جستجو در مقالات منتشر شده


5 نتیجه برای مهدوی

مهدی حیدری، علی مهدوی،
دوره 1، شماره 1 - ( 6-1393 )
چکیده

با این‌که اجرای پروژه‌های آبخیزداری در سطح گسترده در کشور دارای سابقه طولانی است، اما ارزیابی کمّی این پروژه‌ها چندان موردتوجه قرار نگرفته است. در این مطالعه اثر پروژه‌های آبخیزداری حوزه کلان ایوان در استان ایلام، از دیدگاه اکولوژیکی (ترکیب پوشش گیاهی در رابطه با خصوصیات ادافیکی) مورد بررسی قرار گرفته است. برای این منظور، چهار وضعیت حوزه: (A) منطقۀ اجرای پروژه 5 سال بعد از اجرا در سال 89‌، (B) منطقه شاهد در سال 84، (C) منطقه شاهد در سال 89 و (D) منطقه A قبل از اجرای طرح در سال 1384 مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که گونه‌های گیاهی در 4 حالت مورد بررسی بر اساس آنالیز CCA در دو گروه مشخص قرار دارند. گونه‌های گروه A، B و C اکثراً گونه‌های چندساله و جزو گونه‌های مراحل کلیماکس بودند. نتایج نشان داد که باگذشت 5 سال از اجرای طرح آبخیزداری انطباق و شباهت فلورستیکی بین منطقه طرح با منطقه شاهد ایجاد شده است. این در حالی است که نتایج نشان داد بین ترکیب گیاهی و میزان عناصر غذایی و درصد رطوبت اشباع منطقۀ قبل از اجرای طرح و پس از اجرای طرح اختلاف آشکاری وجود دارد. نتایج تجزیه واریانس یک‌طرفه نیز نشان داد که بین 4 حالت مورد بررسی از نظر تنوع و غنا اختلاف معنی‌داری وجود دارد. نتایج مقایسه میانگین‌های تنوع و غنا نشان داد که اجرای طرح آبخیزداری سبب افزایش تنوع و غنا گونه‌ای نسبت به منطقۀ بدون طرح شده است.
مهدی حیدری، علی مهدوی،
دوره 2، شماره 1 - ( 6-1394 )
چکیده

در این تحقیق تأثیر تغییر کاربری مناطق جنگلی به پارک‌های جنگلی بر شاخص‌های تنوع گونه‌ای علفی در پارک چقاسبز استان ایلام در ناحیه رویشی زاگرس بررسی شده است. به این منظور 3 منطقه 30 هکتاری درون پارک جنگلی شامل منطقه بدون تفرج، تفرج متوسط و تفرج شدید مشخص شد. جهت برداشت داده‌ها، در هر منطقه از 20 قطعه نمونه 400 مترمربعی به روش تصادفی سیستماتیک با ابعاد شبکه 150×100 متر استفاده شد. برای برداشت پوشش علفی، درصد پوشش هر گونه علفی در سطح 4 میکرو پلات 5/1×5/1 متری درون قطعه نمونه اصلی با استفاده از معیار دومین (درصد تاج پوشش) مشخص شد. سپس شاخص‌های تنوع گونه‌ای شانون-وینر و سیمپسون و غنای گونه‌ای محاسبه شد. از آزمون آماری دانکن برای مقایسه میانگین شاخص‌های تنوع گونه‌ای بین مناطق مختلف استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد که در منطقه بدون تفرج، تفرج متوسط و تفرج شدید به ترتیب 29، 45 و 21 گونه علفی وجود دارد. تروفیت‌ها فرم رویشی غالب هر سه منطقه را تشکیل دادند. گونه‌های Asperula odorata،Centaurea irritans Wagentz.، Marrabium vulgare L.، Phlomis olivieri Benth.، Picnomon acarna (L.) Cass در منطقه تفرج شدید دیده نمی‌شوند. شاخص‌های تنوع گونه‌ای شانون و سیمپسون و غنای گونه‌ای در منطقه تفرج شدید، کمترین میزان بوده است، بنابراین افزایش شدید کاربری تفرجی در مناطق جنگلی باعث از بین رفتن گونه‌ها و کاهش تنوع گونه‌ای شده است.


