جستجو در مقالات منتشر شده


12 نتیجه برای فسفر

کاظم بادله، مهدی عقیقی شاهوردی، حشمت امیدی،
جلد 1، شماره 2 - ( 11-1393 )
چکیده

به‌منظور بررسی تأثیر پرایمینگ بر جوانه‌زنی بذر کدو سبز در شرایط تنش خشکی آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی در ‌سه تکرار انجام گرفت. فاکتورهای آزمایش شامل پتانسیل اسمزی در پنج سطح (صفر، 3/0-، 6/0-، 9/0- و 2/1- مگاپاسکال) و چهار سطح پیش تیمار بذر، جیبرلیک‌اسید (250‌ قسمت در میلیون به مدت‌24‌ ساعت)، نیترات‌پتاسیم (2/0‌ درصد به مدت ‌24‌ ساعت) و هیدروپراپمینگ (به مدت ‌24‌ ساعت) و شاهد (عدم پیش‌تیمار) بود. نتایج نشان داد که اثر پرایمینگ بر صفات درصد جوانه‌زنی، سرعت جوانه‌زنی، متوسط جوانه‌زنی روزانه، متوسط زمان لازم برای جوانه‌زنی و ضریب سرعت جوانه‌زنی معنی‌دار شد. اثر تنش خشکی بر صفت سرعت جوانه‌زنی و برهمکنش تنش خشکی و پرایمینگ بذر بر تمامی صفات مورد مطالعه (درصد جوانه‌زنی، سرعت جوانه‌زنی، متوسط جوانه‌زنی روزانه، متوسط زمان لازم برای جوانه‌زنی، سرعت جوانه‌زنی روزانه، ضریب سرعت جوانه‌زنی و شاخص قدرت گیاهچه) اثر معنی‌داری داشت. پرایمینگ بذر به‌خصوص در سطوح تنش خشکی شدیدتر منجر به افزایش درصد جوانه‌زنی، سرعت جوانه‌زنی، و شاخص بنیه گیاهچه گردید. افزون بر این نتایج نشان داد بذر گیاه کدو سبز مقاومت نسبی در برابر تنش خشکی داشته و پرایمینگ با جیبرلیک‌اسید در درجه اول و هیدروپرایمینگ در درجه دوم اهمیت می‌تواند جوانه‌زنی این گیاه را در شرایط تنش خشکی بهبود و رشد بهتر گیاهچه‌ها را باعث گردد.

حسن حبیبی، مهدی عقیقی شاهوردی، زهرا نصیری، محمد رضا چایچی، محمد حسین فتوکیان،
جلد 1، شماره 2 - ( 11-1393 )
چکیده

به‌منظور بررسی اثر تیمارهای مقدار بذر یونجه (Medicago sativa L.) و کارایی باکتری‌های تسهیل‌کننده جذب فسفر (PGPR) به‌همراه مقادیر مختلف مصرف کود شیمیایی فسفات بر کیفیت بذر تولیدی، آزمایش‌های جوانه‌زنی و بنیه بذر قبل و بعد از اعمال پیری تسریع‌شده، به صورت کرت­های دوبار خرد شده در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی در 3 تکرار در سال 1388 در مزرعه آموزشی و پژوهشی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران واقع در کرج اجرا گردید. عامل فسفر در 4 سطح (صفر، 30، 60 و 90 کیلوگرم فسفر در هکتار) در کرت­های اصلی، باکتری‌های تسهیل‌کننده جذب فسفر (سودوموناس) در 3 سطح (بدون باکتری، باکتری سویه شماره 9 و باکتری سویه شماره 41) در کرت‌های فرعی و عامل مقدار بذر در 3 سطح (2، 6 و 10 کیلوگرم بذر در هکتار) در کرت­های فرعی فرعی قرار گرفتند. نتایج نشان داد بیش‌ترین میزان جوانه‌زنی و بنیه بذر از مقدار 6 کیلوگرم بذر در هکتار، استفاده از سویه شماره 41 باکتری تسهیل‌کننده جذب فسفر به‌همراه 30 کیلوگرم فسفر در هکتار و پس از اعمال پیری تسریع‌شده، از مقدار 10 کیلوگرم بذر در هکتار با استفاده از سویه شماره 41 باکتری تسهیل جذب فسفر به‌همراه 60 کیلوگرم فسفر در هکتار تیمار به‌دست آمد. بعد از اعمال پیری تسریع‌شده برای دست‌یابی به بیش‌ترین شاخص جوانه‌زنی و بنیه بذر، نیاز به مقدار بذر و فسفر بیشتری نسبت به شرایط استاندارد بود. با توجه به نتایج به‌دست آمده، در شرایط انبارداری، باکتری سویه شماره 41  تأثیر بهتری نسبت به باکتری سویه شماره 9 بر افزایش بنیه بذر داشت. برای تولید بذر یونجه با بنیه بالا، استفاده از مقدار بذر و فسفر مطلوب (به‌ترتیب 6 و 30 کیلوگرم در هکتار) به‌همراه باکتری تسهیل‌کننده فسفر (سویه شماره 41) می­تواند در زراعت این گیاه مدنظر و نتایج مطلوب‌تری را ایجاد نماید


