جستجو در مقالات منتشر شده


3 نتیجه برای عباسی

مهندس احمد فدایی ده چشمه، دکتر علی سلطانی، دکتر مژگان عباسی،
دوره 4، شماره 1 - ( مقاله پژوهشی 1403 )
چکیده

سابقه و هدف: هدف از اجرای این تحقیق بررسی اثر تیمارهای مختلف تراکم کشت و نوبت برش بر محصولدهی صنوبر‌کاری‌های سپیدار تاج بسته (کبوده) (Populus alba L.)  در منطقه شرق روستای ده‌چشمه از توابع شهرستان فارسان بود.

مواد و رو­ش­ها: منطقه‌ی با مساحت حدود 5 هکتارتقسیم‌شده به 12 کرت کمابیش با وسعت یکسان و مسطح تقسیم شد. کرتها به دو دسته کرتهای با درختان جوان (6 تا 7 سال) و کرتهای با درختان مسن (15تا 18 سال) به طور مجزا  و در کنار هم تقسیم شدند. این کرتها بسته به اینکه درختانشان تاکنون برش نخورده بودند (برش صفر) و یا در مرتبه برش اول و دوم بودند (برش‌های یک و دو) و آیا در کرتهای کم تراکم یا متراکم روییده‌اند تقسیم‌بندی شدند. با پلات اندازی، خصوصیات درختان و تعداد جست‌هایشان اندازه‌گیری شدند. عرض دوایر سالیانه درختان افتاده از هر پلات نیز به روش عکس‌برداری اندازه‌گیری شد.

یافته­ها: آنالیز واریانس در قالب طرح اسپیلت پلات با درنظر گرفتن سن درختان به عنوان بلوک نشان داد که  درختان روییده در کرت‌های با برش شماره یک به طور معنی‌داری قطربرابر سینه، ارتفاع و تاج‌پوشش و حجم سرپای بیشتری نسبت به درختان بدون برش و یا دوبار برش خورده داشتند. بیشترین تعداد جست متعلق به درختان دوبار برش خورده و بیشترین نسبت ارتفاع تاج به ارتفاع درخت متعلق به درختان دوبار برش خورده و بدون برش بودند. همچنین نتایج نشان دادند که درختان سپیدار روییده در کرت‌های با تراکم کم به طورمعنی‌داری اندازه‌ها و حجم بیشتری نسبت به درختان روییده در کرتهای متراکم داشتند. آنالیز منحنی‌های افزایش متوسط سالیانه (MAI)  و افزایش سالیانه جاری (CAI) و محل برخورد این دو منحنی به عنوان سن بهره‌برداری بیولوژیک نشان داد که براساس عامل تراکم کشت، درختان کشت شده در کرتهای غیرمتراکم (تیمار برتر) سن دوره بهره‌برداری زیستی 1/12 سال؛ و براساس عامل شماره برش، درختان قرار گرفته در نوبت برش اول (تیمار برتر) سن دوره بهره‌برداری زیستی 0/13 سال را داشته‌اند.

نتیجه­گیری: به طورکلی نتیجه‌گیری میشود که درختان سپیدار در قطب کشت صنوبر استان چهارمحال و بختیاری در تراکم‌های کمتر 100 اصله در آر و با یک بار برش برای ۵/۱۲ سال کشت و نگهداری شوند.


نیلوفر عباسی، رضا بصیری، مصطفی مرادی،
دوره 4، شماره 1 - ( مقاله پژوهشی 1403 )
چکیده