مهدی حیدری، علی مهدوی، الهام جافریان، وحید میرزایی‌زاده،
دوره 2، شماره 2 - ( 12-1394 )
چکیده

درخت ارغوان از جمله گونه‌های باارزش جنگل‌های زاگرس است. امروزه بهدلیل زیبایی خاص این گونه در جنگل‌کاری‌ها جایگاه ویژه‌ای پیدا کرده است. در این راستا، بهبود وضعیت جوانه‌زنی بذر راهکاری مناسب برای بهبود وضعیت کمی و کیفی نهال‌های تولیدی در نهالستان‌ها و بنابراین استقرار جنگل‌کاری است. در این مطالعه صفات جوانه‌زنی بذر و زنده‌مانی نهال گونه ارغوان در تیمارهای مختلف خاک در نهالستان ایوان در استان ایلام بررسی شد. آزمایش در قالب طرح کاملاً تصادفی با چهار تیمار و 120 گلدان برای هر تیمار انجام شد. سه بذر در هر گلدان پلاستیکی در تیمارهای مختلف خاک شامل: خاک شاهد، خاک شاهد-کود دامی (1:5)، خاک شاهد- خاک برگ (5: 1) و خاک شاهد- کود دامی- خاک برگ (1:1:5) کاشته شد. بر اساس تحلیل واریانس یک‌طرفه اختلاف آماری معنی‌داری بین تیمارهای خاک از نظر بیشینه میانگین جوانه‌زنی روزانه، درصد جوانه‌زنی و قدرت جوانه‌زنی مشاهده شد. در حالی که اختلاف معنی‌داری بین سایر خصوصیات جوانه‌زنی در بین تیمارهای خاک وجود نداشت. بیشترین میزان درصد جوانه‌زنی، میانگین جوانه‌زنی روزانه و قدرت جوانه‌زنی در تیمار شاهد- کود دامی- خاک برگ به دست آمد. از نظر زمانی، زنده‌مانی نهال­ها از شهریورماه تا اسفندماه روند نزولی داشت. نتایج نشان داد که همبستگی معنی‌داری بین میانگین جوانه‌زنی روزانه و ترکیبات مختلف خاک وجود دارد. به‌طور کلی می‌توان نتیجه گرفت که جوانه‌زنی و زنده‌مانی گونه ارغوان در نهالستان می‌تواند با استفاده از ترکیبات آلی بهبود پیدا کند.


امیر مدبری، علی مهدوی، حمید امیرنژاد،
دوره 4، شماره 1 - ( مقاله پژوهشی 1403 )
چکیده

سابقه و هدف: جنگل­ها علاوه بر تولید چوب، سودمندی­های زیست محیطی و اجتماعی اقتصادی زیادی به همراه دارند که اغلب آنها بدون بازار هستند.
مواد و روش ها: در این پژوهش پنج مورد از خدمات جنگل از منظر اقتصادی مورد توجه قرار گرفت و ارزش­گذاری شد. به این منظور ارزش کارکرد تفرجی با بکارگیری روش ارزشگذاری مشروط و ارزش ترسیب کربن، ارزش نگهداشت عناصر غذایی خاک، ارزش تنظیم آب جاری و ارزش محصولات غیرچوبی منطقه با بکارگیری روش هزینه جایگزین برآورد شدند، سپس ارزش کل اقتصادی این کارکرد­ها برآورد شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که مجموع ارزش اقتصادی اکوسیستم جنگلی در سال معادل 1/576413505 هزار تومان و ارزش اقتصادی هر هکتار از آن معادل 560/17243407 تومان در هکتار است. همچنین ارزش کارکرد ترسیب کربن با رقمی معادل 1/574114967 هزار تومان درسال بیشترین سهم را از ارزش اقتصادی کل جنگل نوژیان به خود اختصاص داد و کارکرد تفرجی کم­ترین ارزش را بین کارکردها به خود اختصاص داد که معادل 126618هزار تومان در سال است.
نتیجه گیری: این نتایج  بیانگر آن است که ارزش اکولوژیکی جنگل نوژیان بیشتر از جنبه­های اقتصادی و اجتماعی آن است. همچنین از نتایج مطالعه انجام شده چنین می­توان نتیجه‌گیری کرد که سرمایه­های طبیعی با توجه به روند بهره‌برداری درآینده بیشتر تحت فشار قرار می­گیرند و کمیاب­تر می­شوند، لذا ضرورت دارد که با استفاده بهینه و مناسب از این اکوسیستم­های ارزشمند به حفاظت از این میراث طبیعی کمک نمود. با دانستن ارزش اقتصادی کل اکوسیستم­ها، برنامه­ریزان و سیاست­گزاران قادر به تصمیم­گیری جامع­نگرتر و تعیین اولویت بین گزینه­های موجود خواهند بود که خود باعث استفاده بهینه می­شود.