محمد صدقی، فرزانه حسنی، رئوف سید شریفی،
جلد 1، شماره 2 - ( 11-1393 )
چکیده

کاربرد روی می‌تواند مقاومت و تحمل گیاهان به ویژه آفتابگردان را به شرایط نامساعد محیطی افزایش دهد و بر تشکیل دانه و عملکرد مؤثر باشد. برای بررسی اثر مقادیر مختلف محلول‌پاشی نانواکسید ‌روی، بر طول، دوره مؤثر، سرعت پرشدن و وزن دانه ارقام آفتابگردان آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوک‌های کامل تصادفی با 3 تکرار در دانشگاه محقق اردبیلی به اجرا درآمد. تیمارها شامل ارقام مختلف آفتابگردان در سه سطح به نام‌های 191Aline، 122Aline و فرخ و ذرات نانواکسید روی در سه سطح شامل غلظت‌های صفر، 5/0 و 1 گرم بر لیتر بود که طی سه مرحله در مزرعه انجام شد. نتایج نشان داد که اثر متقابل سطوح نانواکسید روی و ارقام تفاوت معنی‌داری بر سرعت پرشدن دانه، دوره مؤثر پرشدن دانه، حداکثر وزن دانه و طول دوره پرشدن دانه داشتند. تیمار 5/0 گرم بر لیتر نانواکسید روی، سرعت پرشدن دانه و حداکثر وزن دانه را در ارقام 191Aline و 122 Aline افزایش داد، ولی در رقم فرخ موجب کاهش معنی‌‌دار وزن دانه نسبت به شاهد شد. همچنین، در رقم فرخ بین تیمارهای صفر، 5/0 و 1 گرم بر لیتر نانواکسید روی، در صفت سرعت پرشدن دانه، دوره مؤثر پرشدن دانه و طول دوره پرشدن دانه تفاوت معنی‌داری مشاهده نشد. به طورکلی، محلول پاشی نانو ذرات روی موجب بهبود وزن دانه و پارامترهای پرشدن آن گردید و ارقام خارجی واکنش مناسب‌تری به کاربرد این کود نشان دادند، در حالی که در رقم فرخ وزن نهایی دانه کاهش یافت. بنابراین، برای ارقام خارجی Aline می‌توان از 5/0 گرم بر لیتر نانواکسید روی جهت افزایش عملکرد دانه استفاده کرد.