سابقه و هدف: بوم‌شناسی‌گیاهی، مطالعه علمی اثرات متقابل گیاهان با عوامل محیطی است که توزیع و وفور گیاهان را مشخص می‌کند. فقط در چارچوب اکولوژی است که می‌توان تغییرات پوشش‌گیاهی و توزیع‌گونه‌ها را به طرز صحیحی درک کرد و این موضوع نکته‌ای اساسی را مطرح می‌کند که پوشش‌گیاهی همواره به عنوان بخش جداناپذیر اکوسیستم است. تنوع‌گونه‌ای هر رویش‌گاهی، تضمینی برای پایداری و سلامت محیط‌زیست طبیعی منطقه می‌باشد به این ترتیب با ارزیابی گونه‌های مختلف گیاهی و مناطق گسترش آنها می‌توان گام عمده‌ای برای حفاظت از تنوع‌گونه‌ای برداشت. از برازش مدل‌های توزیع فراونی یا مدل‌های پارامتریک برای بررسی وضعیت تنوع پوشش‌گیاهی و ارزیابی تنوع‌گونه‌ای استفاده می‌شود. از این بین، چهار مدل مهم که توسط بوم‌شناسان تبیین شده است، عبارتند از: مدل هندسی (Geometric series)، مدل لوگ نرمال (Lognormal series)، مدل لگاریتمی (Logarithmic series) و مدل عصای‌شکسته (Broken- Stick series) که برای تطابق با مدل توزیع فراوانی گونه‌های مورد برررسی، صورت می‌پذیرند. ارزیابی مدل‌های پارامتریک در جنگل‌های رودخانه‌ای که یکی از متنوع‌ترین و پیچیده‌ترین جوامع‌گیاهی در دنیا به حساب می‌آیند بعدی جدید را به روش‌های اکولوژیکی تنوع افزوده است. بنابراین در این مطالعه تنوع‌گونه‌ای در جنگل‌های رودخانه‌ای مارون در شهرستان بهبهان با استفاده از، مدل‌های توزیع فراوانی اندازه‌گیری شد.

مواد و روش‌ها: در این تجقیق از روش ترانسکت که به فواصل 100 متر قرار داشتند برای آماربرداری منطقه مورد مطالعه استفاده شد. به این ترتیب در 79 پلات درصد پوشش‌درختی، تعداد پایه و گونه اندازه‌گیری و محاسبه شد. پلات‌های نمونه‌برداری‌شده با روش تحلیل TWINSPAN، براساس گونه‌های شاخص پده (Populus euphratica Oliv) و گز (Tamarix arceuthoides Bunge) به ترتیب به دو گروه اکولوژیک 56 و 23 قطعه نمونه‌ای تقسیم‌شدند. انطباق مدل‌های پارامتریک شامل مدل هندسی، لوگ نرمال، مدل لگاریتمی و عصای‌شکسته برای هر دو گروه با داده‌های وفور گونه‌ها و از طریق آزمون کای اسکویر بررسی شد.

یافته‌ها: نتایج حاصل از آزمون کای اسکویر نشان داد که در دو گروه اکولوژیک پده و گز اختلاف معنی‌داری بین فراوانی افراد مشاهده شده برای هر گونه با فراوانی افراد مورد انتظار وجود دارد و در واقع انطباق مدل‌ها رد شدند. همچنین بین منحنی توزیع داده‌های مشاهداتی و منحنی توزیع لوگ نرمال اختلاف معنی‌داری وجود نداشت.

نتیجه‎گیری: مدل لوگ‎نرمال بهترین برازش توزیع فراوانی برای هر دو گروه اکولوژیکی مورد مطالعه نشان داد که بیانگر جوامع ناهمگن با ثبات و دارای گونه‎های با فراوانی متوسط می‌‎باشد.


زهرا امیری، مژگان عباسی، صالح کهیانی، حمیدرضا ریاحی بختیاری،
دوره 4، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