دکتر علی مهدوی، کارشناس ارشد ساحل رمضانی، دکتر حمیدرضا ناجی،
دوره 4، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

چکیده مبسوط
سابقه و اهداف: تغییراقلیم که از طریق نوسانات متغیرهای کلیدی مانند دما و بارش تظاهر می‌یابد، تهدیدی جدی برای اکوسیستم‌های جنگلی، به‌ویژه در مناطق نیمه‌خشک‌ای مانند زاگرس محسوب می‌شود. گونه بنه (Pistacia atlantica) از گونه‌های بومی باارزش این جنگل‌هاست که رشد آن به شدت به دسترسی آب حساس است. کمّی‌سازی تأثیر متغیرهای اقلیمی بر رشد شعایی این گونه، برای مدیریت تطبیقی جنگل ضروری است. اگرچه از روش‌های آماری سنتی استفاده شده است، اما مدل‌های هوش مصنوعی پیشرفته‌ای مانند شبکه عصبی ساختار گروهی داده (GMDH)، به دلیل قابلیت بالاتر در مدل‌سازی روابط پیچیده و غیرخطی، مزیت ویژه‌ای دارند. اهداف اصلی این پژوهش عبارت بودند از: ۱) ارزیابی اثر متغیرهای اقلیمی (بارش، دما، رطوبت نسبی) بر رشد قطری بنه، ۲) تعیین مهم‌ترین عوامل اقلیمی تأثیرگذار، و ۳) ارزیابی دقت مدل شبکه عصبی GMDH در پیش‌بینی رشد بر اساس داده‌های اقلیمی.
مواد و روش‌ها: این مطالعه در سه رویشگاه بنه (دره‌شهر، آبدانان و ماژین) در استان ایلام انجام شد. در مجموع ۱۸ دیسک درختی (از هر منطقه ۶ دیسک، در دو طبقه قطری کمتر و بیشتر از ۳۰ سانتی‌متر) از درختانی با شرایط توپوگرافی مشابه برداشت شد. پس از آماده‌سازی و صیقل‌دادن سطوح، تصاویر با وضوح بالا تهیه و پهنای دوایر سالیانه با استفاده از نرم‌افزار Motic image با دقت اندازه‌گیری شد. جرم حجمی چوب نیز برای هر نمونه تعیین گردید. داده‌های اقلیمی (بارش سالانه، دمای میانگین، حداقل و حداکثر، رطوبت نسبی) مربوط به ۱۵ سال گذشته از نزدیک‌ترین ایستگاه‌های هواشناسی اخذ شد. در ابتدا، رابطه بین شاخص‌های پهنای دوایر و متغیرهای اقلیمی با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون در نرم‌افزار SPSS تحلیل شد. سپس، مدل شبکه عصبی GMDH در محیط MATLAB نسخه ۲۰۱۴  برای پیش‌بینی رشد شعایی بر پایه داده‌های اقلیمی پیاده‌سازی گردید. داده‌ها به‌صورت تصادفی به مجموعه‌های آموزش (۷۰٪)، اعتبارسنجی (۱۵٪) و آزمون (۱۵٪) تقسیم شدند. عملکرد مدل با شاخص‌های آماری ریشه میانگین مربعات خطا (RMSE)، میانگین مربعات خطا (MSE) و ضریب همبستگی (R) ارزیابی شد.
یافته‌ها: تحلیل آماری همبستگی مثبت و معناداری را بین پهنای دوایر سالیانه با هر دو متغیر بارش سالانه (r = 0.188, p=0.002) و رطوبت نسبی (r = 0.173, p=0.004) نشان داد. در مقابل، همبستگی منفی و معناداری با دمای میانگین سالانه ( r = -0.185, p=0.002) و دمای حداکثر سالانه ( r = -0.152, p=0.013) مشاهده شد. با دمای حداقل سالانه همبستگی معناداری یافت نشد. مدل شبکه عصبی GMDH دقت بالایی در پیش‌بینی رشد شعایی از متغیرهای اقلیمی نشان داد، به‌طوری‌که معیارهای عملکرد آن روی کل مجموعه داده به شرح زیر بود: RMSE = 3.86, MSE = 14.88,  و  R = 0.90.  پیش‌بینی‌های مدل به‌خوبی با روندهای رشد مشاهده‌شده مطابقت داشت که مؤید کارایی آن است.
نتیجه‌گیری: رشد شعایی بنه در جنگل‌های نیمه‌خشک زاگرس به‌طور معناداری تحت تأثیر نوسانات اقلیمی قرار دارد. افزایش بارش و رطوبت نسبی رشد را به‌طور مثبت افزایش می‌دهد، در حالی که افزایش دما، به‌ویژه دمای حداکثر، اثر بازدارنده دارد که به احتمال قوی ناشی از افزایش تبخیر و تعرق و ایجاد تنش آبی است. کاربرد موفق مدل شبکه عصبی GMDH  با دقت پیش‌بینی بالا (R = 0.90 ) آن را به عنوان ابزاری قدرتمند و قابل اعتماد برای مدل‌سازی روابط اقلیم-رشد در اکوسیستم‌های جنگلی پیچیده تثبیت می‌کند. این یافته‌ها بینش‌های مهمی برای تدوین راهبردهای حفاظتی و مدیریتی تطبیقی با اقلیم فراهم می‌آورد تا تاب‌آوری توده‌های بنه در برابر نوسانات اقلیمی آینده افزایش یابد.

 


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله تحقیقات اکوسیستم‌های جنگلی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Journal of Forest Ecosystems Research

Designed & Developed by : Yektaweb