محمد ضیائی، هوشنگ فرجی، رضا امیری فهلیانی،
جلد 1، شماره 2 - ( 11-1393 )
چکیده

سیب‌زمینی محصولی است که می‌تواند علاوه بر روش متداول تکثیر رویشی از طریق بذر حقیقی نیز تکثیر شود. تنها تعداد محدودی از آفات و بیماری‌ها که یکی از مهمترین عوامل خسارت‌زا در سیب‌زمینی محسوب می‌گردند، به وسیله بذر حقیقی انتقال می‌یابند. لذا به منظور بررسی پتانسیل بذر حقیقی سیب‌زمینی در مقایسه با غده‌ بذری و ریزغده، آزمایشی در تابستان 1391 به‌صورت کرت‌های خرد شده با طرح پایه بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار در مرودشت واقع در استان فارس اجرا شد. عامل اصلی آزمایش شامل سه تاریخ کاشت، 20 تیر، 30 تیر و 9 مرداد و روش‌های تکثیری مختلف به‌عنوان عامل فرعی در 7 سطح شامل سه رقم غده بذری (سانته، اگریا و مارفونا)، سه رقم ریز‌غده از همان ارقام غده‌ بذری و بذر حقیقی هیبرید BSS296 بود. نتایج نشان داد که اثر تاریخ کاشت بر عملکرد غده، وزن غده‌های بازاری، تعداد غده‌های بازاری و توده زیستی معنی‌دار بود. اثر برهم‌کنش عامل‌ها بر کلیه صفات اندازه‌گیری شده به جز عملکرد غده، تعداد غده بازاری و ماده خشک معنی‌دار بود. بیش‌ترین عملکرد در غده ‌بذری رقم سانته تاریخ کاشت 20 تیرماه معادل 52/36 تن در هکتار و کم‌ترین آن در ریز‌غده مارفونا با 07/19 تن در هکتار مشاهده شد. بهترین تیمار آزمایش جهت کشت تابستانه سیب‌زمینی در شهرستان مرودشت غده و ریزغده رقم سانته بود. هر چند، عملکرد غده بازاری بذر حقیقی در تاریخ کاشت دوم (30تیرماه) از غده بذری مارفونا در سطح پایین‌تری قرار گرفت ولی با سایر غده‌های بذری در یک سطح آماری قرار داشت و برتر از کلیه ریزغده‌ها بود. تمام نتایج حاکی از آن بود که بذر حقیقی از نظر عمده صفات اندازه‌گیری شده برتر از ریزغده‌هاست ولی در مقایسه با غده‌های بذری در تاریخ‌های مختلف کاشت، وضعیت‌های متفاوتی را نشان داد.

مهدی براانی‌دستجردی، محمد رفیعی‌الحسینی، عبدالرزاق دانش‌شهرکی،
جلد 1، شماره 2 - ( 11-1393 )
چکیده

به‌منظور بررسی هدایت الکتریکی و خصوصیات رشدی گیاهچه بذر لوبیا قرمز رشدیافته تحت شرایط تنش خشکی و محلول پاشی عناصر روی و منگنز، آزمایشی به‌صورت کرت‌های خردشده فاکتوریل در قالب طرح بلوک کامل تصادفی در دو بخش مزرعه ای و آزمایشگاهی در سال 1390 در دانشگاه شهرکرد انجام شد. سه سطح تنش خشکی (آبیاری پس از 50، 70 و 90 میلیمتر تبخیر از تشتک تبخیر کلاس A) به‌عنوان عامل اصلی و سه سطح محلولپاشی روی (محلولپاشی با آب خالص، محلولپاشی 100 و 200 گرم در هکتار روی) و سه سطح محلولپاشی منگنز (محلولپاشی با آب خالص، محلولپاشی 150 و 300 گرم در هکتار منگنز) در ترکیب فاکتوریل به‌عنوان عامل فرعی در نظر گرفته شدند. نتایج نشان داد که تنش خشکی شدید باعث کاهش معنی‌دار هدایت الکتریکی و افزایش طول گیاهچه و ریشه چه بذر لوبیا قرمز گردید. در بین صفات اندازه‌گیری‌شده، محلولپاشی منگنز تنها تأثیر معنیداری را بر هدایت الکتریکی و وزن خشک ریشه چه داشت. در بین تیمارهای محلولپاشی منگنز، کمترین میزان هدایت الکتریکی مربوط به تیمار شاهد و بیشترین وزن خشک گیاهچه در تیمار 150 گرم در هکتار منگنز مشاهده گردید. محلولپاشی روی تأثیر معنیداری بر کلیه صفات اندازه گیری شده در طی آزمایش داشت. بیشترین میزان وزن خشک گیاهچه، طول ساقه چه، گیاهچه و ریشه چه و همچنین کمترین میزان هدایت الکتریکی مربوط به تیمار 100 گرم در هکتار روی بود. اما بیشترین وزن خشک ریشه چه در تیمار 200 گرم در هکتار روی به‌دست آمد که تفاوت معنیداری را با تیمار 100 گرم در هکتار آن نداشت. با توجه به نتایج حاصل از این آزمایش، تنش خشکی ملایم و محلولپاشی عناصر روی و منگنز سبب افزایش کیفیت بذور تولیدی می‌گردد. در مجموع، محلول‌پاشی روی و منگنز (به‌ترتیب به میزان 100 و 300 گرم در هکتار) همراه با تنش ملایم (آبیاری پس از 70 میلی‌متر تبخیر از تشتک تبخیر کلاس A) جهت تولید بذور با بنیه بالا در شرایط منطقه توصیه می‌شود. 

