میان عوامل حمایتی، فساد اداری در میان عوامل اداری، جاده‌سازی در میان عوامل زیربنایی، فرهنگ‌سازی ضعیف در میان عوامل فرهنگی- اجتماعی، نبود اقدامات قانونی مناسب و بههنگام در مواجهه با تصرفات غیرقانونی در میان عوامل قانونی، وجود فقر در بین روستانشینان در میان عوامل اقتصادی و خشک‌سالی در میان عوامل طبیعی مهم‌تر بودند.
نتیجه‌گیری: در نهایت، از جمله پیشنهادهایی که به‌منظور جلوگیری از تخریب جنگل‌ها و مراتع ارائه می‌شود آن است که به‌منظور مدیریت بهتر مراتع و جنگل‌ها از افراد بومی در اموری مانند قرقبانی و بخش‌های حفاظتی مربوط به منابع طبیعی استفاده شود. همچنین ضروری به نظر می‌ر‌سد که ساخت و سازهای در دست انجام از جمله جاده‌سازی، تأسیس نیروگاه‌های برق و غیره، از روی مطالعه‌ی دقیق از طریق جلسه‌ای با حضور مهندسان راه، مهندسین عمران و مهندسان توسعه‌ی روستایی صورت گیرد.


صفحه 1 از 1     

تحقیقات جنگلهای زاگرس Zagros Forests Research
Persian site map - English site map - Created in 0.07 seconds with 42 queries by YEKTAWEB 3792