سابقه و هدف: جنگل‌های زاگرس به‌عنوان یکی از اکوسیستم‌های طبیعی کشور، دارای تنوع اکولوژیکی قابل‌توجهی هستند و تیپ‌بندی آن‌ها نقش کلیدی در مدیریت پایدار دارد. جنگل‌های شهرستان فلارد در استان چهارمحال و بختیاری با پوشش غالب بلوط و بنه بخشی از زاگرس مرکزی را تشکیل می‌دهند و نقش برجسته‌ای در پایداری اکولوژیک، تنوع‌زیستی و تأمین خدمات زیست‌محیطی منطقه دارند. بااین‌حال، نبود نقشه‌های تیپ‌بندی به‌روز و دقیق، مدیریت علمی این عرصه‌ها را با دشواری مواجه ساخته است. روش‌های سنتی برداشت زمینی به‌دلیل هزینه‌های بالا و محدودیت‌های دسترسی فیزیوگرافیکی، کارایی لازم را ندارند. پژوهش پیش‌رو با هدف بهره‌گیری از فناوری‌های نوین سنجش از دور و ارزیابی تأثیر به‌کارگیری شاخص‌های طیفی مستخرج از کتابخانه طیفی بر افزایش دقت طبقه‌بندی نظارت‌شده تصاویر ماهواره‌ای Sentinel-2 در تفکیک تیپ‌های جنگلی انجام شد.
مواد و روش‌ها: به منظور بررسی تاثیر شاخص‌های طیفی حاصل از کتابخانه طیفی در تفکیک گونه‌های غالب منطقه، این مطالعه در سه منطقه جنگلی با دو تیپ خالص و یک تیپ مخلوط به ترتیب میشان (بلوط خالص)، کته‌سیاه (بنه خالص) و وندون (پوشش آمیخته بلوط و بنه) در شهرستان فلارد استان چهارمحال و بختیاری و با سه سناریو مختلف طبقه‌بندی انجام شد. در سناریو اول تنها تصاویرSentinel-2  مربوط به تاریخ ۲۴ مهر ۱۴۰۳)برای هر سه منطقه‌ی مورد مطالعه، مورد طبقه‌بندی قرار گرفت. در سناریو دوم علاوه بر باندهای اصلی سنجنده، شاخص‌های طیفی عمومی (NDVI ، SAVI، MSAVI، GNDVI، EVI) که به‌ترتیب برای ارزیابی سبزینگی، کاهش اثر خاک، سنجش سلامت کلروفیلی و افزایش حساسیت به پوشش‌های متراکم هست، بر روی داده‌های Sentinel-2  اعمال و وارد فرایند طبقه‌بندی شدند. در سناریو سوم علاوه بر باندهای اصلی، شاخص‌های طیفی تخصصی (PRI، CRI، MCRI، CAI، NDVI800، NPCI، RENDVI و ARI) مستخرج از داده‌های کتابخانه‌ی طیفی دو گونه‌ بلوط و بنه در فرایند طبقه‌بندی قرار گرفتند. طبقه‌بندی داده‌ها در هر سه منطقه با سه الگوریتم نظارت‌شده شامل ماشین بردار پشتیبان (SVM)، حداکثر احتمال (MLC)و حداقل فاصله از میانگین (MinDist) انجام شد. صحت طبقه‌بندی با استفاده از نقشه واقعیت زمینی و معیارهای ضریب کاپا و دقت کلی بررسی شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که در حالت اول، الگوریتم حداکثر احتمال به ترتیب با صحت کلی و ضریب کاپا در میشان (4/98٪، 71/0)، کته‌سیاه (5/77٪، 32/0) و وندون (7/86٪، 67/0) عملکرد بهتری داشت. در حالت دوم، همین الگوریتم در میشان (7/97٪، 65/0) و کته‌سیاه (9/75٪، 38/0) بهترین بود، اما در وندون، ماشین بردار پشتیبان با صحت کلی 9/77٪ و ضریب کاپای 57/0 برتر بود. در حالت سوم، نتایج حاصل از بررسی صحت نشان داد الگوریتم ماشین بردار پشتیبان در هر سه منطقه میشان (2/99٪، 81/0)، کته‌سیاه (2/98٪، 74/0) و وندون (0/89٪، 67/0) بالاترین دقت را گزارش کرده است. مقایسه‌ی سه حالت نشان داد که شاخص‌های طیفی تخصصی حاصل از کتابخانه طیفی در افزایش دقت طبقه‌بندی، مؤثرتر از شاخص‌های عمومی عمل کردند. با وجود دقت بالای الگوریتم‌ها، محدودیت‌هایی مانند شباهت طیفی خاک و پوشش گیاهی در مناطق کم‌تراکم، بر نتایج تأثیر گذاشت.
نتیجه‌گیری: بر اساس یافته‌ها، می‌توان نتیجه گرفت که تلفیق داده‌های طیفی معتبر و الگوریتم‌های یادگیری ماشین، ابزار مؤثری در تهیه نقشه‌های دقیق پوشش جنگلی است. استفاده از کتابخانه طیفی در کنار تصاویر سنتینل-۲، امکان تفکیک دقیق‌تر گونه‌های جنگلی را فراهم می‌کند. همچنین الگوریتم SVM به‌عنوان گزینه‌ای مناسب برای طبقه‌بندی تیپ‌های جنگلی در مناطق با پوشش متراکم و ساختار پیچیده پیشنهاد می‌شود. یافته‌های این پژوهش در برنامه‌ریزی حفاظتی- مدیریتی و پایش مستمر اکوسیستم‌های جنگلی زاگرس قابل کاربرد است.
 


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله تحقیقات اکوسیستم‌های جنگلی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Journal of Forest Ecosystems Research

Designed & Developed by : Yektaweb