سید محمد سیدی، محمد خواجه حسینی، پرویز رضوانی مقدم، حمید شاهنده،
جلد 2، شماره 1 - ( 6-1394 )
چکیده

به‌منظور بررسی اثر تیمارهای کود و پرایمینگ با محلول فسفات دی هیدروژن پتاسیم بر سبز شدن و رشد هتروتروفیک گیاهچه‌های سیاه‌دانه (Nigella sativa L.) آزمایش‌هایی در سال 1392-1391 در آزمایشگاه و گلخانه تحقیقاتی دانشگاه فردوسی مشهد انجام شد. در آزمایش اول، ترکیب فاکتوریل اصلاح‌کننده‌های خاک آهکی (شامل ورمی کمپوست (V) + باکتری تیوباسیلوس (T)، گوگرد به‌صورت عنصری میکرونیزه (S) + T، V+S+T و شاهد) و سه سطح کاربرد فسفر (صفر، 30 و 60 کیلوگرم در هکتار از منبع فسفات دی آمونیوم) طی دوره رشد گیاه مادری، تیمارهای آزمایش بودند. در آزمایش دوم، تیمارهای انتخاب شده از آزمایش اول (با درصد سبز شدن کمتر از 60 درصد) و پرایمینگ بذر (عدم پرایمینگ، هیدرو پرایمینگ، پرایمینگ فسفر با محلول‌های 100، 300 و 500 میلی‌مولار فسفات دی هیدروژن پتاسیم) به ترتیب عامل اول و دوم آزمایش بودند. بر اساس نتایج آزمایش اول، افزایش حلالیت فسفر ناشی از کاربرد اصلاح‌کننده‌های خاک آهکی (V+T و V+S+T)، در مقایسه با شاهد، نقش معنی‌داری در افزایش درصد سبز شدن بذرهای سیاه‌دانه (به ترتیب تا 50 و 54 درصد) داشتند. در آزمایش دوم نیز پرایمینگ فسفر در سطح 300 میلی‌مولار منجر به افزایش معنی‌دار درصد تخلیه ذخایر بذر، کارایی استفاده از ذخایر بذر و افزایش درصد سبز شدن سیاه‌دانه (به ترتیب تا 9، 143 و 29 درصد) شد. علاوه بر این، بین میزان فسفر بذر پویا شده و درصد سبز شدن بذرهای سیاه‌دانه همبستگی مثبت و معنی‌داری به دست آمد (R2= 0.90 **).


شایسته بمانی، بتول مهدوی، بنیامین ترابی،
جلد 2، شماره 1 - ( 6-1394 )
چکیده

به‌منظور مطالعه تأثیر تنش قلیائیت بر خصوصیات جوانه‌زنی بذر و رشد و ویژگی‌های بیوشیمیایی گیاهچه دو رقم گلرنگ، آزمایشی در آزمایشگاه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه ولیعصر (عج) رفسنجان به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار اجرا گردید. فاکتورهای آزمایشی شامل فاکتور اول قلیائیت با بی‌کربنات سدیم در 7 سطح (صفر، 10، 20، 30، 40، 50 و 60 میلی‌مولار) و فاکتور دوم شامل دو رقم گلرنگ (صفه و 411) بود. نتایج نشان داد که تنش قلیائیت اثر معنی‌داری بر ویژگی‌های جوانه‌زنی بذر داشت. با افزایش تنش قلیائیت درصد و سرعت جوانه‌زنی، به ترتیب 5/11 و 7/23 درصد کاهش نشان دادند؛ و همچنین طول و وزن خشک ساقه‌چه، به ترتیب کاهش 140 و 5/78 درصدی و طول و وزن خشک ریشه‌چه، نیز کاهش 1/171 و 350 درصدی داشتند. میزان پتاسیم و نسبت پتاسیم به سدیم کاهش و محتوای مالون‌دی‌آلدئید 160، پرولین 275، قندهای محلول 747 و سدیم افزایش یافت. در شرایط تنش قلیائیت، ارقام مورد بررسی ازنظر طول ساقه‌چه و ریشه‌چه، میزان پرولین و پتاسیم با یکدیگر تفاوت نشان دادند و از این نظر رقم 411 برتری قابل ملاحظه‌ای نسبت به رقم دیگر نشان داد. هر دو رقم در سطح 60 میلی‌مولار بیشترین میزان مالون‌دی‌آلدئید را داشتند و کمترین میزان این صفت مربوط رقم صفه و سطح شاهد بود. با توجه به نتایج تحقیق انجام شده رقم 411 در محتوای پرولین و قندهای محلول نسبت به رقم صفه برتری داشت اما در سایر صفات تفاوت معنی‌داری بین دو رقم استفاده شده مشاهده نگردید.


راهله احمدپور، سعید رضا حسین زاده، نظام آرمند، ابراهیم فانی، فریبا نوعدوست،
جلد 2، شماره 1 - ( 6-1394 )
چکیده

جوانه‌زنی و سبز شدن سریع بذر، یک عامل مهم و تعیین کننده در عملکرد نهایی گیاهان است. در این راستا به منظور بررسی اثر سطوح مختلف متانول و تنش خشکی بر شاخص‌های جوانه‌زنی عدس (رقم گچساران) آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار در سال 1393 در دانشگاه صنعتی خاتم‌الانبیاء بهبهان به اجراء درآمد. فاکتور‌ها عبارت‌اند از تیمار متانول با 4 سطح شاهد (بدون متانول)، 5، 10 و 15 درصد حجمی و عامل خشکی نیز شامل 4 سطح (0، 3- ، 6- و 9- بار) که توسط پلی اتیلن گلایکول ایجاد شد. نتایج نشان داد بین سطوح مختلف متانول اختلاف معنی‌‌داری از نظر درصد جوانه‌زنی، طول ریشه‌چه، وزن خشک ریشه‌چه، سطح و قطر ریشه‌چه وجود داشت. غلظت‌های مختلف متانول به ترتیب موجب کاهش معنی‌دار در کلیه صفات مورد بررسی نسبت به سطح شاهد شد. تنش خشکی در سطح 9- بار موجب کاهش معنی‌داری در درصد جوانه‌زنی، طول ریشه‌چه، وزن خشک ریشه‌چه، سطح و قطر ریشه‌چه نسبت به دیگر سطوح شد. سطح بدون کاربرد متانول در شرایط بدون تنش خشکی در تمامی صفات نسبت به دیگر سطوح برتری نشان داد. در این تحقیق مشاهده شد که متانول در شرایط بدون تنش و تنش خشکی اثرات منفی بر شاخص‌های جوانه‌زنی گیاه عدس دارد.


حمید شریفی، محمد خواجه‌حسینی، محمدحسن راشد محصل،
جلد 2، شماره 1 - ( 6-1394 )
چکیده

وجود خواب در بذرهای گیاهان تیره چتریان یکی از مهم‌ترین دلایلی است که کشت و اهلی کردن آن‌ها را با مشکل مواجه کرده است. جهت ارزیابی خواب بذور هفت گونه دارویی مهم از تیره چتریان، در تابستان 1390 از رویشگاه‌های طبیعی آن‌ها در استان لرستان جمع‌آوری گردید، و جوانه‌زنی آن‌ها در آزمایشی با طرح کاملاً تصادفی و در چهار تکرار 25 تایی بذر مورد ارزیابی قرار گرفت. در آزمایش بررسی جوانه‌زنی در آب مقطر گونه‌های آوندول (Smyrnium cordifrolium)، چویل (Ferulago angulata)، کرفس وحشی (Kelussia odoratissima) و کندل کوهی (Dorema aucheri) فاقد جوانه‌زنی، حال ‌آنکه گلپر (Heracleum persicum) دارای 30%، زیره لرستانی (Bunium luristanicum) 96% و غازیاقی (Falcaria vulgaris) 97% جوانه‌زنی از خود نشان دادند. برای شکستن خواب بذر گونه‌های با جوانه‌زنی کمتر از 30 درصد تیمارهایی شامل سرمادهی مرطوب به مدت زمان‌های 2، 4، 6، 8، 10 و 12 هفته، اسید جیبرلیک با دو غلظت 250 و 500 میلی‌گرم در لیتر، تیمار ترکیبی (اسید جیبرلیک 250 میلی‌گرم در لیتر با تیمار 4 هفته سرمادهی و تیمار ترکیبی اسید جیبرلیک 500 میلی‌گرم در لیتر با تیمار 4 هفته سرمادهی) و نیترات پتاسیم 2/0 درصد اعمال گردید. نتایج نشان داد برای گلپر سرمادهی مرطوب 6 هفته (71%)، و برای گونه‌های کندل کوهی (90%)، کرفس وحشی (63%) و چویل (97%) تیمار 12 هفته سرمادهی مرطوب مؤثرترین تیمارهای شکستن خواب بذرها بودند. همچنین بذر گونه‌های گلپر و کندل کوهی دارای خواب فیزیولوژیکی متوسط و گونه‌های چویل و کرفس وحشی داری خواب فیزیولوژیکی عمیق بودند.


راهله احمدپور، نظام آرمند، سعید رضا حسین زاده،
جلد 2، شماره 2 - ( 12-1394 )
چکیده

به‌منظور بررسی برهمکنش سطوح مختلف عصاره آبی ورمی کمپوست و تنش شوری بر شاخص‌های جوانه‌زنی نخود (رقم کرج) آزمایشی به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار انجام شد. فاکتورهای آزمایش شامل: 4 سطح مختلف از عصاره ورمی کمپوست شامل (صفر، 5، 10 و 20 درصد حجمی) و 4 غلظت شوری: صفر، 30، 60 و 90 میلی مول بر لیتر کلرید سدیم بود. نتایج نشان داد بین سطوح مختلف عصاره ورمی کمپوست و تنش شوری اختلاف معنی‌داری  (در سطح احتمال 1 درصد) از نظر درصد جوانه‌زنی، طول ساقه‌چه و وزن خشک ساقه‌چه وجود داشت. تنش شوری در سطح 90 میلی مول بر لیتر کلرید سدیم منجر به کاهش معنی‌داری در کلیه صفات مورد بررسی نسبت به شرایط بدون تنش شوری شد. برهم‌کنش عصاره ورمی کمپوست و تنش شوری تأثیر معنی‌داری (در سطح احتمال 5 درصد)  بر میزان سرعت جوانه‌زنی، طول ریشه‌چه، وزن خشک ریشه‌چه و آندوسپرم مصرفی داشت. عصاره ورمی کمپوست با سطح 5 درصد حجمی در تیمارهای تنش شوری ملایم (30 میلی مول بر لیتر کلرید سدیم) و بدون تنش شوری، موجب افزایش معنی‌داری در میزان طول ریشه‌چه، وزن خشک ریشه‌چه و آندوسپرم مصرفی نسبت به سطح صفر شد.


اسما ریکی ماریشانی، مهدیه ابراهیمی، ابراهیم شیرمحمدی،
جلد 5، شماره 1 - ( 6-1397 )
چکیده

DOR: 98.1000/2383-1251.1397.5.21.9.1.1578.41

چکیده مبسوط
مقدمه: اثرات دگرآسیبی گیاهان بر یکدیگر یکی از دغدغههای مهم در اصلاح و احیای مراتع کشور است. دگرآسیبی به اثرات بازدارنده یک گیاه بر رشد، نمو و یا سبز شدن گیاه دیگر اشاره دارد. ازجمله روشهای احیاء مراتع، کاشت گونه‌های مناسب و سازگار است؛ اما بدون در نظر گرفتن خاصیت دگرآسیبی گیاه احتمال شکست پروژه زیاد است. در تحقیق حاضر تأثیر عصاره درمنه دشتی بر سبز شدن، برخی خصوصیات موفولوژیک و محتوی عناصر غذایی کهور ایرانی که جوانهزنی سختی دارد،
مواد و روشها: تحقیق حاضر در محیط گلخانه با شرایط دمایی 5 ± 23 درجه سانتیگراد و رطوبت نسبی 60 درصد اجرا شد. طرح آزمایشی مورد استفاده کاملاً تصادفی با 4 تکرار بود. نمونههای خاک از روستای دجینگ در شهرستان خاش (استان سیستان و بلوچستان) جمعآوری شدند. بهمنظور تهیه عصاره گیاهی، نمونههای درمنه دشتی در سایه خشک و سپس آسیاب شدند. سپس 190 گرم از پودر گیاهی در ظروف یک لیتری قرار داده شد. مقدار یک لیتر اتانول خالص بر روی نمونههای پودر شده ریخته شد و بر روی دستگاه شیکر بهمدت 24 ساعت قرار داده شد. محلول حاصل از صافی عبور داده شد و عصاره بهدست آمد. کشت بذرها در گلدانهای پلاستیکی به گنجایش شش کیلوگرم انجام شد و در هر گلدان سه کیلوگرم خاک ریخته شد. در هر گلدان تعداد 30 بذر به عمق سه سانتی‌متر کشت شد. تیمارها در دو غلظت 2/0 درصد (2 میلیلیتر در 1000 میلیلیتر آب مقطر)، 4/0 درصد و صفر به همراه آبیاری گیاه اعمال شدند. صفات مورد اندازه‌گیری شامل سرعت و درصد سبز شدن، طول ریشهچه و ساقهچه، وزن خشک جوانهها، محتوی کلروفیل، کاروتنوئید و محتوی عناصر غذایی کهور ایرانی بود.
یافتهها: نتایج نشان داد بیشترین درصد و سرعت سبز شدن بذر مربوط به تیمار 2/0 درصد بود. در حالی که غلظت 4/0 درصد تأثیر بازدارندگی بر جوانهزنی گیاه داشت. با افزایش غلظت عصاره، طول ریشهچه و ساقهچه و وزن خشک گیاه کاهش معنیدار داشت. بیشترین و کمترین طول ریشهچه، ساقهچه و وزن خشک گیاه بهترتیب مربوط به تیمار صفر و 4/0 درصد بود. نتایج نشان داد عصاره درمنه دشتی باعث کاهش معنیدار رنگیزههای فتوسنتزی گیاه شد. بیشترین کلروفیل a، b، کلروفیل کل و کاروتنوئید مربوط به تیمار صفر بود و با افزایش غلظت عصاره محتوی رنگیزه‌های فتوسنتزی کاهش یافت. بیشترین و کمترین محتوی نیتروژن و فسفر گیاه بهترتیب در تیمار 2/0 و 4/0 درصد اندازهگیری شد. مقدار پتاسیم و منگنز با افزایش غلظت عصاره کاهش یافت. در حالی که با افزایش غلظت عصاره مقدار روی در بافتهای گیاهی افزایش معنیدار داشت. بهطور کلی عصاره درمنه دشتی در غلظت 2/0 درصد باعث افزایش سبز شدن کهور ایرانی شد.
نتیجهگیری: بهطور کلی، با افزایش غلظت عصاره درمنه دشتی، صفات مورفولوژیک و رنگیزههای فتوسنتزی کهور ایرانی کاهش داشتند. عصاره درمنه بر جذب عناصر غذایی توسط کهور ایرانی تأثیر متفاوت داشت. بهطوری که در غلظتهای پایین باعث افزایش جذب نیتروژن و فسفر و در غلظتهای بالا باعث افزایش جذب منگنز گردید. غلظت 2/0 درصد عصاره درمنه بر روی سبز شدن گیاه تأثیر مثبت داشت. با توجه به تأثیر مثبت درمنه دشتی بر افزایش سبز شدن کهور ایرانی میتوان از عصاره گیاه در غلظتهای پایین برای افزایش جوانهزنی کهور ایرانی استفاده نمود. بهویژه این که کهور ایرانی دارای مشکل جوانهزنی است؛ اما با توجه به تأثیر منفی درمنه دشتی بر رشد و جذب عناصر غذایی در کهور ایرانی کشت این دو گیاه باهم در مراتع خشک توصیه نمیشود.

جنبه‌های نوآوری:
1- عصاره درمنه دشتی تأثیر بازدارنده بر سبز شدن بذر کهور ایرانی داشت.
2- با افزایش غلظت عصاره درمنه، خصوصیات مورفولوژیک کهور ایرانی کاهش داشت.
3- عصاره درمنه دشتی تأثیر منفی بر رنگیزه­های فتوسنتزی کهور ایرانی داشت.


حسین نستری نصرآبادی، مهدی مرادی، محمد ناصر مودودی،
جلد 5، شماره 2 - ( 12-1397 )
چکیده

DOR: 98.1000/2383-1251.1397.5. 139.10.2.1606.1610
چکیده مبسوط
مقدمه: استفاده از تنظیم کننده‌های رشد گیاهی یکی از روش‌هایی است که می‌تواند رشد گیاه را در برابر تنش‌های محیطی از جمله شوری بهبود دهد. اسید سالیسیلیک نقش بسزایی در تنظیم فرآیندهای فیزیولوژیکی از جمله جوانه‌زنی در گیاهان دارد. علاوه بر استفاده از تنظیم کننده‌های رشد گیاهی، استفاده از باکتری‌های محرک رشد جهت افزایش بنیه بذر به منظور ایجاد یکنواختی و افزایش درصد جوانه‌زنی و استقرار بهتر گیاهچه افزایش یافته است. باکتری‌های محرک رشد با دخالت در تولید هورمون‌های گیاهی از جمله اکسین، جیبرلین، سایتوکنین‌ها و همچنین تثبیت نیتروژن و یا فراهمی فسفر و سایر عناصر غذایی، می‌توانند نقش موثری در افزایش مقاومت گیاهان در شرایط نامساعد محیطی داشته باشند.
مواد و روش‌ها: این آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی در سه تکرار انجام گرفت. عامل اسید سالیسیلیک در دو سطح صفر و یک میلی مولار انتخاب شد. تیمار باکتری شامل ازتوباکتر، آزوسپریلیوم، مخلوط ازتوباکتر و آزوسپریلیوم و بدون تلقیح و تیمار شوری در پنج سطح صفر، 50، 100، 150 و 200 میلی مولار بود.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که هیچ کدام از تیمارها اثر معنی‌داری بر درصد جوانه‌زنی نداشتند. تنش شوری 50 میلی مولار در خربزه باعث افزایش معنی‌دار طول ریشه‌چه و ساقه‌چه، بنیه بذر و وزن‌تر گیاهچه شد و با افزایش تنش شوری بیش از 50 میلی مولار شاخص‌های جوانه‌زنی بطور معنی‌داری کاهش یافت. تیمار اسید سالیسیلیک یک میلی مولار باعث افزایش معنی‌دار سرعت جوانه‌زنی، طول ریشه‌چه و ساقه‌چه و بنیه بذر گردید. در بین باکتری‌های محرک رشد ازتوباکتر و مخلوط ازتوباکتر و آزوسپریلیوم بطور معنی‌داری نسبت به شاهد باعث افزایش پارامترهای جوانه‌زنی گردید. بطور کلی فاکتورهای جوانه‌زنی بذر خربزه تحت تنش شوری در ترکیب اسید سالیسیلیک یک میلی مولار با ازتوباکتر نسبت به آزوسپریلیوم و مخلوط باکتری‌های محرک رشد افزایش بیشتری یافت. این نتایج می‌تواند بیانگر رابطه تقویت کنندگی باکتری‌های محرک رشد با اسید سالیسیلیک در جهت افزایش طول ریشه‌چه باشد.
نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج، می‌توان پیش تیمار بذرهای خربزه با غلظت یک میلی مولار اسید سالیسیلیک و تلقیح آنها با ازتوباکتر را برای بهبود جوانه‌زنی و استقرار بهتر گیاهچه‌های خربزه تحت تنش شوری توصیه نمود.

جنبه‌های نوآوری:
  1. بررسی خصوصیات جوانه‌زنی بذر خربزه خاتونی تحت تنش شوری.
  2. بررسی تأثیر کودهای زیستی و اسید سالیسیلیک بر جوانه‌زنی و رشد دانهال‌های خربزه تحت تنش شوری.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله پژوهشهای بذر ایران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2019 All Rights Reserved | Iranian Journal of Seed Research

Designed & Developed by : Yektaweb

Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons Attribution 4.0 International License.